در فراق شیدای عشق و حماسه - استاد یحیی شیدا
استاد یحیی شیدا ،
شاعر و نویسنده توانای ایران درگذشت .
* دکتر عارف محمدزاده
شاعر ، نویسنده و روزنامه نگار توانای ایران ، استاد یحیی شیدا بعد از 60 سال کوشش در عرصه فرهنگ ، 28 مهر ماه 1390 در منزل خویش در شهر تبریز دار فانی را وداع گفت.
شیدا به سال 1303 در تبریز چشم به جهان گشود. در اوان جوانی در محضر یکی از شاعران مذهبی شهر تبریز معروف به مولانا یتیم ( پدر مرحوم استاد عابد تبریزی ) به فراگیری فنون شعر و پرورش ذوق و قریحه خویش پرداخت. فعالیت شیدا به حوزه شعر محدود نماند و به فعالیتهای مطبوعاتی ، داستان نویسی و... نیز روی آورد. در ایام اشغال آذربایجان توسط قوای شوروی ( سالهای1320 تا 1325 ) و تسلط بیگانه گرایان ( فرقه دمکرات ) بر آذربایجان ، شیدا در محفل ادبی وابسته به این فرقه نیز چندین جلسه شرکت کرد ، اما با مشاهده وابستگی این فرقه به بیگانگان ، ارتباط خود را با آن قطع کرد و علیه بیگانه گرایان نیز به فعالیت پرداخت.
یحیی شیدا در مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت ایران ، از فعالترین چهره های سیاسی آذربایجان بود و به همبن دلیل نیز بعد از سقوط مصدق تحت تعقیب قرار گرفت و به همراه برخی از مبارزان به تهران و اصفهان فرار کرد و مدتها با وضعی سخت و به صورت ناشناس در اصفهان زندگی کرد.
شیدا بعد از بازگشت از اصفهان دستگیر و مدتی نیز در تبریز زندانی شد . وی بعد از آزادی از زندان نیز به فعالیتهای ادبی و سیاسی خود به صورت مستقل و بدون هر گونه وابستگی به گروهها و جریانهای سیاسی ادامه داد و در این مسیر نیز بارها به ساواک احضار و تحت بازجویی قرار گرفت ، این در حالی است که در همین زمان افرادی مانند دکتر جواد هیئت ریاست بیمارستان شهربانی را در تهران بر عهده داشتند و با رژیم دیکتاتوری پهلوی همکاری تنگاتنگ داشتند.
شیدا در فعالیتهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیت داشت و یکی از مهم ترین فعالیتهای وی سرودن شعرهای انقلابی درباره حماسه های ملی قیام 29 بهمن تبریز ، پیروزی انقلاب در 22 بهمن و... بود. بسیاری از شعرهای شیدا درباره انقلاب اسلامی بارها و بارها در نشریات و کتابها منتشر شده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، یحیی شیدا به صورت گسترده به همکاری با نهادهای اسلامی و انقلابی پرداخت. از جمله فعالیتهای این شاعر برجسته ، حضور مستمر در شبهای شعر ، کنگره های ادبی و جلسات فرهنگی بود. در این راستا استاد یحیی شیدا سفرهای متعددی به شهرهای مختلف کشور و خارج از کشور نیز داشت. به سال 1370 استاد یحیی شیدا همراه با استاد جلال محمدی که در آن زمان از شاعران و نویسندگان جوان کشورمان بود ، انجمن ادبی استاد شهریار را در تبریز تشکیل دادند . این انجمن ادبی با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی شکل گرفت و تا سال 1383 به فعالیت خود ادامه داد.
استاد یحیی شیدا با اداره کل ارشاد اسلامی نیز همکاری نزدیکی داشت و به پاس قدردانی از نیم قرن فعالیتهای ادبی وی ، کنگره بزرگداشت وی تحت عنوان " شیدای عشق " به همت ارشاد اسلامی برگزار شد و...
یحیی شیدا از شاعرانی بود که همواره از جدایی 17 شهر قفقاز از ایران ، احساس اندوه و رنج داشت . و همکاری خوبی نیز با " حرکت آزادیبخش ایران شمالی "داشت . استاد یحیی شیدا در همایش ادبی " حسرت " ، و همایش بزرگ ادبی هجران که با حضور شاعرانی از 17 شهر ایران( به یاد 17 شهر قفقاز ) به سال 1379 در تبریز برگزار شد ، حضور فعال داشت و عضو هیات علمی این همایش بود. شیدای وطن به مناسبت همین همایش شعر معروف خود را سرود :
آی آراز ! بیر دالغا وور ، دریا کیمی توفان ائله ...
درباره این شعر شیدا ف مطلبی در ویژه نامه همایش شعر پایداری تبریز ( 1389 ) درج شده است که خواندنی است :
شعر مقاومت و پایداری ، شعر ضد اشغالگری و شعر میهنی در ایران سابقه ای دور ودراز دارد.بزرگان شعر ایران در این عرصه آثاری ماندگار از خود بر جای نهاده اند. شاهنامه فردوسی از معروفترین آثار حماسی جهان و نمونه ای بی بدیل از شعر حماسه و پایداری است. در این عرصه شاعران آذربایجان نیز نقشی برجسته ایفا کرده اند. چنانکه بعد از تهاجم دشمن بعثی به خاک مقدس کشورمان ، این استاد شهریار ، شاعر ملی ایران بود که پرچم شعر دفاع مقدس را بر افراشت و به دنبال او ، صدها شاعر دیگر نیز وارد این عرصه شدند. آثاری که استاد شهریار درباره دفاع مقدس سروده ، نمونه هایی برجسته از توصیف دلاوریهای رزمندگان اسلام و تعهد این شاعر بزرگ نسبت به میهن و نظام اسلامی و خونهای پاکی است که در مصاف با دشمن بر خاک ریخته است...
بخشی از شعر پایداری تاریخ شعر و ادب ایران ، مربوط به جنگهای طولانی روس – ایران است که با تهاجم روسیه به سرزمینهای قفقازی ایران آغاز شد و بعد از 25 سال با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای که با همدستی روس و انگلیس منعقد شد پایان یافت و منجر به جدایی 17 ولایت قفقاز ی ایران شد. درباره این موضوع ، بسیاری از شاعران ایران و از جمله شاعران برجسته آذربایجان مانند قایم مقام فراهانی ، مجمر اصفهانی ، حکیم هیدجی و استاد شهریار شعرهای بلندی سروده اند.استاد یحیی شیدا ، شاعر برجسته کشورمان که خود از یاران استاد شهریار است ،از ابتدای انقلاب اسلامی ، اشعار متعددی درباره انقلاب و دفاع مقدس( 22 بهمن ، 29 بهمن ، حماسه های رزمندگان و...)به زبانهای فارسی و آذربایجانی سروده و در عین حال ،با حضور مستمر در محافل ادبی و همکاری با سازمان تبلیغات در تشکیل و فعالیت انجمن ادبی استاد شهریار، در شکوفایی استعدادهای جوان نقش داشته است. شعر حماسی « آی آراز...» ( ای ارس ...) یکی از اشعار استاد شیدا است که نحوه نگاه شاعر برجسته کشورمان به جنگهای روس – ایران و عهدنامه های فاجعه بار گلستان و ترکمانچای و عمق تاسف و اندوه شاعر از این ماجرا را توصیف میکند.این شعر سندی دیگر است حاکی از اینکه شعر دفاع مقدس همچنان ادامه خواهد یافت ، همانگونه که هنوز هم شاعران اندیشمند جنگی را که حدود دو قرن پیش رخ داده فراموش نکرده اند ،تا قرنهای دیگر نیز دفاع مقدس هشت ساله را فراموش نخواهند کرد...
