معرفی کتابی ارزشمند : سروده های شاعران ایران در ثنا و رثای حضرت علمدار

 

ساقی بی دست ! دست ما بگیر...

( نگاهی به کتاب نفیس « قبله ی آبها» ، تالیف استاد جلال محمدی)

  • نوشته : جواد زارع

 

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، باب الحوائج و دادرس مظلومان و دلشکستگان است. به فرموده ی امام سجاد علیه السلام ، آن بزرگوار را مقام و منزلتی است که در قیامت همه ی شهیدان به او غبطه می خورند. این شخصیت والا در میان شیعیان و حتی غیرشیعیان نیز به عنوان باب الحوائج و فریادرس و مشکل گشا شناخته شده است. کتاب نفیس « قبله ی آبها» درباره ی این شخصیت و چهره ی درخشان است که انوار تابناکش ، دیدگان اندیشه را خیره می کند و شاعران را وا می دارد که تمام ذوق و شوق خود را در سرودن اشعار در ثنا ورثا و سوگ و ستایش او به کار بندند و مروارید کلمات را به رشته کشند تا بلکه پرتوی از انوار شکوه و شان او را به بیان آورند.

برای معرفی کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها» ، ابتدا لازم است سخنی چند درباره ی شعر آیینی به قلم آید ، و چه نیکوست که این سخنان را از مقدمه ی این کتاب که به قلم مؤلف کتاب، استاد جلال محمدی نوشته شده است وام گیریم. در این مقدمه آمده است:

« شعر دینی، پدیده‌ای نو در گستره‌ی شعر ایران نیست. اگر نگاهی محققانه ومنصفانه به تاریخ ادبیات و شعر بزرگان ایران داشته باشیم، این نکته‌ی روشن را می‌توان دریافت که آثار بزرگان شعر ایران از فردوسی تا نظامی و خاقانی و حافظ و صائب و دیگران، ذات و صبغه‌ی دینی دارد و سرشار از معارف دینی و آموزه‌های اخلاقی و آخرتی است. جریان غالب ادبی در ایران و حتی گستره‌ی شعر فارسی در بیرون از ایران امروز، همواره جریان ادبی دینی بوده است. با این توضیح کوتاه، شکوه و شکوفایی امروز جریان شعر آیینی یا شعر عاشورایی و رثایی قابل درک است.

نهضت خونین عاشورا که در سال 61 هجری به همت پیشوای بزرگ بشریّت حضرت سیدالشهداء علیه السلام و شهادت آن جناب و انصار بزرگوارش رقم خورد، طی قریب چهارده قرن، منشاء تحولات عظیم سیاسی، فرهنگی، خیزش‌ها و انقلاب‌ها، شکل‌گیری حکومت‌ها و ... بوده است. ابعاد تأثیر این نهضت عظیم در جهان اسلام و خاصه عالم تشیع چندان فراگیر و عمیق است که بی‌تردید نمی‌توان نهضتی را سراغ داشت که چون نهضت عاشورا در تاریخ تأثیرگذار باشد. و هر روز که می‌گذرد ابعاد تأثیر این نهضت مقدس، بیشتر و بیشتر می‌شود که این خود از شگفتی‌های تاریخ بشر است. از جمله برکات و تأثیرات نهضت عاشورا، شکل‌گیری جریان شعر و ادب عاشورایی است که حاصل آن آفرینش هزاران کتاب به شعر ونظم و نثر (مقتل، واقعه ‌نویسی، نثر ادبی، داستان، تحقیقات تاریخی و ادبی، منظومه ‌سرایی، شعر در سبک‌ها و قالب‌های متنوع و ...) در میان شیعیان جهان و به زبانهای مختلف عربی، فارسی، هندی، آذری، کردی، لری، ترکی عثمانی واستانبولی و ... است که بخشی از میراث ادبی شیعه به شمار می‌رود.

جریان شعر عاشورایی همواره در گستره‌ی ادبیات ایران جاری و جوشان بوده و البته فراز و فرودهایی داشته است. این جریان اگر چه مردمی‌ترین جریان شعر در ایران و عالم تشیع است، اما حکومت‌ها نیز در تقویت و تضعیف آن نقش داشته‌اند. بی‌گمان توجه به شعر مذهبی، بویژه شعر مرثیه و عاشورایی بعد از قیام تاریخی شاه اسماعیل صفوی و برپایی حکومت وحدت ملی شیعه، در قلمرو این حکومت بزرگ و حتی فراتر از آن افزونتر شد و با حمایت حکومت صفوی از شاعران و عالمان شیعه، آثار ماندگاری در این زمینه پدید آمد.

طی نیم قرن حکومت پهلوی‌ها در ایران، جریان شعر مذهبی و عاشورایی مورد بی اعتنایی واقع شد و حتی با قوه‌ی قهریه و قانون و قدرت به مقابله با مذهب و فرهنگ و ادب و آیین‌های عاشورایی برخاستند، و حتی نگذاشتند نمونه‌هایی از شیواترین و ماناترین اشعار عاشورایی و رثایی به کتابهای درسی و دانشگاهی راه یابد و کوشیدند تا ذائقه‌ی ادبی مردم و اهل ذوق را به شعر صوفیانه و عاشقانه و تولیدات موج‌های ادبی غربگرا عادت دهند، اما شعر دینی و عاشورایی به دلایل متعدد از جمله پیوستگی درونی انسان شیعه با حضرت سید الشهداء علیه السلام و نهضت عاشورا هرگز از تپش نیافتاد و ارتباط خود را با مردم قطع نکرد، چنانکه اشعار آیینی برخی شاعران مانند استاد شهریار و خوشدل تهرانی و... در همان روزگار سیاه چون ابیاتی از نور بر زبانها افتاد.

