آب را به روی مردم بستند...

اخیرا در اخبار شنیدم که گروه تروریستی داعش (دولت اسلامی شام عراق !) که به جای مبارزه با صهیونیسم و استعمار و حکوکتهای قبیله ای استبدادی با مسلمانان در عراق و شام مبارزه میکند و انها را سر میبرد و قلبشان را از سینه بیرون میکشد و به دندان میگیرد و... در "فلوجه " آب سد فرات را به روی مردم بسته است تا شیعیان کربلا و نجف و... را تحت فشار قرار دهد و روستاهای سنی نشین را که با تروریستها همکاری نمیکنند زیر آب ببرد... بستن آب به روی مردم  ابتکار عمل داعشی ها نیست . این کار در تاریخ بنی امیه سابقه دارد. معاویه در جنگ با امیرالمومنین علی علیه السلام آب را بر سپاه علی بست. علی علیه السلام به سپاه فرمان داد و با هجومی جیش معاویه را عقب راندند. جیش العدل ! معاویه هراسان بودند که اکنون سپاه علی نیز آب را بر روی آنها خواهد بست. اما عمروعاص گفت مطمئن باشد که علی این کار را نخواهد کرد...

در کربلا نیز جیش العدل ! یزید بن معاویه آب رابر اهل بیت پیغمبر بستند. و اجازه ندادند از آب فرات که پرندگان و وحوش نیز از ان میخوردند اهل بیت پیغمبر بنوشند... در حالی که امام حسین هنگام روبرو شدن با جیش یزید به فرماندهی حربن یزید ریاحی که ابن زیاد او را فرستاده بود علاوه بر اینکه سپاهیان تشنه یزید را آب داد حتی به اسبهای انها نیز آب داد ...

اینکه داعشی های سلفی تکفیری یزیدی همچون بنی امیه آب بر روی مردم عراق ببندند دور از انتظار نبوده و نیست...این شیوه بنی امیه است ...

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳


عقیده من به عنوان یک ایرانی

 

امریکایی ها همواره می گفتند که ایرانیها اهل مذاکره نیستند. هر منظوری داشتند به جای خود و برای خودشان ...ولی من هم به عنوان یک ایرانی که مثل همه ایرانی ها دوستدار وطن و ملت خود است دلیلی نمیدیدم که میان دولت امریکا و دولت ایران مذاکره ای اتفاق نیافتد.

بالاخره دولت جدیدی در ایران روی کار آمد دولتی که میتوان آن را حاصل  دو دولت خاتمی و احمدی نژاد دانست...یکی از علل شکست طیف خاتمی و هاشمی  و دیگر غربگرایان در انتخابات 84 این بود که دولت خاتمی در ماجرای هسته ای انقدر عقب نشینی کرد که واقعا احساسات و حیثیت ملی جریحه دار شد.  من به عنوان یک ایرانی احساس شکست میکردم از اینکه حتی یک سانتریفیوژ هم اجازه چرخش در ایران نداشته باشد به بهانه اینکه ممکن است بمب هسته ای تولید شود؟ غرب در دوره خاتمی در ماجرای هسته ای دولت ایران را تحقیر کرد و هنگامی که محمود احمدی نژاد با شعارهای روشن و صریح در حمایت از غنی سازی و فناوری هسته ای وارد میدان انتخابات شد و رو در روی هاشمی رفسنجانی و غربگرایان ایستاد و از موضع عزت ملی در مقابل امریکا حرف زد اکثریت ملت و من به او رای دادیم...

احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری اش با رفتار غلط اش هماهنگی قوای سه گانه را به هم ریخت . گویی کنترل رفتارش را از دست داده بود. درشکست احمدی نژاد و طیف او بیش از آنکه چیزهایی مانند گرانیهای سرسام آور و عدم کنترل بازار و فرار خاوری و ...نقش داشت رفتار بد و متکبرانه او و مساله سازیهای او در داخل کشور موثر بود...

به هر حال روحانی آمد با شعار اعتدال و پاسداشت عزت ملی و مردم ایران به او رای دادند.مذاکره ایران و طرفهای هسته ای آغاز شدو عجیب است که با پیشرفت مذاکرات تهدیدها و توهینهای امریکا علیه ایران بیشتر میشود ...

آدم احساس میکند که امریکایی ها هنوز به ایران از چشم رویاهای زمان محمدرضا پهلوی نگاه میکنند . گویی امریکایی ها هنوز هم به ایران مثل قطر و کویت و عربستان و اردن و کشورهایی در این ردیف نگاه میکنند. گویی امریکایی ها هنوز هم تصور میکنند که ایران مال انها ست یا حق انهاست که ایران مال آنها باشد!

اگر امریکایی ها باز هم با این تصورا ت با ایران مذاکره کنند نتیجه ای حاصل نخواهد شد . امریکا باید باور کند که ایران یک کشور مستقل است و این استقلال را امریکا به ایران اعطا نکرده است . حدود یک میلیون شهید گوشه ای از بهایی است که ایرانی ها برای حفظ استقلال خود بعداز انقلاب اسلامی پرداخت کرده اند. امریکا اگر نتواند بفهمد که انقلاب اسلامی یک واقعیت است و بایستی با آن منطقی و متمدنانه روبرو شود باید به صراحت گفت که این امریکا  خیلی احمق است .

اگر امریکا نخواهد با ایران مثل کشوری مستقل از موضع برابر برخورد کند باز هم روند مذاکرات به شکست کشیده خواهد شد . غربگرایان در داخل ایران نیز به انزوا کشیده خواهند شد و صنعت هسته ای صلح آمیز ایران باز هم گسترش خواهد یافت. در این میان ملت ایران ضرر نخواهد کرد . این عقیده من است به عنوان یک ایرانی...