این شعر استاد شیدا که حدود دوازده سال پیش سروده شده و بارها در نشریات و کتابهای مختلف منتشر شده ، با استقبال خاص مردمی روبرو شده است :
آی آراز طوفان ائله !...
- استاد یحیی شیدا
آی آراز، بیر دالغا وور، دریا کیمی طوفان ائله
ظالمین ییخ قصرینی، اؤز باشینا ویران ائله
زوره محکوم ائیلهییب، ایندی طبیعت بیزلری
زور دئیهن جلّاد ایله، بیزلر آرا دیوان ائله
بیر هجوم ایله داغیت، شیطانلارین کاشانهسین
او فساد و فتنه قصرین، خاکله یکسان ائله
وئرمه امکان بوندان آرتیق هر شرفسیز انسانا
آز بو یولسوز کسلری، دل مولکونه سلطان ائله
تؤکدو ناحق، سئل کیمی، بیهوده قارداشلار قانین
کئچمیشی سال خاطره، بیر قانه یوز مین قان ائله
سو دهییل سندن آخان، قانه دؤنن گؤز یاشی دیر
بو اَسَف احوالی گؤر، طوفان قوپار، عصیان ائله
بیر ـ بیریندن، سن بو قان قارداشلارین سالدین اوزاق
گل بو سرگردانلارین، هر موشگولون آسان ائله
بیر قیلیج تک اورتادان کسدین محبّت رشتهسین
آز بو مئیداندا شرارت مرکبین جولان ائله
قاضی اول، انصافه گل ، حکم زامان وئر تازهدن
غصب اولان تورپاقلاری، وابستة ایران ائله
کؤکلهمه هجران سازین، دل سوزونو آرتیرما چوخ
وصلدن سال صحبتی، گل چارة هجران ائله
قارداشی ـ قارداشا چاتدیر، جانی هجراندان قوتار
بو آغیر بیر خستهلیکدیر، خستهیه درمان ائله
نه «شمالی » نه « جنوبی»؟ آت بو چیرکین سؤزلری
مولک ایراندیر تماماً، دونیایا اعلان ائله ( 1)
لعنت او شاهه کی، وئردی باده ملک ایرانی
یاده سالدیقجا او شاهی، لعن ائله، افغان ائله
فتحعلی شاه ائیلهدی، فاحش خیانت ایرانا
سنده خدمت گؤستریب، نقصانلاری جبران ائله
تورکمن چای پیمانی، بیر ننگ دیر تاریخده
عُرضهسیز شاهین ایشین دونیالره اعلان ائله
کئچدی اون یئددی شَهَر روسیّهنین چنگالینا
بو جنایاتی گتیر یاده، بوگون عنوان ائله
گولستان پیمانیدا سیندیردی ایرانین بئلین
بو ایشه باعثلره، یارب اؤزون دیوان ائله
گل گتیر بو ملّته آزادهلیک فرمانینی
ملک ایرانی صفاده روضة رضوان ائله
تهمت و تحقیر اوخو، هر سمتیدن یاغماقدادیر
سینهوی بیر داغ کیمی، بو اوخلارا قالخان ائله
یا اؤزون چک بیر کناره، غصب اولان مرزی گؤتور
یا ایکی روحو سازاشدیر، دللری شادان ائله
«شیدا» نین دائیم فراق یاردن آغلار گؤزو
گؤستر او شوخون جمالین، گول کیمی خندان ائله.
_________________
(1) اشاره به تبلیغات بیگانگان است که بخشی از سرزمین جدا شده از ایران با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای را یعنی جمهوری آذربایجان را به علت مقاصد سیاسی « آذربایجان شمالی ! » و آذربایجان ایران را « آذربایجان جنوبی ! » مینامند و از این عناوین جعلی ، مقاصد تجزیه طلبانه دارند. شاعر میگوید : « شمالی و جنوبی چیست ؟ این حرفهای چرکین را به دور انداز . همه این سرزمینها ، ملک ایران است و این را به صراحت برای جهان بازگو کن .»
سرزمینهای قفقازی ایران به علت قرار داشتن در منطقه شمالی فلات ایران - قرار داشتن در شمال کشور ایران (پیش از اشغال ) - اطلاق ایران شمالی به این منطقه در کتب تاریخی و علل دیگر " ایران شمالی " نامیده میشود و این نام مورد پذیرش ایرانیان است . حتی بسیاری از شخصیتهای سیاسی کنونی ایران نیز با همین عنوان از سرزمین مورد نظر یاد کرده اند و اخبار آن منتشر شده است.
نقل از : ایران شمالی
iraneshomali.blogfa.com
خبری دردناک از تابناک : علی اکرام علی اف درگذشت ...
خبر زیر را دقایقی پیش در سایت خبری تابناک دیدم ، خبر درگذشت علی اکرام علی اف بنیانگذار حزب اسلامی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و رهبر سابق این حزب ...
دکتر محسن صمد اف رهبر کنونی اسلامگرایان از دو ماه پیش در باکو زندانی شده است.
حدود ساعت 17 روز پنج شنبه «حاج علی اکرام» رهبر پیشین اسلامگرایان جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در منزل شخصی خود در نارداران باکو به رحمت ایزدی پیوست.
به گزارش «تابناک»، حاج علی اکرام فرزند اسماعیل، مبارز مسلمان و رهبر سابق اسلامگرایان قفقاز در سال 1940م. در قصبه نارداران ـ 25 کیلومتری شمال باکو ـ در یک خانواده متدین متولد شد.
حاج علی اکرام سالها رهبری مقلدان امام در باکو و قصبه نارداران را به عهده داشت و از ارادتمندان مقام معظم رهبری محسوب می گردید.
بعد از فروپاشی شوروی و تشکیل کشور جمهوری آذربایجان، رهبر اسلامگرایان در آن مناطق بود و «حزب اسلامی جمهوری آذربایجان » یا به تعبیر خودش «حزب جمهوری اسلامی آذربایجان» را تأسیس کرد.
مبارزات و مجاهدات او و همرزمانش علیه سلطه غرب و حاکمیت کمونیستهای سابق و خاندان « علی یف» و دعوت مردم مسلمان و روشنفکران به اسلام و حاکمیت ارزشهای دینی، از درخشانترین اقدامات ایشان به حساب می آید.
حاج علی اکرام پیش از فروپاشی شوروی، به سبب داشتن گرایشهای مذهبی، از بسیاری امتیازات اجتماعی محروم گردید و بعد از فروپاشی شوروی و تثبیت حکومت حیدر علی یف سالها در زندان مخوف این حکومت مانده و مورد شدیدترین شکنجهها و اهانتها قرار گرفت به گونه ای که در زندان، بیماری قند در بدنش شدت یافت و دولت باکو اجازه معالجه و مراجعه به پزشک نداد؛ در نتیجه چشمهایش دچار آسیبهای جبران ناپذیری شد.
مجاهد حق طلب و مؤمن،حاج علی اکرام در حالی از زندان بیرون آمد که بیش از هشتاد درصد روشنایی چشمانش را در زندان از دست داده بود.
حاج علی اکرام علیرغم سالها تحمل زندان و شکنجه ، همچون اباذر، شجاع و صریح، علیه ظالمان میخروشید و از اسلام دفاع میکرد. ایشان طی سالهای اخیر بارها برای معالجه به تهران و تبریز سفر کرده بود.
گفتنی است بر اساس این گزارش، پیکر رنجور حاج علی اکرام پس ازاقامه نماز به امامت حجه الاسلام و المسلمین اجاق نژاد نماینده مقام معظم رهبری در باکو و برگزاری مراسم تشیع جنازه در شهرک مذهبی نارداران؛ در جوار زیارتگاه بی بی حکیمه آرام گرفت.