اگر با پیروزی نهضت صفوی، دور تازه‌ای از شکوفایی شعر شیعی و عاشورایی آغاز شد، بی گمان با پیروزی انقلاب اسلامی، شعر عاشورایی با محتوایی ستم ستیزتر از گذشته به دور دیگری از رویش و پویش و طراوت و تازگی رسید. این نکته با گذشت قریب چهل سال از وقوع انقلاب اسلامی برای اهل شعر و ادب قابل درک است. امروز، تجلی شعر آیینی و عاشورایی محدود و منحصر به جلسات و محافل عزاداری و منبر و مسجد نیست، بلکه شعر آیینی و عاشورایی به عنوان یک جریان غالب ادبی در مسجد و مدرسه و رادیو و تلویزیون و مطبوعات و حوزه و دانشگاه و مجامع ادبی و در زندگی مردم حضور دارد و این یکی از نشانه‌های روشن پیشرفت ادبی در عصر انقلاب اسلامی است. شخصیت و هویت شعر آیینی عصر انقلاب اسلامی، شخصیت و هویتی انقلابی است، بدین معنا که شعر آیینی عصر انقلاب، روح انقلابی و سیاسی – به معنای درست کلمه- دارد واشعار شاعران بزرگ وپیش کسوت عصر انقلاب مانند شهریار، مهرداد اوستا، مشفق کاشانی و دیگران گواه این معناست.

یکی از محورهای موضوعی شعر عاشورایی، توصیف شخصیت و حماسه‌ها و حالات شهدای کربلاست. دراین گونه از شعر، که از دیرباز میان شاعران شیعه رایج بوده، شاعر با بهره مندی از واقعیت‌ها و اتفاقات، حماسه‌ها و حالات شخصیت عاشورایی را با زبان و بیان شاعرانه باز می‌گوید و معانی و تصاویری می‌آفریند که با نگاه عادی و جز با نگاه شاعرانه نمی‌توان آن معانی و تصاویر را دریافت و دید. و این، البته هم به لحاظ ادبی ارزشمند است و هم در ایجاد ارتباط درونی مخاطب با موضوع و آگاهی بخشی شاعرانه از موضوع و برانگیختگی مخاطب نقش دارد.

موضوع بخش عمده‌ای از شعر عاشورایی، توصیف شکوه و شخصیت و حماسه‌ها و حالات حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است. اینکه بزرگان ما، درباره‌ی برخی شخصیت‌ها گفته‌اند که فراتر از بیان و کلام است، سخنی از روی تعارف و عادت لسان نیست، بلکه حقیقتی را باز گفته‌اند که برای اهل معرفت قابل درک و فهم است. حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نیز از تیره و تبار این شخصیت‌های الهی است که اگر شاعران و خدایان سخن تا قیامت در وصف کرامت و جوانمردی و ایثار و رشادت و فضیلت و فداکاری او شعر بسرایند، باز هم حق موضوع ادا نخواهد شد و سخن به سرانجام نخواهد رسید و حکایت حماسه‌ها و جوانمردی‌ها و فداکاری و پایداری و مظلومیت آن بزرگوار و منظومه‌ی بلند شور و شیدایی شاعران شیعه در توصیف آن مظهر جلال و جمال الهی تمام نخواهد شد، چنانکه طی قریب هزار و چهارصد سال، شاعران به زبان‌های گوناگون درباره‌ی آن بزرگوار شعر سروده‌اند و هنوز قصه‌ی دل ناتمام مانده است... »

 

تاکنون و طی دهه های اخیرصدها جلد کتاب درباره ی شعر آیینی یا با محتوای شعر آیینی منتشر شده است و بی گمان هر یک از این کتابها ویژگی های خاص خود را دارد.چنانکه برخی کتابها ، اشعار یک شاعریا چند شاعر را درباره ی موضوعات مختلف مربوط به شعر آیینی مانند ثنا و ستایش چهارده معصوم یا حماسه های شخصیت های نهضت کربلا را دربر می گیرد ،  اما در این میان برخی کتابها هستند که به یکی از شخصیت های بزرگ نهضت عظیم عاشورا اختصاص یافته اند. فی المثل در برخی کتابها ، اشعار مربوط به ثنا و ستایش و رثای حضرت سیدالشهدا علیه السلام فراهم آمده است یا در برخی کتابها اشعار سروده شده درباره ی حضرت زینب سلام ا...علیها یا قمر منیر بنی هاشم ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده است.از جمله ی این کتابها که در آن اشعار سروده شده در ثنا و رثای حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده ، کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها » می باشد.