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۸


در باکو گنجینه ای از کتابهای فارسی وجود دارد... دریغ از باکو

هزاران نسخه خطی به زبان فارسی در انستیتوی نسخ خطی باکو نگهداری  میشود که تاکنون فهرست بخش زیادی از این کتابها در سه جلد منتشر شده است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزایدبخش ایران شمالی ، تلویزیون اسپیس که از کانالهای وابسته به دولت باکو است ،اعلام کرد :

بر اساس گزارش های خبری از ایران ،  600 جلد از نسخ خطی متعلق به ایران در انستیتوی نسخ خطی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) نگهداری می شود.

" پاشا کریم اف " مدیر انستیتوی محمد فضولی آکادمی ملی علوم  ایران شمالی می گوید که تاکنون هیچ درخواستی از سوی ایران  برای استرداد  نسخ خطی دریافت نکرده ایم. به گفته وی، نسخ خطی موجود در کتابخانه اردبیل ( مجموعه شیخ صفی ) در جریان اشغال ایران از سوی روسیه تزاری منتقل شده است. زیرا " عباسقلی باکی خان اف " که یکی از شاهدان این حادثه است فهرست برخی از آن آثار را ترتیب داده بود. آثار به تفلیس و از آنجا به سن پترزبورگ منتقل شده و در حال حاضر در کتابخانه " سالکوف شدرین " نگهداری می شود.

وی گفت: آثار به زبان فارسی در کشور ما فراوان است . ما سه جلد کاتالوگ آثار فارسی زبان را منتشر کرده ایم. یعنی، دنیا می داند که کدام آثار فارسی زبان در کشور ما موجود است.

شایان ذکر است ؛ زبان تاریخی و ادبی مردم مسلمان قفقاز یخصوص منطقه ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) فارسی بوده و بعد از تجزیه این منطقه از خاک ایران با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای ، حاکمیت روسیه  ، زبان فارسی را در این منطقه ممنوع کرد تا ارتباط فرهنگی بین مردم آن سامان با ایران قطع شود .با توجه به اینکه میراث مکتوب ایران شمالی به زبان ملی ایرانیان یعنی زبان فارسی است ، دولت باکو با فقر شدید کتاب های کهن به  زبان آذربایجانی مواجه است یعنی برای نسل جدید چیزی برای ارایه ازگذشته به زبان آذری ندارد. از این رو تلاش می کند ، ضمن حفظ موقعیت منفی خود نسبت به زبان تاریخی و ملی آذربایجانی ها که زبان فارسی است ، نسخ خطی موجود به زبان فارسی را که در انستیتوی نسخ خطی باکو نگهداری میشود ، به نام دولت باکو در مراکز جهانی ثبت کند ؟!

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۱


بعد از چوگان نوبت کدام میراث فرهنگی است؟

چوگان جمهوری قره باغ ،

چوگان جمهوری آذربایجان یا چوگان ایران ؟!

چرا دولت باکو همچنان به اقدامات ضد ایرانی خود ادامه میدهد ؟ راز مساله چیست ؟

*عارف محمدزاده اردبیلی

داشتن سرمایه های شاخص و برجسته فرهنگی که به عنوان نماد و تکیه گاه  و پرچم فرهنگی برای یک ملت تلقی شود ، چیزی نیست که یک کشور نوپا ، یک شبه یا طی پنجاه یا صد سال صاحب آن شود .شاهنامه فردوسی یا کتابهایی مانند خمسه نظامی یا گلستان و بوستان سعدی یا مثنوی مولوی و شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و مولانا و ...کسانی نیستند که در تاریخ هر ملت و کشوری وجود داشته باشند. اینها شخصیتهای جهانی هستند که اندیشه اسلامی آنها ، اندیشه ای جهانی و جذاب برای همه اهل معرفت و دلدادگان دانایی و سعادت است.

فردوسی ، نظامی ، مولوی  ، خاقانی  و شاعرانی از این دست ، آثار خود را به ز بان فارسی سروده اند، و تردیدی نیست که زبان فارسی ، زبان ملی و تاریخی ایرانیان بوده و هست. زبان فارسی تا روزگار ی نه چندان دور، از آسیای میانه تا هند ، زبان عمومی و ادبی مردم بوده است . انگلیسی ها پس از اشغال هندوستان ، نخستین اقدام فرهنگی شان ممنوعیت آموزش زبان فارسی و ترویج زبان انگلیسی  در شبه قاره بود، روسها نیز بعد ازعهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای و اشغال اراضی قفقازی ایران ، با زبان فراسی درافتادند و بعد از روی کار آمدن حکومت کمونیستی (1917) اندک اندک زبان فارسی را زبان ممنوعه قلمداد کردند و به یان نیز بسنده نکرده ، الفبای فارسی را نیز که الفبای اصیل و تاریخی قفقازیان بود ، منسوخ کرده و الفبای  روسی را به جای آن تحمیل کردند . این اتفاق را در ترکیه نیز مصطفی کمال پاشا معروف به آتا ترک تکرار کرد و الفبای لاتین را جایگزین الفبای قرآنی کرد.