گفتنی است از چند سال پیش دکتر محسن صمداف بعنوان رهبر حزب اسلام و اسلامگرایان جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) انتخاب شده که بیش از دو ماه پیش ایشان به دلیل سخنرانی علیه ممنوعیت حجاب در این کشور و سیاستهای ضددینی دولت باکو بازداشت و همچنان در زندان بسر می برد.
کشتار شیعیان از باکو تا بحرین با حمایت حامیان جهانی حقوق بشر
کشتار شیعیان ؛
از باکو تا بحرین
مدتهاست که رژیم امریکایی باکو با توصیه های حامیان خارجی اش بخصوص صهیونیستها و امریکایی ها سرکوب و دستگیری و کشتار شیعیان را توسعه داده است . این در حالی است که حدود نود درصد از مردم ایران شمالی شیعه هستند . شیعیان ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) طی بیست سالی که از تشکیل و پیدایش کشور گوچکی به نام جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) می گذرد تحت انواع آزارها وفشارهای حاکمیت هستند این فشارها بعد از به قدرت رسیدن خاندان علی اف ها از سال ۱۹۹۴ طی یک کودتای سیاسی افزایش یافته است . هر قدر روابط رژیم باکو با طرفهای امریکایی و صهیونیستی گسترش می یابد سرکوب و فشار بر شیعیان نیز گسترده تر میشود .
طی ماههای اخیر جنبش حجاب در ایران شمالی به صورت روز افزون در حال گسترش است . این جنبش از سال ۲۰۰۳ و به دنبال تلاش خاندان علی اف برای ممنوعیت حجاب در کشور آغاز شد. مصیر مردان اف وزیر تحصیل رژیم باکو طی دستوری به مدارس و دانشگاهها اعلام کرد که دانش آموزان و دانشجویان محجبه بایستی از محیط های آموزشی اخراج شوند . وی با حضور در یکی از مدارس نارداران به حجاب و دانش آموزان محجبه اهانت کرد و بعد از آن تحصن یازده ماهه مردم نارداران در اعتراض به تلاشهای ضد اسلامی دولت حیدر علی اف شکل گرفت . در این تحصن نیروهای حیدر علی اف عده ای از مردم را مجروح و به شهادت رساندند . اما اعتراضها به شهرهای دیگر نیز گستر ش یافت .
طی ماههای اخیر مردم مسلمان ایران شمالی بارها طی اعتراضات مسالمت امیز از دولت باکو خواستند از فعالیت علیه اسلام دست بردارد اما رژیم در پاسخ به نیروهای امنیتی و پلیس متوسل شد. دهها تن از معترضین دستگیر و به زندانهای قرون وسطایی الهام علی اف منتقل شدند.
دکتر محسن صمداف نیز دستگیر شده و مدتهاست که تحت شگنجه های ماموران الهام علی اف قرار دارد . دکتر محسن صمد اف از فعالان اسلامی است که رهبر حزب اسلامی را نیز بر عهده دارد. اهالی ایران شمالی بعد از دستگیری دکتر صمد اف نیز به اعتراضات خود علیه اقدامات ضد اسلامی حکومت علی اف ادامه می دهند .
دکتر صمداف از چهره های برجسته علمی و سیاسی قفقاز است و از اعتبار خاصی بین مسلمانان قفقاز برخوردار می باشد که دستگیری وی موجب شدت یافتن اعتراضات مردمی علیه حکومت علی اف شده است.الهام علی اف تصور می کرد که با دستگیری دکتر صمد اف جنبش ضد حکومتی مردم فروکش خواهد کرد اما ماجرا بر عکس شده و دستگیری دکتر صمد اف رهبر برجسته حزب اسلامی موجب تهییج بیشتر مردم شده است.
حزب اسلامی جمهوری آذربایجان ُ نخستین حزب اسلامی که همزمان با فروپاشی شوروی در قفقاز تشکیل شد . این حزب که با استقبال گسترده مردمی روبرو شد در نخستین مرحله از فعالیت خود موفق شد دهها هزار تن از مردم را به عضویت جلب کند . فعالیت این حزب به شدت با واکنش رژیم صهیوینستی و امریکا روبرو شد و مسولان امریکایی در سال ۱۹۹۴ طی سفری به باکو و دیدار با حیذر علی اف یکی از مهم ترین شروط خود برای حمایت از وی جهت ابقا در قدرت را حذف حزب اسلامی اعلام کردند . بعد از آن حیدر علی اف سرکوب شدید این حزب را مورد توجه قرار داد و دهها تن از اعضای بلند پایه آن را دستگیر و زندانی و برخی را نیز به شهادت رساند. حیدر علی اف رهبر وقت حزب یعنی علی اکرام علی اف را به جاسوسی به نفع ایران متهم کرد اما علی اکرام در دادگاه فرمایشی فریاد زد : جاسوس کسی است که وطن ما را به امریکا و اسراییل فروخته است ( منظور او حیدر علی اف بود ) جاسوسها کسانی هستند که قره باغ را در مقابل میلیونها دلار فروختند...
علی اکرام علی اف نیز سالها در زندان حیدر علی اف محبوس شد و بعد از ابتلا به عنوان بیماریهای مهلک و از دست دادن چشمان خود آزاد گردید.
ایران شمالی سرزمینی است که اکثریت قاطع اهالی آن مسلمان و شیعه هستند اما حکومت یک حکومت دیکتاتوری و امریکایی است که هدف نخست مبارزه با اسلام و شیعیان است .
در بحرین نیز وضعیت مشابهی حاکم است یعنی اکثریت مردم شیعه هستند اما یک حکومت دیکتاتوری و ظاهرا اهل تسنن بر آنها حاکم است . حکومت بحرین ینز با حمایت حامیان حقوق بشر ! بخصوص امریکا و با بهره گیری گسترده از نیروهای خارجی ( عربستان سعودی وهابی ) به کشتار شیعیان می پردازد.
خبرگزاری فارس: یک انقلابی بحرینی با اشاره به حمله صبح امروز نیروهای امنیتی بحرین و عربستان به انقلابیون گفت: امروز تعداد زیادی شهید و مجروح شدند اما بهدلیل محاصره بیمارستانها آمار دقیقی نداریم.
احمد ترک جوان انقلابی بحرینی در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، در خصوص حوادث رخداده در این کشور و حمله نیروهای امنیتی به انقلابیون طی روزهای گذشته گفت: جوانان انقلابی در محلههای خود به دفاع پرداختهاند. نیروهای امنیتی 100 متری ما قرار دارند و ما تلاش داریم آنها را با پرتاب سنگ و کوکتلمولوتف بترسانیم.
وی افزود: در مناطق دیگر بحرین نیز جوانان از خود و خانههایشان دفاع میکنند.
این جوان انقلابی بحرینی با اشاره به حمله نیروهای امنیتی بحرین و عربستان به مردم در میدان شهدا و بیمارستان السلیمانیه، یادآور شد: تعداد زیادی شهید دادیم اما چون بیمارستانها در محاصره هستند، تعداد زخمیان و شهدایمان را نمیدانیم.
ترک افزود: جوانان بحرینی به یکدیگر امیدواری میدهند که ایران به کمک آنها خواهد آمد زیرا ما چیزی برای دفاع از خود نداریم. هر گزارشی که از حمایت مقامات ایرانی از ما میرسد، امیدواریمان را بیشتر میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه نیروهای امنیتی عربستان و بحرین جوانان بحرینی را از خانههای خود بیرون کشیده با خود میبرند، خاطرنشان کرد: تاکنون چنین مواردی را در بحرین نداشتیم و اصلاً تصور نمیکردیم روزی چنین اتفاقاتی رخ دهد.
این جوان انقلابی با ذکر این نکته که از عربستان، قطر و امارات به سمت بحرین نیرو فرستاده شده است، یادآور شد: کویت و عمان نیز قصد فرستادن نیرو داشتند اما با اعتراض مردمشان این کار را انجام ندادند.