همانگونه که گذشت ، تاکنون چندین مجموعه شعر حاوی اشعار شاعران درباره ی حضرت عباس علیه السلام منتشر شده است که هر یک از کتابها از اهمیت خاص خود برخوردار است، اما بی تردید کتاب «قبله ی آبها» از درخشندگی ویژه ای برخوردار است و در ردیف کتابهایی است که در حوزه ی ادبیات فارسی ، تاکنون مثل آن منتشر نشده است و یا حداقل جزو کتابهای کم نظیر محسوب می شود. ویژگی هایی که موجب می شود کتاب «قبله ی آبها» کتابی متمایز و دارای جایگاهی ارزشمند باشد، چنین است:

1-  در کتاب از اشعار شاعران توانایی استفاده شده است ، که در سرودن اشعار آیینی چیره دست می باشند و سابقه ی درخشانی در سرودن شعر آیینی دارند، به گونه ای که نام های این شاعران به تنهایی گواه قوی بودن اشعار سروده شده است. چنانکه با نگاهی به فهرست کتاب ، اسامی سخنوران بنامی مانند قیصر امین پور، محمدعلی مجاهدی، حسین اسرافیلی،ریاضی یزدی،صابر همدانی،غلامرضا سازگار«میثم»، سیدرضا مؤید خراسانی،مشفق کاشانی،سیدعلی موسوی گرمارودی،بهمن صالحی،نصرا...مردانی،مرتضی نوربخش، محمدجواد غفورزاده «شفق»،محمدحسین بهجتی «شفق»،صغیر اصفهانی،محمد عابد، عباس خوش عمل،عباس شبخیز، محمد سهرابی،احد ده بزرگی،محمد سعید میرزایی،پروانه نجاتی، کاظم نظری بقا،سخنور اردبیلی،علی شهودی،محمدیزدانی جندقی،قاسم رسا،اصغر عرب،عبدالرحیم سعیدی راد، فاضل نظری،امیرعاملی، پرویز عباسی داکانی ،سید عبدا... حسینی ، اصغر حاج حیدری، هادی منوری،خلیل شفیعی و دهها شاعر دیگر به چشم می خورد.

2-  اشعار حدود 150 تن از شاعران مناطق مختلف ایران در کتاب آمده است. اشعار بیش از یک صد تن از شاعران در بخش اول اشعارگنجانده شده و اشعار حدود 40 شاعر در بخش دوم اشعاریعنی بخش رباعیات آمده است.رباعی از قالبهای دلنشین و کوتاه شعر فارسی است که بعد از انقلاب اسلامی توسط شاعران انقلاب توجه ویژه ای به آن شد و می توان گفت که از نو شکوفا شد.نگاه ویژه ی مؤلف به رباعی و اختصاص بخشی از کتاب به آن را برخاسته از جایگاه خاص رباعی در شعر انقلاب و شعر آیینی عصر انقلاب دانست.

3-  اغلب اشعار کتاب از سطح بالایی برخوردار است و این حاکی از آن است که مؤلف ، در گزینش اشعار دقت کافی را به کار بسته است ، بخصوص اینکه مؤلف از شاعران شناخته شده ی کشور است وبرای انتخاب اشعار از میان انبوه شعرهای در دسترس ازصلاحیت کافی برخوردار می باشد.

4-  اشعار کتاب ، به یک دو قالب از قالبهای شعر فارسی منحصر نیست و کتاب از لحاظ قالب اشعار متنوع می باشد. اشعار کتاب در قالبهای مختلف مانند غزل، مثنوی ، قصیده ، چهارپاره ، ترکیب بند ، ترجیع بند،مسمط، غزل مثنوی و رباعی می باشد. تنوع قالبها موجب می شود که کتاب در بحث قالبهای شعری از یکنواختی خارج شده و برای مخاطب جذابتر باشد.

5-  عاری بودن محتوای اشعار از تحریف و غلو نیز از مزیتهای مهم کتاب می باشد.متاسفانه از دیرباز در برخی کتابهای مربوط به حوزه ی شعر آیینی ،تحریفها و غلو و مضامین غیر متناسب با شان و شخصیت و عظمت خاندان عصمت علیهم السلام مشاهده می شود. اینگونه اشعار در محافل و مجالس مذهبی نیز توسط افرادی که فاقد دانش کافی هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد و موجب شیوع تحریف و غلو در بین مخاطبان می شود.با این توضیح ، عاری بودن اشعارکتاب قبله ی آبها ازتحریف و غلو و مضامین مجعول مزیتی ارزشمند محسوب می شود.

6-  کتاب قبله ی آبها قریب 600 صفحه می باشد که حدود یک صد صفحه در ابتدای کتاب به مطالب و مقالاتی تحقیقی و ارزشمند درباره ی زندگی و شهادت و کرامات حضرت عباس علیه السلام اختصاص یافته است و قریب 500 صفحه نیز چند هزار بیت از اشعار شاعران را در بر دارد.مخاطب کتاب ، هم با زندگی و حالات و کراماتی از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آشنا می شود و هم حجم گسترده ای از اشعار را در اختیار دارد که در این حجم در کتابهای دیگر نیامده است.

