هویت ایرانی در معرض هجوم بیگانگان
و مسوولیت ایرانی بودن
«هویت» هر ملت و کشوری ، اصلیترین و نیرومندترین عامل نگهدارندة آن ملت و کشور، در مقابل هجومهای نظامی، فرهنگی و تبلیغاتی ـ سیاسی است. برخلاف کشورهای نوپیدا، که «هویت ملی» آنها سابقهای در تاریخ ندارد، ایران و هویت ایرانی، از سابقهای چند هزار ساله در تاریخ برخوردار است. بعد از برپایی حکومت فراگیر شیعی (حکومت وحدت ملی) در ایران به رهبری شاه اسماعیل صفوی، هویت ملی ایرانیها منسجمتر شد و این هویت، به عنوان منبعی قدرت بخش ، ایرانیان را در حفظ تمامیت ارضی و حکومت شیعی و فرهنگ ایرانی پایدارتر کرد. بیگمان دلبستگی به تشیع و ایران ـ که هویت ملی ایرانیها بر این دو عامل استوار است ـ چندان قدرتی به ایرانیها داده است که رهبران باکفایت و لیاقتمند ایران با تکیه بر همین عوامل، توانستهاند ایران و حکومت شیعه را طی قرنها از تجاوزات و گزند بیگانگان و قدرتهای بزرگ حفظ کنند.
در جنگ چالدران، هیجده هزار سرباز شیعه ایران در مقابل دویست هزار سرباز ترک عثمانی تا آخرین نفس جنگیدند... درجنگ روسیه با ایران نیز، پیروزیهای ایرانیها مرهون انگیزة میهنی و مذهبی آنها بوده است، بخصوص در دور دوم جنگ که با اعلام جهاد توسط علما، دهها هزار ایرانی به جبهه سرازیر شدند و 17 ولایت قفقازی بخصوص ایران شمالی (اران/ جمهوری آذربایجان) را از اشغال روسها آزاد کردند که این پیروزیها به علت بیکفایتی دربار ایران به شکست انجامید...
از آن روی که «هویت ملی» برای ملت ایران و البته هر ملتی از اهمیت اساسی و حیاتی برخوردار است، هرگاه که ملت ایران احساس کردهاند، «هویت ملی» آنها با تهدید مواجه شده، به شدت واکنش نشان دادهاند. جنگی که با حمایت آمریکا و توسط رژیم صدام بر ایران تحمیل شد، اقدامی برای تجزیة ایران و تخریب هویت ایرانی بود. در این حال، ملت ایران به شدت واکنش نشان دادند که سرازیر شدن صدها هزار رزمنده از نقاط مختلف کشور به جبهههای جنگ برای حفظ تمامیت ارضی، جلوهای از واکنش ملی برای حفظ هویت ایرانی بود.
طی ده سال گذشته، برنامهریزی، سرمایهگذاری و اقدامات گستردهای از سوی آمریکا و متحدان غربی آن با همکاری برخی کشورهای همسایة ایران ، برای «تخریب هویت ملی ایرانی» صورت گرفته است. این اقدامات در سطح جهانی و نیز در داخل ایران پیگیری میشود. تحرکاتی مانند استفاده از عبارت جعلی به جای «خلیج فارس» توسط مؤسسة نشنال جئوگرافیک و تولید فیلم 300 توسط هالیوود و ... تنها بخشهایی آشکار از تلاش آمریکا برای تخریب هویت ایرانی است. اما یکی از مهمترین اقدامات آمریکا برای «تخریب هویت ملی ایرانی» ، ایجاد گروههای مختلف تجزیهطلب قومی (اپوزوسیون تجزیهطلب) یا تلاش برای ترویج قومگرایی درمیان ملت ایران و تجزیة فرهنگی این ملت واحد است.
طی ده سال گذشته، گروهکها و تشکلهای متعددی به نام اقوام ایرانی (بلوچها، عربها، آذریها، ترکمنها، کردها) با برنامهریزی و حمایت مالی ـ سیاسی و تبلیغاتی آمریکا ایجاد شدهاند. این گروهکها به تناسب شرایط خود و محیط، از راهزنی و ترور گرفته تا شورش و اغتشاش خیابانی را مرتکب میشوند، اما مهمترین کارکرد آنها برای آمریکا، مبارزه با «هویت ایرانی» است. به بیان روشن، جنگ هشت سالة تحمیلی آمریکا به ملت ایران، هدفی جز تخریب و نابودی هویت ایرانی نداشت، در جنگ هشت ساله، ابتدا میخواستند ایران را تجزیه و تخریب کنند تا هویت ایرانی را از بین ببرند، لیکن بعد از ناکام ماندن در تخریب و تجزیة کشور ایران، اکنون سالهاست که میخواهند، ابتدا «هویت ایرانی و ایرانیّت» را تخریب و تضعیف کنند تا به تبع آن، ایران نیز دچار تجزیه شود. بدین منظور، یکی از مهمترین وظایف تعریف شده برای گروهها و محافل ضدایرانی و قومی در داخل و خارج از کشور، مبارزه با هویت ایرانی و تفکر ایرانی ـ شیعی است.