ترک ادامه داد: عربستان در حالی که معترضان خود را در کشور قلع و قمع میکند، با فرستادن نیرو به یمن و بحرین نیز شیعیان آن کشورها را قتلعام میکند.
وی به دفاع جوانان انقلابی از خود با کوکتل مولوتف و سنگ اشاره کرد و اظهار داشت: جوانان وصیتنامه خود را نوشتهاند.
این جوان انقلابی با اشاره به استفاده نیروهای امنیتی عربستان و بحرین از گاز اعصاب گفت: طی روزهای گذشته با استنشاق این گاز، جوانان انقلابی به شدت تضعیف شده و به سرعت تحلیل میروند.
ترک افزود: نیروهای بحرین غالباً از خارجیانی هستند که توسط حکومت پاسپورت بحرینی گرفتهاند و به محلههای انقلابیون حمله کرده و اموال آنها را از بین میبرند، اما همه شیعیان با یکدیگر متحد و منسجم هستند.
پیام استاد شهریار به آذربایجان در جریان اشغال این منطقه در جنگ دوم جهانی ...
به پیشگاه آذربایجان عزیزم
● استاد شهریار
روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان
سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان
ای بلاگردان ایران، سینه زخمی به پیش
تیرباران بلا باز از تو میجوید نشان
آن مباد ای کشتی طالع به طوفان باخته
کِت همای عشق و آزادی نبینم بادبان
کاخ استقلال ایران را بلا بارد به سر
پای دار ای روز باران حوادث ناودان
زیر آن باران آتش چونی ای کانون انس
دود آهت تا که را آتش زند بر دودمان
زخم خورده مادرا، کی بندم از پا باز شد
تا به بالین تو آیم موکَنان، مویه کُنان
ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من
چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان
دیگران را نامه صلح و صفا بارد به سر
در شگفتم پس تو را آتش چرا بارد به جان
دیگران را مژده راحت رسد از هر طرف
با تو عرض تسلیت هم کس نیارد در میان
آنکه لاف دوستی زد با تو، آخر با تو کرد
آنچه کس با دشمن خونخوار خود نپسندد آن
دوست از دشمن ندانستی و تقصیر تو نیست
راست بودی و نبود از دوستانت این گمان
گوسپند از گرگ پاس خویشتن داند ولی
چون کند وقتی که پوشد گرگ شولای شبان
لیکن اینها دشمنان کردند، از ایران مرنج
دوست را قربانی دشمن نشاید کرد، هان
اختلاف لهجه ملّیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گربدین منطق تو را گفتند ایرانی نهای
صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان
بیکس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان
هر زیانی کو قضا باشد به ایران عزیز
چون تو ایران را سری، بیشت رسد سهم زیان
مادر ایران ندارد چون تو فرزندی دلیر
روز سختی چشم امید از تو دارد همچنان
تو همان فرزند دلبندی که جانبازی تو
مینیاید در حدیث و مینگنجد در بیان
تو همایون گلشن قدسی و نزهتگاه انس
دامنت زرتشت را مهدیست، طوبی سایبان
آسمانی کشور آذرگشسبی لالهخیز
دامن سرسبز تو رشگ بهشت جاودان
مهد اسراری و کانون شگفتیها که هست
تعبیه درآب و خاکت نکهت باغ جنان
کوههایت بسته صف چون حلقه انگشتری
آسمانی سرزمینی، چون نگینش درمیان
عالمی بیند مسافر رشگ فردوس برین
قافله چون سرفرود آرد زکوه قافلان
راهها همچون رگ و شریان تن پرپیچ و خم
زان همه پیچیدهتر بانگ درای کاروان
هرطرف بازارگان بینی پیبازار و سود
سود و دولت ساری از پیش و پس بازارگان
آسمانت دلفریب وآفتابت دلفروز
سرزمینت دلنشین و گلستانت دلستان
رودها چون اژدها پیچد به گرد صخرهها
در شکاف کوهها غرش کنان گردد نهان
کوهسارانت به دامن ارغوان و نسترن
سبزهزاران را به خرمن یاسمین و ضیمران
بیشهها چون سهمگین اردوی با فرّ و شکوه
خوشهها چون خشمگین دریای ناپیدا کران
در پس هر خاره ات خوابد دو صد غران پلنگ
وز بر هر بیشهات خیزد دو صد شیر ژیان
هشته در هر درج کانت لعلهایی آتشین
خفته در هر کنج خاکت گنجهایی شایگان
آب تو مردم نواز و آتشت دشمن گداز
خاک تو غیرت سرشت و باد تو عنبرفشان
نوگل گلزار تو چون آتش جشن سده
گرمی بازار تو چون جشن عید مهرگان
همت مردان تو چون نونهالانت بلند
پیکر گردان تو چون کوهسارانت کلان
نوجوانانت به قامت معتدل، چون رأی پیر
پیرمردانت به دل شاداب، چون روی جوان
عفت زنهای تو تالی ندارد در بشر
غیرت مردان تو ثانی ندارد در جهان
دخترانت آسمان چون اخترانت در زمین
دخترانت در زمین چون اختران آسمان
کودکانت تندرست و سرخروی و شیردل
زاده با عشق وطن از مادرانشان توأمان
غیرت مردان تو چون آتش آتشکده
سینه گردان تو چون کوره آهنگران
با حبیبان مهرجو و با رقیبان تندخو
مهر ورزان مهربان و قهرجویان قهرمان
چون به یاد فر و میهن ساتکین بر هم زنند
در زمین و آسمان، زان ساتکین افتد تکان
داس دست دیهقانت چون کمان تهمتن
بیل دوش آبیارت چون درفش کاویان
کارگر چون صبحدم، از فجر بربندد کمر
پیشهور چون آفتاب، از صبح بگشاید دکان
خامه دانشورت ماند به تیغ لشگری
زخمة رامشگرت آرد هوای مشق و سان
تاکها چون آسمان از گله پیوندد پرن
کوهها چون شاهدان از سبزه پوشد پرنیان
کاجها انداخته بر گردن پروین کمند
کاخها افراخته بر بام گردون نردبان
کوهساران بر کمر از گل نشاند مهر و مه
سبزهزاران بر میان از جوی بندد کهکشان
نارون چون خیمة سبز و بلند تهمتن
بیشهها چون اردوی با ساز و برگ اردوان
چون سمند ناز ماند پیکر کوه سهند
کش رکاب از مهر و مه بندند و زین از آسمان
گوسپندان گله گله، کره اسبان خیل خیل
گلهها با گلهبان و ایلخی با ایلخان
شهسونهای جوانت شهسوارانی دلیر
طرّه چوگان، چشم آهو، مژه تیر، ابرو کمان
قد بلند و چارشانه، سینه پهن و پیلتن
ترکمانی اسب چون رخش تهمتن زیر ران
شیر را پهلو درد چون پهلوان زابلی
دست تا زانو رسد چون اردشیر بابکان
صید در خون غلطد و صیاد را گوید که: هی
ناز شستت ای پلنگافکن جوان پهلوان!