7-  مؤلف کتاب در انتخاب اشعار ، رویکرد درست و قابل تحسینی داشته است ، بدینگونه که با شناخت عمیق از زبان شعر معاصر و شعر سنتی ، هم از اشعاری که به زبان سنتی سروده شده و هم از اشعاری که به زبان معاصر گفته شده ، استفاده کرده است و نکته ی مهم دیگر اینکه از اشعاری که دارای زبان نو ، اما دچار اختلالات مضمونی یا انحرافات بیانی باشد ، استفاده نشده است.

8-  استفاده از اشعار شاعران جوان از دیگر ویژگی های مثبت کتاب است. مؤلف کوشیده است با آوردن اشعار شاعران پیش کسوت و جوان در کنار هم ، مخاطب را با نسل جوان شاعران آیینی آشنا سازد و محتوای کتاب را غنی تر کند. این شیوه در تشویق و ترغیب شاعران جوان و ارج نهادن به خلاقیت ادبی آنها نیزمؤثر است.

با عنایت به ویژگی های خاص کتاب ارجمند « قبله ی آبها » می توان گفت که انتشاراین کتاب ، اتفاقی درخشان در حوزه ی شعر آیینی ایران اسلامی است و چه نیکو که این رویداد ادبی در آذربایجان و تبریز شکل گرفته است، چرا که آذربایجان و بخصوص تبریز ، علاوه بر اینکه در رشد و اعتلای ادبیات ایران عزیز جایگاه والایی در طول تاریخ داشته است ، از مناطقی است که عشق و اشتیاق و اعتقاد مردم غیور آن به قمر منیر بنی هاشم ، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در آفاق شهرت دارد و شایسته آن است که در انتشار آثار حول شخصیت الهی آن حضرت ، نویسندگان و شاعران این خطه ی حسینی پیشگام باشند و بخصوص از نهادها و مراکز فرهنگی و ادبی انتظار این است که تدابیر بیاندیشند و تمهیداتی فراهم سازند که هویت شیعی و انقلابی آذربایجان و تبریز به عنوان نخستین پایتخت حکومت فراگیر شیعه در ایران روز به روز برجسته تر شود. با عنایت به همین نکته ، نقش اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی را در حمایت از انتشار کتاب نفیس قبله ی آبها بایستی ارج نهاد.

پیشگفتارکتاب به قلم مدیرکل سابق تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی ، حجه الاسلام حمید عظیمی است.در این پیشگفتار آمده است :« اهتمام خاص مقام معظم رهبری در مورد شعر و شاعران نیز بر کسی پوشیده است. این اهتمام خاص به مثابه‌ی الگویی برای مسئولان – بخصوص مسئولان فرهنگی – کشور است تا در این زمینه به تلاش و تکاپویی هماهنگ با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب کمر همت ببندند... با عنایت به جایگاه شعر و شاعر در اسلام و اندیشه‌ها وبیانات امام راحل و مقام معظم رهبری، شعر در سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نهادی برآمده از متن انقلاب مورد اهتمام بوده است. از ابتدای تأسیس اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجان‌شرقی نیز جلسات هفتگی شعر از اوان دهه‌ی 60 به کوشش روانشاد استاد محمد عابد در این اداره شکل گرفت.

بی تردید مجموعه شعر ارزشمند «قبله‌ی آب‌ها؛ در ثنا و رثای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام» از برکات فعالیت انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام می‌باشد که به کوشش مؤلف ارجمند استاد جلال محمدی به سرانجام رسیده است...»

کتاب قبله ی آبها در قطع رقعی و در 584 صفحه توسط نشر عاصم منتشر شده است. با آرزوی توفیق روزافزون برای مؤلف ارجمند کتاب ، استاد جلال محمدی که تاکنون آثار ارزشمندی به قلم ایشان منتشر شده ، و الحق از چهره های برجسته ی شعر وادب کشورمان است ، انتشار کتاب «قبله ی آبها »  را به جامعه ی حسینی و علاقمندان شعر و ادب آیینی تبریک می گویم و امیدوارم با انتشار کتابهایی از این دست ، شاهد اعتلا و غنای روزافزون شعر و ادب کشورمان باشیم.

-------------------------------------------

منبع مقاله و شعر: وبلاگ راحل rahel14.persianblog.ir

 

 

...

مگر اربعین شورش محشر است...

جلال محمدی

 

دلم در هوای کسی شد اسیر

مرا می کشد زیر باران تیر

دلم در هوایش هوایی شده ست

پر از اشتیاق رهایی شده ست

خدایا دلم کربلایی شده ست

که باشد در این ره مرا دستگیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

اگر بستر خون شود جای من

جدا از تن افتد اگر پای من

شود قطعه در قطعه اعضای من

هلا بر نمی گردم از این مسیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

در این ره ندارم اگر توشه ای

ولی دارم از روضه اش خوشه ای

به یاد گلستان شش گوشه ای

به میدان دشمن درآیم دلیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

کجا زیر این آسمان کبود

برای کسی آورم سر فرود

زهم بگسلد گرمرا تارو پود

کجا باشم از ظلم بیعت پذیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

دهم سر به دشمن به صد افتخار

کجا دست بیعت دهم بنده وار

منم شیعه ی  صاحب ذوالفقار

که مدهوش و مستم ز خمّ غدیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

گر از پیکرم خون ز صد جا رود

به میدان کجا عاشق از جا رود

سرم گر سرنیزه بالا رود

نبیند مرا آسمان سر به زیر

امیری حسین  و نعم الامیر

 