ترکیه به سال 1923 تاسیس شده و پیش از آن در تاریخ ، کشوری بدین نام نبوده است. اما همین ترکیه که قدمتش به صد سال نمی رسد ، مدعی است که مولانای ایرانی هشتصدساله  به او تعلق دارد . فقط بدین خاطر که قبر مولوی درمنطقه ا ی قرار گرفته  که از چندی پیش ترکیه نامیده شده است. دولت باکو یا دولت جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که در سال 1991 در بخشی از اراضی قفقازی ایران تاسیس شده ، مدعی است که نظامی و خاقانی و بدرشروانی وصدها شاعر ایرانی پارسی گوی دیگر ، ایرانی نیستند و جمهوری آذربایجانی هستند ! اما نکته جالب و مضحک اینجاست که همین دولتها ، با زبانی که نظامی و خاقانی و مولوی شعر گفته اند ، ضدیتی ابلهانه و عمیق دارند. و ازاین تاسف آورتر اینکه دولتهای ترکیه و باکو با اندیشه اسلامی شخصیتهای جهانی ما ، مانند نظامی و مولوی نیز ضدیتی عمیق تر دارند...  نظامی و مولوی ، شخصیتهای اسلامی و قرآنی هستند و اشعار و آثار آنها ، ترجمان اندیشه و احکام اسلام است اما دولتهای باکو و انکارا در دشمنی با اسلام و ایران قسم خورده هستند ... زندانهای دولت باکو پر است از انسانهای اسلامی و آزادیخواه که اندیشه ای چون اندیشه نظامی گنجوی دارند و دولت کنونی  آنکارا نیز در حالی  با ظواهر مدعی اسلامگرایی است ، دستش تا مرفق به خون آزادیخواهان ترکیه و ملت مظلوم سوریه آغشته است.

به هر حال سوال این است که چگونه دولت 22 ساله باکو ، مدعی تصاحب نظامی گنجوی است اما با اندیشه اسلامی نظامی گنجوی ، با زبان فارسی که زبان نظامی گنجوی است و با الفبایی که نظامی گنجوی نوشته ، مخالف است ؟

اخیرا دولت باکو با ثبت در یونسکو ، مدعی شده که " چوگان قره باغ " نیز متعلق به اوست ! یعنی " چوگان ایرانی " را منحصر ساخته به قره باغ و مدعی شده که این چوگان قره باغی هم متعلق است به قلمرو حاکمیت دولت الهام علی اف .

اما سخن اینجاست که " قره باغ " حتی قبل از تشکیل  و تاسیس "جمهوری آذربایجان " ( ایران شمالی ) ، دعوی استقلال داشته ، و بعد از تشکیل و تاسیس دولت باکو ، خود را به عنوان " جمهوری قره باغ " معرفی  کرده و تاکنون نیز موجودیت خود را حفظ کرده است .

قره باغ ، عموما منطقه ای ارمنی نشین است و با توجه به تبلیغات قومی و نژادی دولت باکو علیه ارامنه  ، تردیدی نیست که مردم این منطقه  استقلال خود را پاس خواهند داشت . از سوی دیگر حکومت علی افها که از سال 1993 تاکنون بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) حکمرانی میکنند ، نشان داده که هرگز به دنبال تنش با جمهوری قره باغ نیست . زیرا تاکنون نه تنها جنگی را به خاطر تصرف قره باغ انجام نداده ، بلکه با انجام اقداماتی مانند ایجاد خط لوله باکو – جیهان ، خط آهن باکو – تفلیس – ترکیه که میلیاردها دلار سرمایه غربی ها در این پروژه ها به جریان افتاده ، نشان داده است که هرگز قصد ندارد با قره باغ تنش ایجاد کند. به عقیده کارشناسان ، ایجاد این پروژه ها به معنای آن است که دولت باکو هرگزبه  خاطر قره باغ یا دیگر مناطقی که ارتش قره باغ در اختیار دارد ، جنگی را آغاز نخواهد کرد. در هر حال ، واقعیت این است که جمهوری قره باغ ، یک واحد مستقل است و اگر قرار باشد ، چوگانی به عنوان چوگان قره باغ به نام دولتی ثبت شود ، این دولت ، دولت قره باغ خواهد بود .قره باغی که یکی از 17 ولایت قفقازی ایران است که با عهدنامه های گلستان و ترکمانچای به اشغال رفت ، همانند دیگر ایالتهای به اشغال رفته ی بادکوبه و گنجه و نخجوان و...

اما اینکه چرا دولت باکو به خود جرات میدهد با میراث فرهنگی ایران اینگونه رفتار کند و حتی به خود جرات میدهد در کتابهای درسی ، تاریخ را با جهت گیری ضد ایرانی تحریف کند و حتی نامی مجعول برای آذربایجان اصیل – آذربایجان ایران – بگذارد ، بی تردید ناشی از بیعرضگی برخی مقامات سیاسی و فرهنگی دولت جمهوری اسلامی است. مقاماتی که در مقابل تحریف تاریخ با جهت گیری ضد ایرانی در کتب درسی و رسمی دولت باکو سکوت کردند ، مقاماتی که در مقابل جعل نام برای آذربایجان ایران در کتب درسی و رسمی دولت باکو سکوت کردند ، مقاماتی که در مقابل اینکه قماربازمعروف باکو خود را رییس جمهور " آذری های جهان " نامید ، سکوت کردند ، مقاماتی که در مقابل انتشار نقشه تاریخی " آذربایجان !؟ " توسط مراکز رسمی و دولتی باکو و گنجاندن نیمی از ایران در این نقشه ، سکوت کردند . مقاماتی که در مقابل حمایت باکو از تجزیه طلبان سکوت کردند ، مقاماتی که در مقابل همکاری دولت باکو با صهیونیستها در ترور دانشمند اتمی ایران سکوت کردند  و ... سکوت کردند ... سکوت کردند ...سکوت کردند...

شاید ، برخی از این مقامات سابق و لاحق حالا فشار خونشان بالا برود که ما هرگز سکوت نکردیم ، بلکه بیانیه دادیم ، اعتراض کردیم و چه و چه و چه ... بله حق با شماست! شما در کنار تلاش برای خوش نشان دادن روابط ؟ بعضی وقتها بیانیه هم دادید و احتمالا برخی  وقتها سفیرشان را هم احضار کردید ...اما در مقابل اقدامات عملی دولت باکو ، اقدامات " عملی " انجام ندادید و به کارهای لفظی اکتفا کردید  الفاظی که بعد از مدتی فراموش میشود و تاثیر عملی در بازداشتن حریف از ادامه اعمال ضد ایرانی ندارد و این در واقع همان سکوت است و بدتر از آن .