چون به کام دوستان باشد ندیمی نازنین
چون به جان دشمنان تازد بلایی ناگهان
مردم چادرنشینت با هنر والاگهر
داستان نوکرده از ایرانیان باستان
بانوان چابک سوار و صیدافکن جنگجو
گیسوان تابیده بر اندامشان برگستوان
نوجوانان را رشید و باهنر باید قرین
ماه را خورشید شاید گر همی جوید قِران
هرکجا خرم بهار آنجا فرود آیند خوش
این بهار عمر را درپی کجا باشد خزان
مرزبان بودند اینان تا سلاحی داشتند
خادمی بیمزد و بیمنت، جان فروشی رایگان
این همان تبریز دریادل که چندین روزگار
سد سیل دشمنان بوده است چون کوهی گران
این همان تبریز کاندر دورههای انقلاب
پیشتاز جنگ بود و پهلوان داستان
این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز
لالهگون بینی همی رود ارس، دشت مغان
این همان تبریز روئینتن که در میدان جنگ
از مصاف دشمنان هرگز نپیچیدی عنان
با خطی برجسته بر تاریخ ایران نقش بست
همت والای سردار مهین ستارخان
این همان تبریز کز جانبازی و مردانگی
در ره عشق وطن صد ره فزون داد امتحان
این همان تبریز خونین دل که بر جانش زدند
دوستان زخم زبان و دشمنان نیش سنان
گه ندیم اجنبی خواندند و گه عضو فلج
کوردلْ یارانِ فرقِ خادم و خائن ندان!
این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است
گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان
«شهریارا» تا بود از آب، آتش را گزند
باد خاک پاک ایران جوان مهد امان
ادامه ماجرای غم انگیز تخریب خانه های خدا توسط دولت حاکم بر ایران شمالی
گستاخی مقام دولتی باکو :
به تخریب مساجد ادامه می دهیم !
ترکیه و کویت بیشترین تعداد مسجد را در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) احداث کرده اند.
هدایت اروج اف رئیس کمیته امور دینی دولت باکو در نشست خبری در مقر حزب حاکم (آذربایجان نوین ) گفت، ساخت مساجد در ایران شمالی عمدتاً توسط هزینه مالی کویت و ترکیه انجام شده است.
وی افزود: در این کشور کویت 73 مسجد، ترکیه ـ 21 مسجد و عربستان سعودی ـ یک مسجد ساخته اند.
به گفته وی، از سالهای 1369 مساجد زیادی در کشور ساخته شده که بعضی از آنها بطور غیر قانونی بنا شده است.
رئیس کمیته امور دینی تصریح کرد: مساجدی که به صورت غیر قانونی ساخته شده تخریب خواهد شد و ما ابایی از تخریب مساجد نداریم !
سخنان این مقام دولتی باکو در حالی بیان میشود که دولت باکو پیش از این تعدادی از مسجد را تعطیل و تعدادی از آنها را نیز تخریب کرده است . مسجد جامع باکو که از کهن ترین مساجد ایران شمالی است از سالها قبل تعطیل شده است.
شایان ذکر است به دنبال اقدام دولت ضد اسلامی باکو در تخریب مساجد شیعیان ، حضرت آیت ا... مکارم شیرازی از مراجع معظم تقلید ، طی هشداری به دولت باکو تذکر دادند که در صورت ادامه تخریب مساجد حکم مقاومت صادر خواهند کرد که طبق این حکم ، مسلمانان مجاز خواهند بود در قبال تخریب مساجد مقاومت کنند و کشته شدن در این راه نیز به منزله شهادت خواهد بود.
گفتنی است از ابتدای فروپاشی شوروی و گرایش گسترده اهالی شیعه ایران شمالی به سوی وطن اصلی شان ایران ، دولت باکو و برخی کشورهای بیگانه اقدامات متعددی را برای پیشگیری از رشد بیداری اسلامی در این سرزمین بکار بستند که از جمله آنها ایجاد جریان وهابی و ایجاد مقابله بین اقلیت اهل سنت با اکثریت شیعه بود. در این راستا دولتهای مانند کویت ، ترکیه ، عربستان سعودی دهها مسجد را به عنوان مسجد اهل سنت در این کشور ایجاد کردند تا به منزله پایگاههایی را گرایشات وهابی و مخالفان شیعیان مورد استفاده قرار گیرد. دولت باکو تاکنون مانع از فعالیت اینگونه مساجد نبوده است اما مساجد فعال شیعیان را تخریب و تعطیل میکند.
همچنین طی سالهای اخیر مراکز و کنیسه های یهودی متعددی در باکوایجاد شده است .اخیرا نیز یک موسسه آموزشی یهودی در باکو با پیام ویدیویی رییس جمهور رژیم صهیونیستی و حضور مقامات باکو افتتاح شد.
خبرگزاری ترند که از خبرگزاریهای وابسته به دولت باکو میباشد طی خبری نوشت :
شلومی آمار راوین کل (خاخام بزرگ) اسرائیل در دیدار با هدایت اوروج اف رئیس کمیته امور دینی دولت باکو گفت: یهودیان در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به یهودی بودن خود افتخار میکنند.
وی افزود: برای آنکه در دنیای کنونی برخی کشورها و ملتها موضع خصمانهای علیه یهودیان اتخاذ کردهاند. موضع دولت باکو در این رابطه میتواند نمونه خوبی برای سایر کشورها باشد. ما این را بعنوان یکی از سیاستهای دولت باکو مهم ارزیابی میکنیم.
شلومی آمار و تعدادی از نمایندگان جمعیتهای یهودی ( صهیونیستی )جهان برای شرکت در مراسم افتتاحیه ساختمان جدید مدرسه یهودیان به باکو آمده بودند. الهام علی اف رئیس دولت باکو نیز در این مراسم شرکت کرده است.
هدایت اوروج اف در دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی و خاخام بزرگ آنها گفت: جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در بین کشورهای مستقل همسود تنها کشوری است که یهودی ستیزی و تبعیض دینی و قومی در آن وجود ندارد.
به گفته وی، دولت باکو به طور خاص از یهودیان حمایت میکند .
خبرگزاری سس ( صدا ) دیگر خبرگزاری باکو گزارش داد :
الهام علیاف و همسرش مهربان علیاوا در مراسم افتتاح مدرسه یهودی در منطقه خطایی باکو شرکت کردند. این مدرسه ظرفیت پذیرش 450 نفر یهودی را دارد.
به گزارش خبرگزاری سس، رییس دولت باکو پس از افتتاح این مدرسه از امکانات ایجاد شده در این موسسه آموزشی بازدید کرده است.
در گزارشی که در این مراسم در رابطه با همین مرکز ارایه شده، آمده است که این مدرسه در زمینی به مساحت یک و نیم هکتار احداث شده و از امکاناتی نظیر غذاخوری، سالن ورزشی، میدان، آزمایشگاههای دروس اختصاصی و اتاقهای رایانه برخوردار است و کاملا با وسایل مدرن تجهیز شده است. همچنین کلیه امکانات لازم برای فعالیت این مجتمع بعنوان مرکز فرهنگی یهودی و کتابخانهای فراهم شده است.
لئو لوایف رییس بنیاد اور آونر و فدراسیون جمعیتهای یهودی کشورهای مشترکالمنافع با اشاره به توجه و حمایت خاصی که دولت باکو نسبت به یهودیان دارد، جمهوری آذربایجان را نمونه یک کشور امن و آزاد و با محبت برای یهودیان و رژیم صهیونیستی دانست .
در این مراسم جایزهای به پاس خدمات و تلاشهای مهربان علیاوا همسر رییس دولت باکو و رییس بنیاد حیدر علیاف در گسترش تحملپذیری و گفتگوی ادیان به وی اعطا شده است !!
شایان ذکر است دولت باکو روابط گسترده اقتصادی و امنیتی با رژیم ضد بشری و اشغالگر اسراییل دارد و ببنا به اعلام مقامات رسمی باکو این دولت بیش از نیمی از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی را تامین میکند. دولت باکو از هر گونه تحرکات و تظاهرات مردمی علیه جنایان رژیم صهیونیستی جلوگیری و بارها تظاهرات کنندگان را سرکوب و زندانی کرده است.
پرچمدار حقوق بشر باز هم پرچمش را بجنباند !