به تن در نگنجد دگر جان من

ببین رقص شمشیر عریان من

بیا ای منافق به میدان من

که وا کرده ام سینه بر تیغ و تیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

مگر آسمان بر زمین آمده

مگر محشر اهل دین آمده

خدایا مگر اربعین آمده

که یکسر خروشند برنا و پیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

مگر اربعین شورش محشر است

که خورشید را خاک غم بر سر است

مگر ماتم سبط پیغمبر است

که می خیزد از نای عالم نفیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

زمین و زمان غرق شور و نواست

که عالم عزادار خون خداست

اگر آرمانشهر تو کربلاست

به میدان در آی و بخوان مثل شیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

حسین اعتقاد و مرام من است

قیام و سجود و سلام من است

امام و امام و امام من است

امامی که او را نباشد نظیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

کویرم اگر، چشمه سار من اوست

زمستانم، اما بهار من اوست

اگر بنده ام، شهریار من اوست

شکوهی شگفت است و شانی خطیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به دل داغ دارم، نشان حسین

من و حسرت گلستان حسین

منم نوکر آستان حسین

چه دانی از این عزت چشمگیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

ز داغ جنون شعله ور می شوم

اگر تیغ بارد، سپر می شوم

بمیرم اگر، زنده تر می شوم

مرا زندگی زاید از مرگ و میر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به عابس که بر تیغ، عریان گذشت

به عباس کز آب عطشان گذشت

به زینب که توفانش از جان گذشت

ندارم جز این بر زبان و ضمیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

به باب الحوائج ، به ماه منیر

به سقای بی دست دریا ضمیر

علمدار افتاده ی دستگیر

به طفلی که خورده ست خون جای شیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

 

جهان پر زکفراست، دین بس مرا

دلی پر زنور یقین بس مرا

غلام حسینم، همین بس مرا

چه گویم جز این مصرع دلپذیر

امیری حسین و نعم الامیر...

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩


گوهر شبچراغ

گوهر شبچراغ

حکایت خلیفه‌ای می‌کنند که جواهر به دجله می‌انداخت برای آن که آواز آب برآید و می‌گفت اَعجَبَنی قلبٌ یعنی مرا قلب خوش می‌آید! مثل آدمی مثل آن خلیفه است که این ساعات عمر که یکی از آن به هزار هزار گوهر شب چراغ بیش می‌ارزد، برای هوسی چند طفلانه و آرزوی چند جاهلانه صرف می‌کند، چون زندگانی آسان به چنگ او افتاده قدرش نمی‌داند، اما باش تا اجل در رسد و این گوهرِ گرامیِ عرش که چند روز مهمان فرش بود به معدن خویش رود و آدمی به آن چیزی کسب نکرده باشد و آن را وسیله تحصیل امری نساخته که چون آن شعاع عرشی که آن را روح گویند با کُلِّ خود پیوندد که:

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاد است

به آن چیز برخوردار باشد آن گاه بداند که چه ستم بر خود کرد، اما دانستن آن دم سودی ندارد:

چون توانستم، ندانستم چه سود

چون بدانستم، توانستم نبود

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱


یک قطره آب خوردم و دریا گریستم

یک قطره آب

 

 

گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم

هرجا که گفت این دل شیدا گریستم

 

یارب! چه چشمه ای ست محبت؟که من از آن

 یک قطره آب خوردم و دریا گریستم

 

ایام عمر را گذراندم به اشک و آه

امروز ناله کردم و فردا گریستم

 

خالی نماند کوچه ای از سیل اشک من

چون ابر در هوای تو رسوا گریستم

 

 طوفان نوح تازه شد از آب دیده‌ام

 با آن که در غمت به مدارا گریستم...

 

پیش تو گریه کردم و بی‌آبرو شدم

 گریم به حال خود که چه بی‌جا گریستم!

 

 با من کسی، شریک غم از بی کسی نشد

 در گوشه‌ای نشستم و تنها گریستم...

 

امشب زگریه در جگرم نَم نمانده بود

خون وام کرده از همه اعضا گریستم

 

 یک قطره خون نماند کنون در بدن مرا

واقف! دل و جگر همه یک جا گریستم

 

 

واقف لاهوری

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱


شمه ای از فضایل و مکارم کریمه اهل بیت سلام الله علیها

شمه ای از فضایل و مکارم حضرت فاطمه معصومه(س)

 نوشته : زهرا نساجی

 

 

تربت پاکان

شهر قم که تربت پاکش گوهر گرانقدری را در دل خود جای داده و درخشندگی آن چشم همگان را مجذوب پاکی و قداست خویش نموده در طی قرون متمادی، حبل المتین اندیشمندان دینی، عالمان و وارثان ائمه اطهار(ع) به شمار می آید.