در هر حال درباره چوگان قره باغ - دولت باکو از این چوگان به عنوان چوگان قره باغ  نام برده است - این نکته برای همه روشن است که جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) و نیز جمهوری قره باغ جزو اراضی تاریخی ایران بوده اند که هر دو با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از خاک ایران تجزیه شده و به خاک روسیه (شوروی ) منضم شدند.این دو جمهوری با فروپاشی شوروی تاسیس شدند . همانگونه که ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) تاسیس شده جمهوری قره باغ نیز تاسیس گردیده است. حالا این چوگان که یک بازی ایرانی است اگر بنا به ادعای دولت باکو " چوگان قره باغ " است بایستی متعلق به جمهوری قره باغ باشد و ثبت آن در یونسکو به نام دولت باکو پایه و اساس قابل قبولی ندارد... و اگر چوگان یک بازی باکویی است در اینصورت چرا دولت باکو از ان به عنوان " چوگان قره باغ " نام میبرد؟ در اینصورت نیز روشن میشود که ثبت چوگان به عنوان چوگان قره باغ درست نیست!..

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٢


 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٢


جشنواره شعر میهنی در تبریز...

 

فراخوان جشنواره شعر میهنی

و دعوت از شاعران و نویسندگان

 برای شرکت در جشنواره

 منبع :http://mihanshear1.blogfa.com/

در آستانه سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی "جشنواره شعر میهنی" با حضور شاعران و ادبا و نویسندگان برجسته در تبریز برگزار می شود.

دبیرخانه جشنواره شعر میهنی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: این جشنواره در راستای زمینه سازی برای آفرینش های ادبی شاعران و نویسندگان در موضوعات کاربردی تاریخی، انقلابی، میهنی و مسایل معاصر امت اسلام و نشر این آثار در جامعه برگزار خواهد شد.

در اطلاعیه دبیرخانه "جشنواره شعر میهنی" از شاعران و نویسندگان دعوت شده است اشعار و آثار خود را در موضوعات ذیل:

ترسیم چهره های ملی - علمی - فرهنگی کشور در شعر ...

توصیف حماسه های مردم آذربایجان در دفاع مقدس، انقلاب اسلامی، 29بهمن و بخصوص حوادث تاریخی مانند جنگ های قفقاز، جنگ چالدران و پایداری مردم آذربایجان در مقابل تجاوزگریهای روس و عثمانی ،

 قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و تجزیه 17 ایالت قفقاز از خاک ایران ،

جریان بیداری اسلامی و توصیف حماسه های مقاومت در لبنان، فلسطین، سوریه و ترسیم و توصیف ایران و شکوه آذربایجان

 پیام بیداری شاعران امروز ایران بخصوص شاعران آذربایجان به امت اسلام  و شیعیان آذری قفقاز ،

 لزوم اتحاد اقوام و طوایف و جریانهای مختلف امت اسلام و ملت ایران برای مقابله با استعمار و دشمن مشترک همه مسلمین  و پرهیز از تفرقه و مرزبندیها و خط کشی های طایفه ای و قبیله ای

 ، سیمای ایران در شعر استاد شهریار، نگاه استاد شهریار به فردوسی و نظامی، انقلاب اسلامی در شعر شهریار، تبیین پیام استاد شهریار به شیعیان  قفقاز و دعوت از آنها برای بازگشت به اسلام و وحدت ،

نقش الفبای قرآنی و الفبای واحد بین امت اسلام در روابط فرهنگی و ادبی مسلمانان ...

از دیگر مضامین این جشنواره است.

شاعران می توانند آثار خود را به نشانی تبریز- اول خ دانشسرا- سازمان تبلیغات اسلامی- انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام (دبیرخانه جشنواره شعر میهنی) یا به پست الکترونیکی (mihan.shear@gmail.com) ارسال نمایند.یا در قسمت نظرات این وبلاگ  انعکاس نمایند.

شایان ذکر است، اشعار و آثار رسیده توسط  هیئت علمی جشنواره مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهد گرفت و آثار برگزیده با اختصاص هدایا مورد تقدیر قرار  خواهد گرفت.

شاعران و نویسندگان می توانند آثار خود را تا تاریخ 30آذر 1392 به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٠


و حالا نوبت به تبریز رسید - تبلیغات دولت باکو علیه تبریز

 

دولت باکو اغلب علیه ایران تبلیغات می کند نوعی تبلیغات نژادپرستانه با جهت گیری قومی - مثلا میگوید در ایران فارسها حکومت میکنند و این در رسانه های دولت باکو مدام تکرار میشود ! یا میگوید در ایران آذربایجانیها تحت ظلم و ستم هستند و آذری حرف زدن در ایران ممنوع است و از این خزعبلات و ترهات و اباطیل - اما چند سالیست که دولت باکو در کنار این تبلیغات علیه آذری های ایران نیز به شدت تبلیغ میکند- شاید باور کردنی نباشد که اکثریت زندانی ها ی خارجی در زندانهای باکو را آذریهای ایرانی تشکیل میدهند . چرا ؟ دولت باکو به شدت از تاثیر آذریهای ایرانی در هراس است . چرا که آذریهای ایرانی به شدت نسبت به تشیع اعتقاد دارند و همین میتواند مایه تاثیر بر شیعیان قفقاز و موجب نگرانی دولت باکو باشد...

خبر :

تبلیغات دولت باکو علیه مردم تبریز و اردبیل

 

ادامه تبلیغات رسانه ها و مطبوعات دولتی و پان ترکیستی باکو علیه مردم تبریز در حالی است که تاکنون واکنشی از سوی وزارت امور خارجه یا حداقل استاندارو مسولان ذیربط آذربایجانشرقی نسبت به این توهینها انجام داده نشده است.