همانگونه که مستحضرید چندین ماه متوالی است که دولت امریکا و دیگر دولتهای غربی و پیرو آنها رسان هایشان به شدت دارند از یک زن ایرانی دفاع می کنند البته این دفاع صرفا به خاطر این است که حقوق بشر نقض نشود! این زن ایرانی که نامش در رسانه ها سکینه محمدی آشتیانی یا سکینه آشتیانی عنوان می شود کار خاصی نکرده الا اینکه روابطی با فرد دیگری داشته و در نهایت با مساعدت همان فرد شوهر خود را داروی خواب آور داده تا کمی استراحت کند اما یک استراحتی که هرگز بیدار نشود و لابد برای زنش غرغر نکند. بعد هم شوهر خوابیده را به حمام برده و ظاهرا برخی از قسمتهای بدنش را بریده و اندکی هم برق به این بدن وصل کرده تا جریان خواب تکمیل شود و ظاهرا اتفاقات دیگری هم افتاده ... بالاخره این زن به اعدام محکوم شده و از همینجا رسانه های غربی و دولتمردان و دولت زنان و ... غربی شروع کرده اند به رسیدگی برای نقض حقوق بشر در ایران ...
من البته مثل کسان دیگری نیستم که به هر موضوعی با سوء ظن یا همان توهم توطئه نگاه میکنند و اصلا نمیگویم که قصد غربیها چیست . اصلا ما با نیتها چکار داریم ؟ مهم همان خود عمل است . حالا میخواهند از ایران یک هیولایی در ذهن جماعت غربی و شرقی بسازند بسازند ! حالا فرض کنید در خبرها می آید که هزاران نوزاد ناقص الخلقه موسوم به نوزادان هیولایی در عراق و افغانستان به خاطر استفاده ارتش امریکا از گلوله های اورانیومدار متولد می شود و...ظاهرا اینها ربطی به حقوق بشر ندارد . چون مساله مساله مبارزه با تروریسم است!
بله حرف من این است چرا امریکا و دیگر دولتهای بسیار متمدن اروپا فقط روی همین زن دارند سرمایه گذاری میکنند و از حقوقش دفاع میکنند . چون در همین روزها در خبرها آمده که یک ایرانی دیگر اعدام شده . ولی همان غربیها سکوت کرده اند. من حرفم این سات حالا که امریکا و... دارند از همین جنایتکاران دفاع میکنند جنایتکار زیر را هم فراموش نکنند.
خبر را بخوانید :
اعدام قاتل زنجیره ای زنان آبادانی
قاتل زنجیره ای زنان آبادانی به دار مجازات آویخته شد
به گزارش واحد مرکزی خبر ، دادستان عمومی و انقلاب آبادان گفت : فریـد بغلانی قاتل 40 ساله از سال 83 تا 87 ، 15 زن و یک کودک را به قتل رسانده بود .
شاپور محرابی تصریح کرد : این قاتل ابتدا منکر هرگونه قتل و یا ضرب و شتم شد اما با مشاهده شواهد ، زبان به اعتراف گشود و تمام این قتل ها را گردن گرفت .
دادستان عمومی و انقلاب آبادان، انگیزه قاتل را بیزاری از زنان وسرقت اموال و طلا وجواهرات آنها اعلام کرد و افزود : متهم طعمه های خود را از میان زنـان دارای جواهـرات انتخاب و بـا نزدیک شدن به آنها در مکان های خلوت بـا مشت ضربـه محکمی به جمجمه آنان وارد می کرد و آنها را به قتل می رساند و پس از سرقت طـلا و جواهرات آنها بسرعت از محل متواری می شد .
محرابی با بیان اینکه بغلانی به 13 بار اعدام محکوم شده بود ، افـزود : حکم اعـدام این جـانی صبح امروز با حضور اولیاء دم در زندان اهواز اجرا شد .
.............................
چرا امریکا سکوت کرده است و البته چرا مدافعان داخلی حقوق بشر مانند شیرین خانم عبادی و... سکوت کرده اند ؟
از هر چه بگذری...
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است...
این غزل ملاهادی سبزواری - عالم و فقیه و شاعر و حکیم - ایرانی را بارها خوانده ... و بارها و بارها ناخود آگاه زمزمه کرده ام . بهتر میدانید که ملاهادی سبزواری انسانی وارسته یعنی از دنیا رسته بوده ...البته این سخن از بس تکرار شده که شاید چندان به عمق و پهنای آن نمینگریم ! حقیقتا از دنیا رسته !! هر مردی اگر در عمر خود بتواند این کار را تا حدی به سرانجام برساند بزرگمردیست . کیمیایی و کرامتمندی و ...
منبر نرویم بهتر است ! میخواستم از حکایات ملاهادی سبزواری چیزکهایی هم بنویسم . از حکایت ناهار خوردن ناصر الدین شاه با وی که معروف است که شاه نتوانست نان سفره او را از بس که زبر و زاهدی بود بخورد و تبرکا و تیمنا میان دستمال نهاد و با خود برد به نیت استشفای مریضان . یا حکایت درویشی که دم خانه وی آمده بود و روغن طلب میکرد و گفتند نداریم و درویش که چیزهایی از نهان میدانست گفت چرا داردید در زیر زمین و در فلانجا نهاده اید . ملاهادی عالم گفت ببثیرید و بدهیدش. کسی گفت آقا ! معلوم است که این درویش مثلا مراتبی دارد منزلتی و عرفانی و غیره که میتواند جای روغن را در خانه شما بداند چرا نخواستید دیداری با وی داشته باشید. که حاج ملاهادی سبزواری چیزی بدین مضمون فرمود که : کسی که کرامت او دیدن روغن در خانه مردم است به دیدن نیارزد!!
باری به هر تقدیر ... بگذریم . این غزل را زمرمه کنید:
تشنة نوش لبت، چشمة حیوان چه کند؟
خفتة خاک درت، روضه رضوان چه کند؟
آن که از خاکنشینان در اهل دل است
تخت جم کی نگرد؟ ملک سلیمان چه کند؟
هر که گردید به دور حرم اهل صفا
ننگرد صف صفا، قطع بیابان چه کند؟
لذت چاشنی عشق تو هر کس که ببرد
عافیت میشودش درد تو، درمان چه کند
؟
گیرم ای شوخ! دل سوخته با جور تو ساخت
با جفای فلک و طعن رقیبان چه کند؟
عندلیبان چمن! گل به شما ارزانی
دل غم دیدة ما سیر گلستان چه کند؟
قوت بازوی عشق و دل مسکین؟ هیهات!
صید پیداست که در پنجه شیران چه کند؟
گیرم آن شه ز کرم داد مرا فیض حضور
دل به این تیرگی و موجب حرمان چه کند؟
پای رفتار نمانده است و زبان گفتار
دیگر« اسرار» بجز ناله و افغان چه کند؟
نخبگان سرخورده ...
نامه های نوریزاد به رهبری
اخیرا نامه هایی به قلم محمد نوری زاد خطاب به رهبر اندیشمند کشورمان منتشر شده و البته این نامه ها که محتوایی اهانت آمیز دارد با استقبال گرم بیگانگان و همفکران انها در داخل قرار گرفته و ...
من برخی نامه های محمد نوری زاد را خواندم . برای اینکه ببینم آیا واقعا حرفی برای گفتن دارد ؟ با قدری تامل بر موضوعات مطرح شده در نامه ها روشن میشود که محمد نوریزاد فقط میخواهد" انتقام " بگیرد . و انتقام هر چه بیشتر و بهتر کاری تر . و البته نامه نگاری برای رهبر هم که خبرساز میشود و...