دهها سال است در حریم امن و امان فاطمه معصومه ـ کریمه اهلبیت ـ بزرگان پاک سیرت و مخلصان موحد بر سفره احسانش حاضر شده و به برکت عنایت های ویژه آن حضرت به نشر فرهنگ تشیع اهتمام ورزیده، از خرمن اهل بیت خوشه ها برگرفته اند و جرعه های جانبخش را به کام تشنگان حق و حقیقت رسانده اند خدمات برجسته و تلاشهای ارزنده علماء و عارفان و مبارزان این شهر در احیای آئین محمّدی(ص) چنان بوده که مهر تأیید و تجلیل مقتدایان راستین بر تارک آن می درخشد که فرمودند:

«لولا القمیّون لضاع الدین؛(1) اگر قمی ها (علمای قم) نبودند دیانت مردم در معرض تباهی قرار می گرفت.»

شالوده این شهر با حضور دوستان و شیعیان ائمه اطهار در سال 83 هـ.ق پی ریزی شد.(2) که این دوران به زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برمی گردد.

امام صادق(ع) فرمود: قم شهر ما و شهر شیعیان ماست، پاک و مقدّس است. اهل آن ولایت ما را پذیرفته اند (3) و امام کاظم(ع) در معرفی قم چنین فرمود: «قم عُشّ آل محمد و مأوی شیعتهم؛(4) قم مأوای آل محمّد و پناهگاه شیعیان ماست.»

و امام صادق(ع) در بیانی دیگر ویژگی اهل قم را اینگونه بیان فرمود: قم را قم نامیدند، زیرا اهلش به قائم آل محمّد می پیوندند و با آن حضرت (بر ضد طاغوت ها) قیام می نمایند و با کمال استقامت و استواری به یاری او می پردازند.(5)

در شهر قم بیش از 400 امامزاده واجب التعظیم مدفونند و خاک مقدّسش پیکر پاک بسیاری از فقهای محدثین و علماء بزرگ شیعه را در برگرفته است.

محمد ابراهیم کلباسی مرجع معاصر مرحوم میرزای قمی هنگامی که از اصفهان به قم می آمد، از در پل علیخانی و یا از مسجد امام حسن عسگری کفش های خود را بیرون آورده و بدست می گرفت و تا حرم پیاده می رفت و می فرمود: دراینجا علمای ابرار و اصحاب ائمه و محدثان بسیار آرمیده اند و سراسر این قسمت ـ اطراف حرم ـ قبور آن بزرگواران است.(6)

بنابه فرمایش امام صادق(ع) قم شهری برگزیده است و مردمش همواره با حاکمان ستمگر زمان خویش به مبارزه برمی خاستند. خودداری آنان از دادن خراج به حکومت عباسی خصوصاً پس از شهادت حضرت رضا(ع) در سال 203 هـ.ق و پی بردن اهالی قم به جنایت مأمون و دستگاه خلافت و دادن تعداد زیادی کشته و زندانی شدن بسیاری از مردم در این رابطه نمونه ای روشن از مقاومت و پایداری آنان است.

شهر مقدّس و مذهبی قم در طول تاریخ شاهد قتل عامهای مکرّر و صدمات جبران ناپذیری از سوی ستمگران بوده است، از جمله آنها می توان به قتل عام در عهد مأمون، زمان معتزّ پسر متوکل عباسی، دوران حمله مغول، افغانها و نادرشاه اشاره کرد که اکثراً بدلیل اختیار کردن مذهب تشیع از سوی مردم شهر بوده است. موضع گیری علمای مبارزی چون میرزای قمی در مقابل فتحعلیشاه، آیت اللّه حائری در برابر رضاخان، فریاد مقاومت آیت اللّه بافقی روبروی رضا شاه و ایستادگی آیت اللّه بروجردی و امام خمینی(ره) در رویارویی با رژیم پهلوی مؤیّد پیشتازی این دیار در نشر اسلام و محو شرک و طاغوت به شمار می آید با این وصف در طول زمان، قم علاوه بر آنکه چشمه جوشان علم و معارف حقّه شیعه بوده تربیت شدگانش پاسداران امین و صالح دین خدا و سرزمین گهر خیزش خاستگاه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی فرزند حوزه علمیّه قم می باشد و اوّلین جرقه انقلابی در مبارزه با تجاوزگری ها و ظلم و فساد طاغوت در قیام 15 خرداد و سپس در اعتراض به توهین رژیم علیه مرجعیت در این شهر زده شد.

توجه ائمه معصومین درباره قم در بیان و عمل حائز اهمیت است. از جمله اینکه امام رضا(ع) می فرماید: بهشت دارای هشت در است، یک از آنها برای قمی هاست و سه مرتبه فرمود: خوشا به حالشان.(7)

آن حضرت به زکریا بن آدم که قصد بیرون رفتن از شهر قم را داشت فرمودند: از قم بیرون نرو همانا خداوند به خاطر تو بلا را از اهل قم دور می سازد همانطور که به برکت وجود مقدّس موسی بن جعفر(ع) بلا را از اهل بغداد دور نمود.(8)

قم به واسطه خورشید ولایت، حرم مطهر حضرت معصومه(ع) و نور علم و دانش فقه جعفری متبلور از حوزه ها و مدارس علمیه و همچنین وجود مسجد مقدّس جمکران که تجلی گاه امام زمان و محل رفت و آمد ایشان و انس و علاقه دلدادگان به ساحتش می باشد و در میان دیگر شهرها ممتاز است. چنانچه امام صادق(ع) فرمودند: زمانی خواهد آمد که شهر قم و اهلش حجت بر تمام مردم شوند.