به دنبال گسترش سفرهای اهالی شیعه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به شهرهایی مانند اردبیل و تبریز ، دولت باکو رسانه های خود را برای تبلیغات علیه مردم این شهرها  فعال کرده است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در پی لغو روادید برای سفر مردم ایران شمالی به میهن تاریخی خود ایران – که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از آن جدا شده اند – سیل سفرهای اهالی این منطقه به سوی شهرهای بزرگ همجوار مانند تبریز آغاز شده است. این سفرها از ضرورتها و نیازهای مردم آن سامان نیز ناشی میشود. این روزها با گردشی کوتاه در شهر تبریز میتوان در خیابانهای مرکزی شهر، صدها تن از اهالی ایران شمالی را مشاهده کرد که جهت امور درمانی ، تجارت ، گردش و حتی خرید مایحتاج زندگی به این شهر سفر کرده اند. عده ای از این مسافران  برای انجام درمان ، عمل جراحی و اموراتی از این دست به تبریز سفر میکنند.

مهارت فوق العاده پزشکان متخصص تبریزی ، دستمزد ارزان انها نسبت به پزشکان ناشی و کم سواد باکو ، قیمت ارزان دارو و تجهیزات پزشکی در ایران در قیاس با قیمت آن در باکو ، ترکیه و روسیه موجب شده است که اهالی ایران شمالی برای انجام امور پزشکی به تبریز مسافرت کنند. اما در کنار این عوامل ، عوامل مهمتری نیز وجود دارد که موجب ازدیاد سفرهای اهالی ایران شمالی به تبریز میشود ؛ امنیت عمومی سطح بالا  بخصوص امنیت شهری ، رفتارخوب اهالی تبریز  و احساس همبستگی تاریخی و فرهنگی با مردم ایران از جمله علتهای دیگریست که درگسترش سفر اهالی ایران شمالی به تبریز نقش دارد.

رژیم باکو که سالهاست با اقداماتی نظیر ایجاد درگیریهای مرزی ، تیراندازی و کشتن تعدادی از مرزنشینان ،لغو تفاهم نامه تردد اهالی مرزنشین تا شعاع 45 کیلومتری ، برچیدن بازراچه های مرزی و سایر اقدامات از گسترش روابط اهالی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) با آذری های ایرانی بخصوص مردم اردبیل و تبریز جلوگیری میکند ، از ماههای گذشته نیز اقدامات متعدد رسانه ای و روانی را برای پیشگیری از سفر اهالی ایران شمالی به تبریز آغاز کرده است.

برخی مطبوعات و رسانه های باکو که به شدت مخالف شکل گیری روابط گسترده میان اهالی ایران شمالی با مردم تبریز هستند ، اخیرا خبرهای جعلی مبنی بر کشته شدن صدها بیمار باکویی در تبریز ، گروگان نگه داشته شدن دهها کودک باکویی در بیمارستانهای تبریز به دلیل ناتوانی از پرداخت هزینه درمان و... را منتشر کرده اند.اما اهالی ایران شمالی با شناختی که از رژیم دارند ، بی توجه به این تبلیغات سیاه و دروغین به سفرهای خود به ایران بخصوص شهر تبریز ادامه میدهند.

ادامه تبلیغات رسانه ها و مطبوعات دولتی و پان ترکیستی باکو علیه مردم تبریز در حالی است که تاکنون واکنشی از سوی وزارت امور خارجه یا حداقل استاندارو مسولان ذیربط آذربایجانشرقی نسبت به این توهینها انجام داده نشده است.انتظار میرود مسولان آذربایجانشرقی مراتب اعتراض مردم تبریز را به کنسولگری دولت باکو در تبریز منعکس کنند.

شایان ذکر است چندی پیش دولت باکو ، تفاهم نامه تردد اهالی مرزنشین را که به موجب آن مرزنشینان دو طرف میتوانستند تا شعاع 45 کیلومتری بدون ویزا تردد کنند ، به طور یک جانبه لغو کرد.

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۱


ولادت کریمه اهل بیت ع آغاز دهه کرامت

 

کرامتی از کریمه اهل بیت ع

امروز ولادت کریمه اهل بیت - درود خداوند بر او و خاندان عصمت و امامت - است. در شان و شخصیت شامخ این بانوی بزرگ کتابها نوشته اند...

ولادت بانوی سپهر عصمت و امامت را به همه دوستداران این خاندان تبریک میگویم و کرامتی معروف از روانشاد آیت ا... مرعشی نجفی را به حضورتان تقدیم میدارم :

 

 

آیه الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی(وفات یافته شهریور ۱۳۶۹ شمسی) می فرمود: روزگاری که جوان تر بودم، روزی بر اثر مشکلات فراوانی که داشتم، از جمله می خواستم دخترم را شوهر دهم، ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت معصومه(ع) رفتم، و با عتاب و خطاب در حالی که اشک هایم سرازیر بود گفتم:”ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی من اهمیت نمی دهی؟ من چگونه با این دست خالی دخترم را شوهر دهم؟” سپس با دلی شکسته به خانه برگشتم، حالت غشوه(کشف) مرا فرا گرفت در همان حال شنیدم در می زنند، رفتم و در را باز کردم، شخصی را دیدم که در پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت:”سیده تو را می طلبد” با شتاب به حرم رفتم، وقتی که وارد صحن شریف آن حضرت شدم، چند کنیز را دیدم که به تمیز کردن ایوان طلا اشتغال داشتند، از سبب آن پرسیدم، گفتند: اکنون سیده می آید، پس از اندکی حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) آمد، در حالی که در شکل و شمایل، مانند مادرم فاطمه زهرا(ع) بود(چون جده ام زهرا(ع) را سه بار قبل از آن، در خواب دیده بودم) نزد عمه ام حضرت معصومه(ع) رفتم و دستش را بوسیدم، به من فرمود:”ای شهاب! کی ما در فکر تو نبوده ایم، که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی، تو از زمانی که به قم آمدی زیر نظر ما و مورد عنایت ما بوده ای.”