خدایی اش محتوا و موضوعات نامه های نوریزاد فقط تبلیغاتی است و حرفی برای گفتن ندارد. اینکه مثلا چرا مخابرات را سپاه خریده !! خب ! بجای فلان سرمایه داران منتسب به فلان ، فلان شده داخلی یا فلان شرکت خارجی ، چه عیبی دارد که سپاه یا ارتش یا هر ارگان دیگر انقلابی و غیر انقلابی داخلی مخابرات را خریده باشد ؟
یا خواسته مثلا اینکه فرزندان رهبری یا منتسبین درجه یک رهبری ، در امور اقتصادی فعال نیستند و البته این خواسته رهبر بوده و یا ساده زیستی رهبری ...را بی اهمیت جلوه دهد . نقاطی که البته برای مردم و علاقمندان ایران و انقلاب - چه در داخل و چه خارج - دلپسند است و اعتمادزا .بی اهمیت جلوه دادن اینگونه نقاط قوت در حقیقت بی اهمیت جلوه دادن « دنیا نزدگی » است و برابر دانستن آن با دنیازدگی امثال کسانی که یک رقم سیصد میلیون قربتا الی الله بالا زده اند و مدعی هم هستند !
در حالی که مساوی دانستن دینا زدگی با دنیا نزدگی خلاف عقل و اخلاق و آموزه های قرآن است که مجاهدان را از خانه نشینان و عالمان را از نادانان برتر میشمارد و...
باقی حرفهای نوریزاد نیز چنین است ...اینکه مثلا خواسته شجاعت رهبری را هم نوعی فاقد اهمیت بشمارد و... که این نیز نفی بدیهیات است و نفی بدیهیات حاکی از بی توجهی به عقل .
اما انچه من درباره نوریزاد خواندم . اینکه از اول انقلاب زحمتها کشیده و رنجها برده ... تا به جایی رسیده که دارد ریشش سفید میشود و... و البته مثل بسیاری از هنرمندان و زحمتکشان گمنام و کمنام انقلاب همواره مورد بیتوجهی بوده است . این بیتوجهی را شما میتوانید جورواجور معنا کنید . جایی که ماسونها نیز دارند به بهانه سالها کار ادبی و تحقیقی نشان درجه یک و درجه دو هنری و چه و چه میگیرند ، نوریزاد بسیار حق دارد که ناراضی باشد . یا وقتی یک قلم توسط نزدیکترین فرد ریاست جمهوری به خانمی بسیار هنرمند بیش از یکصد میلیون پرداخت میشود ، نوریزاد با خود میگوید : محمد !! مثل این خانم هم نشدی ! خاک بر سرت ... محمد ! ببین کار ما به کجا رسید ؟
و بالاخره اینکه هنرمند و نخبه انقلاب تکریم و تجلیل نمیشود . چرا که به نظر میرسد مدیریت فرهنگی و هنری در کشور ما به هر دلیل و احتمالا نفوذ وطنفروشان و بیگانه گرایان ، نمیخواهد هنرمندان و نخبگان انقلاب را قدر بداند و ارج شناسد . بلکه میخواهد اینان را سرخورده و مایوس به حاشیه براند و یا از اینان ضد انقلاب بتراشد...
همه اینها التبه مجوز این نیست که هنرمند سرخورده و مایوس با سی سال سابقه فعالیت برای انقلاب ، ناگهان عاصی شود و به همه چیز پشت کند حتی به هویت حقیقی خودش . ولی این نکته را نباید فراموش کرد که وقتی هنرمند و نویسنده انقلاب میبیند ماسونها و ... به بهانه کارهای تحقیقی ادبی نشانهای درجه یک و ... میگیرند و عافیت طلبان گوشه نشین و وجیه المله چهره های ماندگار میشوند یا کنار وزرا و مقامات همواره جای دارند و هنرمند انقالب که همه چیز خود ، شخصیت ، استعداد و عمر خود را در راه آرمان و نظام فدا کرده و اکنون به اندازه فلان خانم فیلمباز ارزش ندارد، از لحاظ روانی ممکن است بهم بریزد و یک محمد نوریزاد در این میان متولد شود که البته چقدر برای بیگانگان و مزدوران داخلی انها و ماسونها و نفوذیها و منافقین فرهنگی و سیاسی خوشحال کننده است.
نوریزاد !
نمیدانم صدای مرا میشنوی یا نه ؟
برگرد ... ما حتی میخواهیم وقتی مردیم ، پیکرمان را کنار مزار خوبانی دفن کنند که از همه چیز خود در راه حق گذشتند و فقط با خدا معامله کردند« ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه »
امریکا و ایجاد پایگاه نظامی در مناطق قفقازی ایران
همه ی ما ایرانیها فاجعه هایی به اسامی " گلستان " و " ترکمانچای " را به یاد داریم.از میان مناطق قفقازی ایران که با همین عهدنامه های تحمیلی و در زمان ضعف دولت قاجار - دولتی که بعد از اقا محمدخان همیشه و تا پایان کار ضعیف بود- بسته شد از ایارن جدا گردید منطقه مسلمان نشین این دیار همواره پیوند روحی و عاطفی شدیدی با ایران و ایرانی ها داشته است...
در واپسین سالهای عمر نکبت بار دولت شوروی و در حالی گلاسنوست و پروستریکای گورباچف - که باکوییها گارباچفش میگویند - و هنوز شوروی رسما فرونپاشیده بود اما آزادیها گسترش یافته بود به باکو رفتم و با چه شور وشوقی . و البته به همراه چند جوان مثل خودم پرشور و حال . مجوز ۴۵ کیلومتری داشتیم اما وقتی به آنسوی ارس رفتیم دیدیم که میتوان تا قلب مسکو هم رفت و ما شوق مسکو نداشتیم . رفتیم به باکو . باکویی که در تاریخ خوانده بودیم یکی از ولایات ایرانی بوده است. از آستاریا خودمان گذشتیم و رفتیم به لنکران . به سلیان و در نهایت بادکوبه عزیز ...در کنار بادکوبه شهر کوچکی است به نام نارداران . شهر کوچکی که در معنا خیلی بزرگ است و در کنار زیارتگاه رحیمه خاتون قبرهایی را دیدیم که نشان جمهوری اسلامی بر آنها حکاکی شده بود . برایمان تعجب آور بود . وقتی سوال کردیم گفتند : ما تصور نمیکردیم که به این زودیها راهها باز شود و از ایران به اینجا بیایند و ما هم بتوانیم به ایران برویم. اینها را بر قبرها حک کردیم تا اگر روزی ایرانی ها به اینجا بیایند قبرهای ما را ببینند و بدانند که در اینجا نیز به عشق ایران زندگی کردیم و مردیم و بدانند که در اینجا نیز " خمینی چی ها " بوده اند "
... اینها را نوشتم تا بدانیم که بعد زا فروپاشی شوروی چه بر این سرزمین گذشته است یعنی جمهوری نوپای آذربایجان که بحق " ایران شمالی " نامیده میشود.
اینجا سرزمینی است با فرهنگ و مذهب و تاریخ و ادبیات مشترک با ایران . یعنی بخشی از ایران و فرهنگ ایرانی . . .
و اکنون بعد از گذشت حدود بیست سال از رها شدن این سرزمین از یوغ شوروی - و البته هنوز نپیوستنش به سرزمین مادری - اوضاع به گونه ایست که طی ماههای اخیر وزیر دفاع و وزیرخارجه به همین سرزمین رفته اند تا رسما پایگاههای نظامی امریکا را در انجا ایجاد کنند.
این خبر را همین روزها در سایتهای خبری دیدم . و ادامه اش اینکه احداث پایگاه نظامی در این سرزمین مطابق قانون خودشان ممنوع بوده و حالا یعنی طی روزهای اخیر پارلمان باکو دکترین یا همان راهبرد جدید نظامی را تصویب کرده با این بند که در صورت شرایط خاص دولتهای خارجی میتوانند در کشور پایگاه نظامی داشته باشند.