بررسی مطبوعات، سایتها و وبلاگها و شبکههای رادیویی ـ تلویزیونی وابسته به بیگانگان و محافل تجزیة قومی نشان میدهد که تلاش برای تخریب هویت ایرانی، مهمترین هدف بیگانگان و محافل و تشکلهای وابسته به آنها میباشد.
برخی از محورهای کاری آنها برای تخریب و تضعیف هویت ایرانی چنین است:
1ـ تبلیغ علیه ایدئولوژی شیعی که مبنای دولت وحدت ملی ایران از عهد شاه اسماعیل صفوی است و جایگزین کردن ایدههای قومی و لاییک به جای آن.
2ـ تلاش برای ایجاد حس نفرت و بدبینی بین اقوام ایرانی (گسست اقوام) و زمینهسازی برای اغتشاشات و شورشهای قومی.
3ـ زیر سؤال بردن تاریخ شکوهمند ایران با انتشار مقالات و کتابها توسط نویسندگان قلم بمزد.
4ـ تبلیغات علیه زبان ملی (زبان فارسی) و تلاش برای ایجاد تقابل بین زبان ملی با زبانهای محلی و قومی.
5ـ تبلیغات علیه نمادهای فرهنگ و هویت و تاریخ ایران مانند تخت جمشید و شاهنامه فردوسی و ...
6ـ تحریف شخصیتهای جهانی ایران مانند فردوسی، نظامی گنجوی، شهریار ، شاه اسماعیل صفوی ، مولوی و ...
7ـ تبلیغ و نظریهپردازی برای «فدرالیسم» به جای حکومت مقتدر مرکزی برای سست کردن وحدت ملی.
8 ـ احیا و ترویج فرقههای ضالة مذهبی مانند بهائیت ، وهابیّت و ترویج خرافهگرایی.
به نظر میرسد ، مهمترین ضعف دستگاهها و مراجع مسوول و مراکز سیاسی ـ فرهنگی تصمیمگیر در ایران، عدم درک عمیق از اقدامات گستردة دشمن برای تخریب بنیانهای هویت ملی ، و در نتیجه عدم مقابله صحیح با ماجرا میباشد. بایستی این نکته را دریافت که پیروزی در جنگ هویت، و حفظ و تحکیم هویت ملی در هجوم گستردة بیگانگان، بسیار پُراهمیتتر از پیروزی در جنگ هشت ساله است، اما پیروزی در جنگ فرهنگی نیز دشوارتر از جنگ فیزیکی است، هم برای دشمن و هم برای ما. زیرا که جنگ هویت، جنگی پیچیده، ظریف و طولانی است. این جنگ در وسعت ذهنها و اندیشهها اتفاق میافتد و ابزار آن نه تفنگ و توپ، که قلم و رسانه و خبر و شعر و داستان و هنر و مقولاتی از این دست است. پیروزی در جنگ هویت، موفقیتهای بزرگی را برای ملت ایران میتواند در پی داشتهباشد که یکی از اساسیترین این موفقیتها، تثبیت موقعیت و جایگاه فرهنگی ایران (قدرت فرهنگی) در منطقه و جهان است.
جنگ هویت که دشمن آغازگر آن است و اکنون به مثابة تهدیدی نیرومند تلقی میشود، در صورت برنامهریزی کلان و بسیج نیروها و نخبگان، قلمداران و هنرمندان و نظریهپردازان برای مقابله با آن ، میتواند به فرصتی ارزشمند برای تعمیق و گسترش هویت ایرانی تبدیل شده و موجب بسط این هویت شکوهمند و پیامهای شیعی و آزادیخواهانه آن در منطقه بخصوص جهان تشیع و جهان اسلام گردد که در این صورت به تهدیدی قدرتمند و زوال ناپذیر علیه آغازگران جنگ هویت (آمریکا و ...) و عوامل آنها تبدیل میگردد.
نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٢:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٧