بانوی با کرامت

حضرت فاطمه معصومه(ع) دخت بلند اختر امام موسی بن جعفر(ع) است که در ماه ذیقعده دیده به جهان گشود این ماه برای مادرش نجمه خاتون شادی بخش و وصف ناشدنی است، زیرا در یازدهمین روز سال 148 هـ.ق خداوند حضرت رضا را به او عنایت کرد و روز اول ذیقعده سال 173 بعد از 25 سال در مدینه منورّه(9) چشمش به تولد دختری از خاندان رسالت که امام صادق بشارت آمدنش را داده بود روشن گردید.

نام مبارکش را فاطمه نهادند و از آنجایی که امامان معصوم بیش از یک دختر را به نام فاطمه می گذاشتند مطابق نوشته برخی مورخان امام چهار دختر به نام فاطمه به شرح ذیل داشتند.

1ـ فاطمه کبری ملقب به (حضرت معصومه) که در قم مدفون است.

2ـ فاطمه صغری، ملقب به (بی بی هیبت) که در مدخل شهر باکو در آذربایجان شوروی مدفون است.

3ـ فاطمه اوسطی، ملقب به (ستّی فاطمه) که در اصفهان به خاک سپرده شده است.

4ـ فاطمه اُخری، مشهور به (خواهر امام) که در رشت مدفون است.(10)

آن حضرت دارای القابی چون طاهره، حمیده، نقیّه، سیده، رضیه و اخت الرضا می باشد و در زیارتنامه او را به نامهای صدیقه و نساء العالمین نیز خوانده اند.(11)

حضرت فاطمه معصومه علاوه بر آنکه سرچشمه خوبی ها و کمالات بی حد است از منسوبین سه امام معصوم می باشد و تکریم و احترام او گرامیداشت جایگاه بلند خاندان پیامبر(ص)، خصوصاً مقام امامان شیعه حضرت موسی بن جعفر(ع)، علی بن موسی(ع) و محمد بن علی امام جواد(ع) به حساب می آید.

دختر موسی بن جعفر در تحت تربیت پدر بزرگوار و برادر گرامی اش حضرت رضا(ع) به مقام والایی رسید و در پاسخگویی به پرسشهای مراجعین به درجه ای دست یافت که مطابق نقل ابن العرندس حضرت موسی بن جعفر به او کلام فداها ابوه را ارزانی داشت.(12)

وی که مولود بیت وحی و تنزیل و نشأت گرفته از سلسله امامت و عصمت است و ریشه جانش به ولایت معنوی سیراب گردیده، می تواند به اذن پروردگار با نفوذ و تأثیر در عمق نفوس مستعد و شیعیان و دوستدارانش همچون امامان معصوم سبب تغییر و تحوّل گردد و در رفع گرفتاری ها و برآوردن حوائج طالبان و اصلاح امور ایشان اثری مستقیم داشته باشد.

صفای زیارت

بنابر روایات متواتر از اهل بیت عصمت و طهارت، قم شهر شیعیان، حرم فرزندان آنان، پناهگاه فاطمیان، سالم ترین شهرها و آشیانه آل محمد است. امام صادق(ع) فرمود: خدا دارای حرمی است که آن مکه است و پیامبرش حرمی دارد که مدینه است و امیرالمؤمنین هم حرمی دارد که کوفه است و ما هم دارای حرمی هستیم که قم است و به زودی بانویی از فرزند من در آنجا دفن می شود که نامش فاطمه است هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود.(13) راوی می گوید این فرمایش حضرت زمانی بود که هنوز موسی بن جعفر به دنیا نیامده بود.

و امام جواد(ع) فرمود: «من زار عمتی بقم فله الجنه؛(14) کسی که عمه ام را در قم زیارت کند اهل بهشت است».

فضائل بی شمار حضرت معصومه و بندگی خالصانه وی به درگاه الهی، عشق روز افزون دلدادگان حرم اهلبیت را مشتعل ساخته و راه را برای زیارت همراه با معرفت آن بانوی مکرمه می گشاید و آنان را به شناخت بیشتر و فهم جلالت قدر و منزلتش واقف می کند تا که استحباب زیارت آن عزیز را از دست ندهد. نقل است یکی از شیعیان به زیارت بارگاه حضرت رضا(ع) در مشهد رفت و سپس از مسیر همدان به کربلا رفت در بین راه در رؤیایی راستین حضرت رضا(ع) را دید که به وی فرمود: چه می شد اگر از قم عبور می کردی و قبر خواهرم را زیارت می کردی(15) و باز می نویسند امام رضا(ع) با اشاره به اهمیت زیارت حضرت معصومه(س) فرمودند: هر کس نتواند به زیارت من بیاید برادرم (امامزاده حمزه) را در ری و یا خواهرم ـ معصومه (س) ـ را در قم زیارت کند که به همان ثواب زیارت من می رسد.(16)

علّامه بزرگوار محمد باقر مجلسی از امام رضا(ع) روایت می کند که خطاب به سعد بن سعد اشعری فرمود: یا سعد عندکم لنا قبر ای سعد! از ما قبری در نزد شما هست. سعد می گوید: عرض کردم فدایت گردم، آیا قبر فاطمه دختر حضرت موسی بن جعفر را می فرمایید؟ فرمود: آری، هر کس او را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد بهشت از آن اوست. پس هرگاه کنار قبر او آمدی، در نزد بالای سرش بایست و 34 مرتبه اللّه اکبر، 33 مرتبه سبحان اللّه و 33 مرتبه الحمد للّه بگو، آنگاه بگو السلام علی آدم صفوة اللّه تا پایان زیارت شریفه.(17)

بنابر نقل حدیث فوق در می یابیم زیارتنامه حضرت معصومه از امام رضا(ع) است و در میان بانوان اهل بیت بعد از حضرت فاطمه زهرا(س) تنها بانوی مجلّله ای که زیارت مأثور دارد حضرت فاطمه معصومه است.