در کنار همین خبر یادم آمد که دو سه سال قبل رادیو و تلویزیون ما خبر میداد که محمولات ارسالی به ایران از سوی روسیه برای نیروگاه اتمی بوشهر دوبار و هر بار به مدت بیش از یک ماه توسط دولت باکو هنگام خروج به سوی ایران توقیف شده است. و نیز طی ماههای اخیر خبرهای زیادی خواندم از اینکه حکومت باکو دارد مساجد قدیمی را تخریب میکند... با خودم گفتم حکومتی که مساجد را تخریب میکند البته به امریکا و ناتو اجازه خواهد داد که در حریم حاکمتش پایگاه نظامی ایجاد کند ...
و اما ظاهرا بخصو ص در این برهه از زمان که ایران سالهاست با تهدید نظامی امریکا روبروست کاربرد چنین پایگاهی فقط علیه ملت ایران خواهد بود.
مقاله ای دیدم بسیار خواندنی از دکتر محمود خرمی که نوشته بود : اگر دولت باکو در جنگ احتمالی امریکا با ایران با مهاجم همکاری کند و به امریکایی ها اجازه دهد که از خاکش علیه ایران تهاجم صورت گیرد بهترین فرصت برای ایرانیان است که این مناطق اشغال شده را برای همیشه بازپس گیرند...
آری بایستی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد ...
حکایت حمله کابویها به ایران و قصه مولوی
مولانا گفته است :
ای برادر ! قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی به سان دانه است...
یعنی که مولانا قصه گو نیست و غرض از قصه هایی که در مثنوی دارد القا و ابلاغ معانی ماندگاریست که دانستن آنها برای انسان مفید است.
طی روزهای اخیر بار دیگر امریکا و اروپا و اسراییل بر طبل جنگ میکوبند. " آواز دهل شنیدن از دور خوش است ! " و البته صد ای این طبل میتواند خیلی ها را مرعوب و مضطرب کند.بالاخره هر جنگی بخصوص جنگی که در آن امریکاییها و متحدانشان از هر گونه ابزار تمدنی ! مانند سلاحهای لیزری و رادیو اکتیو و... سود میجویند میتواند انسان و محیط زیست را دچار فجایع طولانی مدت کند. انسان شرقی و سرزمینهای شرقی البته .
آنها ایران و البته همه ملتهای مستقل را میان دو گزینه اختیار داده اند و چه دموکراسی جالبی . شما میتوانید از دو گزینه هر کدام را که دوست داشتید انتخاب کنید : ١- یا دستهایتان را بالا ببرید و هر چه دارید بدهید حتی لباسهایتان را . و خلاص ... ٢- جنگ
البته آنها بیشتر از خود جنگ به ایجاد " موج هراس از جنگ " نیازمندند. اینجاست که قصه مولوی باید به یاد آورد . حکایت همان کاروانسرای مهمان کش که هیچکس جرات ورود بدان را نداشت و سر آخر غریبی به شهر می آیدو جایی برای خواب نداشت و میخواهد به همان کاروانسرا - و در برخی روایات مسجد متروکه - برود. همه منعش میکنند که انجا خطرناک است و چنین و چنان... و پای جان در میان است و... اما مرد غریب بی مهابا به کاروانسرا میرود و در دل شب صداهایی میشنود رعب انگیز و تهدیدها . اما مرد غریب میگوید هر که هستی بیرون آی که من خود از جان سیرم . و عاقبت طلسم فرو میریزد و گنجها آشکار میشود...
و اما امروز این همان غول کاروانسراست که سراغ مرد غریب می آید .
مهم اینجاست که اگر امریکا یا هر موجود دیگری مثل رژیم ضد بشری اسراییل به ایران حمله کند ایرانی ها هیچ مسولیتی در مقابل وقوع چنین جنگی ندارند . این بسیار مهم است .ما ایرانی ها از وطنمان از استقلال و شرف تاریخی مان و از موجودیتمان در مقابل تجاوزگران دفاع خواهیم کرد و این همان انگیزه بزرگی است که دشمنان ما از آن محروم هستند.
دیگر اینکه به قول معروف : اگر از تیری که دشمن بر پیکر ما میزند خون فوران خواهد کرد نیز از تیری که بر پیکر دشمن خواهیم زد خون فوران خواهد کرد. با یان فرق که ما در محکمه تاریخ روسفید و سرافراز خواهیم بود و دشمن ما روسیاه و سرافکنده . و داغ " تجاوزگر و مهاجم " را بر پیشانی خود تا همیشه تاریخ خواهد داشت.
ایران امروز ایران سی سال پیش نیست . با اینکه در سال ١٣۶٧ که امریکایی ها در خلیج فارس به خاک و کشتی های ایران حمله کردند تلفات نیز دادند ناوشان منفجرشد و هلی کوپترشان نیز و... ایران امروز ایران ۶٧ نیست که حتی سیم خاردار را نیز از خارج وارد میکرد. ایران امروز ایرانی است که از سالها پیش برای مقابله با تهدیدهای کابویها و نوچه هایشان اماده شده است.
ایران امروز دلبستگان زیادی در عراق و لبنان و افغانستان و یمن و ... دارد. که میتوانند بر سرنوشت جنگ تاثیرگذار باشند.
ما هرگز به دنبال جنگ نبوده ایم و این را نه امروز که تاریخ ایران اثبات میکند. اما کشورها و دولتهایی مانند امریکا و اسراییل و انگلیس و آلمان و... همواره با جنگ افروزی به حیات خود ادامه داده اند. میتوانند انقدر از حقوق بشر و دمکراسی و غیره بگویند که گوش فلک کر شود اما دنیا به چشم دیده و میبیند تاریخ جنگهای اینان را . تاریخ اشغالگریهای اینان را . اصلا تاریخ اینها همواره امیخته با جنگ و اشغالگریست. آلمان و متحدانش مثل ایتالیا و ژاپن در جنگ دوم موجب کشتار ۵٠ میلیون انسان شدند. انگلیس فلسطین را به اشغال صهیونیسم داد و بیش از ۵٠ سال است که نسل کشی مسلمانان در این سرزمین ادامه دارد. اسراییل نافش را با جنگ و اشغالگری بریده اند . جنایاتی که در تاریخ به نام اسراییل ثبت شده حتی اگر تا قیامت هم هولوکاست سازی راه بیندازند از صفحات تاریخ پاک شدنی نیست ...امروز ما با چنین کسانی رو در رو هستیم.
و هنگامی که جنگ آغاز شود مردانی هستند سخت تر از صخره ها و مقاومتر از کوهها که به ناچار دست جنگ را خواهند فشرد . و چون طوفان بر دشمن یورش خواهند برد.
هنگامی که جنگ وارد میدان شود مردان خود را خواهد یافت. زندگی چیزی جز عرصه ابتلا و امتحانات سخت و سهل نیست و جنگ از امتحانات سخت زندگی است. ملتی که به تن پروری و عافیت طلبی خو کند نه میتواند استقلال و عزت و شرف خود را پاس دارد و نه میتواند مسیرهای سخت پیشرفت و ترقی را بپیماید. باید آماده بود ...
باید آماده باشیم ...همه ایرانی ها از هر قوم و قبیله و از هر گروه... اینجا دیگر پای میهن در میان است . و فراموش کنیم هر آنچه از قهر و درد که از همدیگر داریم و خشم و کین خود را نثار دشمن کنیم...
و آنگاه که گرد و غبار و دود و آتش جنگ فرو نشیند این ایران خواهد بود که سرافراز از میان دود و غبار جنگ سر برخواهد کشید ...و همراه با مجاهدان سایر ملتها پیروزی خود را به جشن برخواهد خاست.
این وعده خداست :
ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
ان الله یدافع عن آلذین امنوا
و...