 

وقتی که از خواب بیدار شدم، فهمیدم که نسبت به حرم حضرت معصومه(ع) اسائه ادب کرده ام، همان دم برای عذرخواهی به حرم شریفش رفتم، از آن پس حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت، و مشکل زندگیم حل وآسان گردید.

 

 

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦


شبکه سهند ) شبکه استانی آذربایجانشرقی ...

 

شبکه استانی آذربایجان شرقی (شبکه سهند ) :

گفتگو به لهجه تبریزی یا لهجه ی قفقازی ؟

 

 

 ·        حسینعلی میرزایی

 

یکی از کارکردهای مهم زبان، کارکرد سیاسی- فرهنگی آن است. زبان هر ملتی - چه زبان ملی و عمومی و چه زبانهای قومی هر ملت- بخشی از هویت آن ملت به شمار می رود. طی یکصد سال اخیر، به موازات نقشه ها و تلاشهای نظام سلطه برای تجزیه امت واحد و نیرومند اسلام به قومهای کوچک و ذره ای و مطیع استعمار، تلاشهای گسترده ای برای تحریف هویت فرهنگی مسلمانان انجام شده که تغییر الفبای واحد قرآنی (الفبای تاریخی و عمومی امت اسلام ) در کشورهایی مانند ترکیه و جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) و تاجیکستان به الفبای مسیحی ها از جمله این اقدامات است.

مرزبندی میان زبانهای قومی و محلی با زبان ملی یک کشور و ایجاد تقابل بین آنها از دیگر شیوه های استعمارگران برای مرزبندی و خط کشی فرهنگی میان ملت است تا از این طریق، یک ملت واحد و نیرومند و بزرگ و مستقل را به اقوام کوچک و ضعیف و بازیچه کشورهای قدرتمند تبدیل کنند و با انداختن این اقوام به جان هم با شعارهای پوچ و جاهلی ، بین مسلمانان برادرکشی و بحران قومی را رقم بزنند.

هویت زبانهای قومی در ایران اسلامی در طول تاریخ با هویت زبان ملی و تاریخی کشور یعنی زبان فارسی پیوند عمیق و گسترده ای داشته و دارد. یکی از نشانه های بارز این پیوند عمیق و گسترده میان زبانهای قومی (مانند زبان آذربایجانی) با زبان ملی  (زبان فارسی)، کثرت وجود واژه ها و اصطلاحات فارسی در زبان آذربایجان است.

 

نگاهی به اشعار آذربایجانی شاعرانی مانند ملامحمد فضولی، حکیم هیدجی، سید ابوالقاسم نباتی، صراف تبریزی، حسینی سعدی زمان ، صحاف ، و خصوصا استاد شهریار موید همین ادعاست. صرف نظر از چگونگی شکل گیری زبان آذربایجانی امروز – که آمیزه ای از لغات زبان آذری قدیم ، فارسی ، ترکی و عربی است – کاربرد لغات فارسی در این زبان به حدی وسیع است که کمتر جمله ای را در نثر ، و کمتر مصرعی را در شعر آذربایجانی می توان یافت که فاقد واژه یا واژگان فارسی است و این چیزی نیست که  طی دهه های اخیر انجام شده باشد، بلکه فرایندی طبیعی و تاریخی و فرهنگی است که در طول قرنها شکل گرفته و شاهد آن اشعار و آثار شاعران و نویسندگانی است که قرنها پیش زیسته اند.مانند ملامحمد فضولی شاعر عهد صفوی وحتی غزلهای معدودی که از صائب تبریزی باقی مانده است:

 

نه احتیاج که ساقی وئره شراب سنه

که اؤز پیاله سینی وئردی آفتاب سنه ...

 

طبیعی است که هرگونه تلاش برای فارسی زدایی از زبانهای قومی و تلاش برای قطع کردن رشته های اتصال و وحدت بین زبان ملی با زبانهای قومی و پاک ساختن نشانه های فرهنگ و زبان ملی کشور در زبانهای محلی و قومی، یک اقدام سیاسی معنادار است، نیز تلاش برای وارد و رایج کردن واژه ها و اصطلاحات برونمرزی ، یک اقدام خاص سیاسی است.

 

ادامه تلاش برای استفاده از لهجه برونمرزی (واژه ها و اصطلاحات رایج در رسانه های باکو یا جامعه ایران شمالی « جمهوری آذربایجان ») و نیز سعی برای عدم استفاده از واژه ها و اصطلاحات فارسی رایج در زبان جامعه آذربایجانی های ایران توسط شبکه سهند (شبکه استانی آذربایجان شرقی) نشانه چیست؟ آیا نشان از تداوم حرکتی در صدا و سیمای حکومتی استان برای تغییر هویت فرهنگی (هویت زبان بومی) و همسان سازی آن با "زبان رسانه های دولتی باکو " است؟ آیا این اقدام، حرکتی برای معطوف کردن نگاه مخاطب به نقاطی خارج از مرزهاست؟ آیا نشان ضدیت آشکار با زبان ملی (فارسی) که زبان تاریخی و عمومی ایرانیان است می باشد؟

پیش از این، مطالبی در رسانه ها و مطبوعات، درباره اقدامات سوال برانگیز پیرامون استفاده از واژه های رایج در رسانه های باکو، تلاش برای فارسی زدایی از زبان آذربایجانی،‌ترجمه اسامی ادارات و وزارتخانه ها و... اقداماتی از این دست در صدا و سیمای آذربایجان شرقی منتشر شده است. اما صدا و سیمای آذربایجان شرقی همچنان به روش غیر علمی و بیگانه گرایی برای تغییر هویت بومی زبان جامعه آذری های ایران ادامه می دهد. بنگرید به نمونه های ذیل:

- استفاده از واژه "اؤلکه" یا « اؤلکه میز » یا « اؤلکه لرین » به جای "کشور" "مملکت"، این واژه در زبان آذری های ایران استفاده نمی شود، در خبر ساعت 23 مورخ 5/2/92 و نیز در مورخ 3/2/92 و 28/3/92 و25/5/92 و...رادیو نیز به تکرار از این واژه غیر مانوس و غیر رایج در زبان ایرانی های آذری استفاده می شود ؟

 

- استفاده مداوم از واژه "جماعت" به جای "مردم" و "ملت" مانند "مرند و جلفا جماعتی نین نماینده سی" (خبر 23 مورخ 9/2/92)، "جماعتین نماینده لرین ..." (8/3/92) "جماعتین گئنیش حضوری ..." (10/3/92) "یونان جماعتی پارلمانین قاباغینا ..." (9/2/92) "بحرین جماعتی ..." (5/2/92) – صدا وسیمای آذربایجانشرقی به شدت از استعمال واژه ی رایجی مانند « مردم » پرهیز می کند !؟

 

- استفاده از واژه من در آوردی "یغیینجاق" به جای «همایش »(خبر ساعت22 مورخ 10/3/92) و...

 

-  استفاده از افعالی مانند "کئچیریله جاق!" به جای "برگزار اولاجاق" (برگزار خواهد شد) این در حالی است که این فعل به معنای یاد شده به هیچ وجه در زبان آذری های ایران استفاده نمی شود و تنها در رسانه های باکو کاربرد دارد. به عنوان مثال در خبر (بخش ورزشی) ساعت 23 "مسابقه... یئتدی مرحله ده کئچیریله جاق!!" از این واژه به طور مکرر ، توسط گوینده ورزشی خبر ساعت 23 استفاده میشود از جمله در 2/6/92 " مسابقه ... تبریزده کئچیریلدی ! " گویی گوینده خبر ورزشی علاقه خاصی به "کئچیریلدی ! " دارد   !

 

- استفاده از افعالی مانند « آراشدیردی ! » - که در زبان جامعه آذری های ایران استفاده نمی شود - به جای « بررس لیق » ( بررسی کردن ) به عنوان مثال « بستان آباد ...مشکل لرین آراشدیردی » ) خبر 23 مورخ 25/5/92)

 

تلاش برای فارسی زدایی توسط مترجمان یا مدیران اخبار شبکه سهند در بخش ورزش اخبار ساعت 23 مشهودتر است:

 

- "استانیمیزین ایکی نوجوان فوتبالیستی ملی تیمه چاغریلدی" (خبر 9/2/92) در حالی که در زبان آذری های ایرانی، در زمینه ی ورزش هرگز واژه "چاغریلدی" به جای "دعوت شد" به کار نمی رود و این اختراع مترجمان شبکه سهند است که بارها و بارها تکرار می شود! و مردم آذربایجان هرگز به جای « تیم ملی » از عبارت « ملی تیم ! » استفاده نمی کنند.

 

- استفاده از واژه "گوله شن!" به جای "کشتی گیر" که دهها سال است در جامعه ورزشی و در زبان عموم مردم آذربایجان است (به عنوان نمونه اخبار 23 مورخ 5/2/92)

 

- "چخ سوره ن" یا "چخ سوره نلر" نیز در بخش ورزشی خبر ساعت 23 به جای "دوچرخه سوار" یا "دوچرخه سواران" تکرار می شود (به طور مثال 16/3/92) استفاده از واژه طنزو بی معنای "چخ" به جای "چرخ" نیز از ابداعات شبکه سهند است!

 

در اخبار شبکه سهند گاهی تلاش می شود جملات از هنجار ویژه آن در زبان آذربایجانی ایران خارج و به هنجار ویژه برونمرزی و باکویی تبدیل شود:

 

- "... یئتیمینجی و سون مرحله سی صاباح کئچیریله جاق!" (18/3/92)

- « اویون  بیضاوی ورزشگاهیندا کئچیریله جا ق !» (3/2/92 )یعنی : بازی در ورزشگاه بیضاوی برگزار خواهد شد !

 

- "یوخسا احتمالی وار خارجی اوردو قورولماسین" (18/3/92)

 

- "آسیانین قهرمانلیق گولشمه رقابت لرینده" (3/2/92)

 

- "بویون شهید خرمدل "آدلی" خیاوان ..." (3/2/92)

 

- "بهار "آدلی" خانملار پارکی ..." (3/2/92)

 

کار به جایی رسیده که حتی اسامی خاص جغرافیایی نیز توسط شبکه سهند تغییر می یابد. فی المثل "آذربایجانشرقی" نام رسمی و خاص استان است، اما شبکه سهند آن را همواره به "شرقی آذربایجان" تغییر می دهد!

 

نمونه ای دیگر از ترجمه اسامی تشکلها و ادارات: "استانین مقدس دفاع هفته سین عزیزلیین ستاد!" (اخبار ساعت23 مورخ 21/5/92) به جای "ستاد بزرگداشت هفته دفاع مقدس استان" و در همین تاریخ استفاده از عبارت "مطبوعات ائوی!" به جای "خانه مطبوعات"...یا استفاده از عبارت « مملکتیمیزین خارجه ایشلر وزیری ! » ...

 

متاسفانه دامنه تلاش برای بیگانه گرایی در کاربرد زبان بومی منطقه توسط شبکه سهند ، حتی به اسامی برنامه ها ادامه دار نیز کشیده شده است . به عنوان مثال برنامه ای با عنوان « درمان بیتگی لری !» (= گیاهان دارویی ) از سیمای استانی پخش میشود. این در حالی است که در زبان آذری های ایرانی به جای عنوان  فوق ، از عبارت « گیاهی داوالار » استفاده میشود. واژه « درمان » که در عنوان مورد استفاده شبکه استانی بکار رفته ، در باکو به معنای « دارو » استفاده میشود و واژه « بیتگی » به جای « گیاه » در زبان آذری های ایرانی کاربرد ندارد! یا عنوان « گون آیدین ! »که به طور مستمر هر روز صبح دهها بار از شبکه سهند تکرار میشود ، کدام آذری ایرانی را میتوان یافت که هنگام صبح به مخاطب خود بگوید : « گون آیدین ! »  و مخاطب با بهت و شگفتی به متکلم این عبارت نگاه نکند !

تلاش برای تغییر هویت زبان بومی آذربایجانی به تلویزیون حکومتی مرکز تبریز محدود نمی شود ، بلکه رادیو تبریز نیز در این زمینه ، همگام با تلویزیون فعال است . به عنوان نمونه از رادیو تبریز : « یاشیل فضانین سرانه سی بیزیم اؤلکه میزده ...» ( رادیو تبریز ، 31/5/92، ساعت 10/11) . این زبان اختراعی که در رایو تبریز استعمال میشود ، زبان بومی اهالی نیست . کدام تبریزی را سراغ دارید که به جای عبارت رایج « فضای سبز » از عبارت « یاشیل فضا » و به جای « مملکتیمیزده » از عبارت نامانوس و غیر رایج « اؤلکه میزده !» استفاده کند.بارها در تلویزیون استانی ( موسوم به سهند ) سخنان مدیر کل صدا و سیمای استان ( آقای نواداد ) پخش شده و هرگز شنیده نشده که وی از کلمات و عباراتی  مانند « اؤلکه » ، « گون آیدین » « بیتگی » ، « خارجه ایشلر وزیری »،« سویوق ات » (به جای گوشت منجمد ! )، « آراشدیردی » ، « آچیخلادی ! » ، « عزیز له مه ! » ( به جای بزرگداشت و نکوداشت و ...) ، « سؤز دانیشان ! » ( به جای سخنگو )، « نفتدن سوای صادرات ! »(صادرات غیرنفتی ، مترجم صدا و سیما تصور می کند که « نفتدن سوای صادرات » ترجمه ی « صادرات غیرنفتی » است ، در حالی که «سوای » هم مانند « غیر » واژه ای عربی است ) و... در تکلم استفاده کند ، اما چرا صدا و سیمایی که وی مدیر آن است ، به زبان خاصی تکلم میکند ؟

 

آنچه ذکر شد تنها مثالهایی از تلاش برای تغییر هویت "زبان معاصر آذری ایرانی" و یکسان سازی آن با زبان برخی رسانه های برونمرزی و نیز فارسی زدایی از آن است. این اقدام ممکن است سهوی یا از سر غفلت و مسامحه باشد. اما به هر حال آن، نتیجه آن یکسان است و انتظار می رود، این روند که از سالها قبل آغاز شده و نوعی از تهاجم فرهنگی توسط صدا و سیما به فرهنگ و هویت کشورو زبان مردم غیور و قهرمان آذربایجان است، پایان یابد.

 

امید است مسولان محترم صدا و سیما و سایر مراجع ذیصلاح با پیگیر و کاوش مسوولانه، مانع از تخریب فرهنگ، هویت و وحدت ملی شوند .« شورای فرهنگ عمومی استان » که کانون تصمیم گیری پیرامون مسایل فرهنگی استان است ، شایسته است که نسبت به موضوعاتی از این دست ، حساسیت ویژه ای داشته باشد ، تداوم برخی اقدامات مشکوک و قابل تامل فرهنگی در استان ، متاسفانه حاکی از آن است که شورای فرهنگ عمومی ، واکنش به موقع یا تاثیرگذاری از خود نشان نداده است.

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳


امریکا و تروریستهای آدمخوار در قرن 21

 

امریکا و آدمخواران قرن 21

به راستی مفهوم دمکراسی و مبارزه با تروریسم و نفی خشونت و حقوق بشر و عباراتی از این دست در فرهنگ امریکا چیست ؟

شاید دیدگاه مردم امریکا که در سلطه رسانه ای و  هدف عملیات بزرگ شستشوی مغزی دولت هستند در این موضوع با ما ایرانی ها متفاوت باشد.

فقط کافی است بگوییم

دولت امریکا با تمام توان از جبهه تروریستهای آدمخوار در سوریه حمایت می کند.تروریستهایی که در مقابل دوربین سینه انسان را میشکافند و قلبش را به دندان می کشند!

و همین نشانه ی بزرگ و روشنی برای شناخت  دیدگاه دولت امریکا درباره مفاهیمی مانند دمکراسی و مبارزه با تروریسم و نفی خشونت و ... است.

 

امروز برای همه روشن است که امریکا عامل تمام خونریزیها در منطقه از افغانستان و پاکستان و عراق و لبنان و فلسطین و سوریه و... است.

شاید بشر در هیچ قرنی از قرون گذشته حتی قرون وسطی که قرون تاریکی و ظلمت غرب بوده چندان سقوط نکرده بود که آدمخواران را حمایت و تربیت و تکثیر کند اما دولت امریکا از همین آدمخواران حمایت مالی - تجهیراتی و سیاسی میکند...

حتی مغولها نیز که نماد ویرانی و کشتار هستند آدمخوار نبودند ...

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦


نویسنده وبلاگ

SAHAND KARIMI

تماس با نویسنده
SAHAND KARIMI

آرشیو وبلاگ

صفحه نخست
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
بهمن ٩۱
آذر ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩۱
آبان ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
اسفند ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢

لینکستان

نوشته هاي يك سردبير
آذربايجان خبر
ایران شمالی
آذربایجان نیوز
اتاق زمان
کشکول
تبریز - باکو
سرزمین قفقازی من
خداآفرین
سرزیمن قفقازی من
آذرنامه
سردار وطنم ایران
فلسفه یا تعقل
لینک امروز
ليست وبلاگ ها
لینکوگراف
جامعه مجازی
طراحی وب

لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی
  RSS 2.0