فرازهایی از فضایل

از ویژگی های حضرت معصومه(س) آگاهی داشتن به علوم اسلامی و نقل آن برای دیگران است. در فراز یکی از زیارتنامه های ایشان می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمة بنت موسی بن جعفرو حجته و امینه» سلام برتو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین او، آن حضرت حجت و امانتدار پدرش امام کاظم(ع) بود که در این صورت حجت و امین خدا بوده و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی می باشد. و از راویان و محدثان به شمار می آید. به عنوان نمونه می توان به دو حدیث که حضرت در سلسله راویان آن می باشد اشاره کرد. علامه امینی می نویسد: فاطمه دختر امام رضا(ع) نقل می کند که دختران امام کاظم فاطمه(معصومه) و زینب و ام کلثوم گفتند: روایت کرد ما را فاطمه دختر امام صادق(ع) و او گفت روایت کرد مرا فاطمه دختر امام باقر از فاطمه دختر علی بن الحسین از فاطمه و سکینه دختران امام حسین(ع) از ام کلثوم (دختر فاطمه زهرا) و او از فاطمه زهرا(س) نقل کرد که آن حضرت فرمود: آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر که (به شما) فرمود: هر کس من مولی و رهبر او هستم پس علی مولا و رهبر اوست و نیز به علی فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی است.(18)

همچنین نقل گردیده که: فاطمه معصومه(س) از فاطمه دختر امام صادق(ع) و او از فاطمه دختر امام باقر(ع) و او از فاطمه دختر امام سجاد(ع) و او از فاطمه دختر امام حسین(ع) و او از زینب دختر امیرالمؤمنین(ع) و او از فاطمه زهرا(س) نقل می کند که رسول خدا فرمود: «الا من مات علی حبّ آل محمد مات شهیدا؛(19) و بدانید هر کس با محبت آل محمّد بمیرد شهید مرده است.»

والاترین مقام عصمت از گناه و اشتباه مخصوص رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار و حضرت زهرا(س) می باشد.

امّا شخصیتی چون فاطمه معصومه(س) که اطاعت پروردگار کرده و دامن خویش را از رذایل اخلاقی مبرّا نموده و به درجه عالی از تقوا و طهارت رسیده است که در لسان عام و خاص فردی مصون از گناه به شمار می آید برایش مقام طهارت قلبی متصوّر است. چنانچه در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه ایشان می خوانیم:

«السلام علیک ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیده التقیة النقیة.»(20) سلام بر تو ای بانوی پاک و ستایش شده نیکو کردار و هدایت شده پرهیزگار وارسته، علاوه بر این سخن حضرت رضا(ع) که فرمودند: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی؛ هر کس فاطمه معصومه(س) را در قم زیارت کند مثل آن است که مرا زیارت کرده است، شاهدی بر مقام عصمت ایشان است.

لقب کریمه اهلبیت، در خصوص آن حضرت حکایت از شأن و مربته وی نزد پروردگار دارد و خداوند متعال ایشان را به جهت بندگی خالصانه، زندگی با برکتی عنایت نمود که در حال حیات و ممات منشأ کرامات و عنایات خاص گردد. و بارگاه قدسی اش پناهگاه امیدواران به فضل الهی گردد و متوسلین به حضرتش دریافته اند که از سلاله پاک از خزائن امامت و ولایت و گوهری تابناک از صدف ملک امکان است که توان بخشش و توجه خاص به حاجتمندان و دعا کنندگان درگاهش را دارد.

از جمله مناقب و شرافت های آن بزرگوار وجود یک زیارتنامه مخصوص از ناحیه مقدّس امام معصوم است که در آن حضرت، دختر رسول خدا، دختر امیرمؤمنان، دختر فاطمه و خدیجه و دختر امام حسن و امام حسین و نهایتاً دختر امام، خواهر امام و عمه امام خوانده می شود که پاداش خواندن خالصانه و همراه با معرفت آن رسیدن به بهشت را همراه دارد.

نوشته اند مرحوم آیة اللّه میرزا رضی تبریزی از مجتهدین بزرگ برای خواندن فاتحه بر سر قبر زکریا بن آدم که در شیخان قم است می آید، در حین قرائت فاتحه به فکر می رود که آیا زکریا بن آدم با آن جلالت قدر و رفعت و روایاتی که درباره اش وارد شده بالاتر است یا حضرت معصومه(س) که ناگهان یک نفر که کلاه نمدی به سر داشته پیش می آید و به وی می گوید:آن بالا را بخوان، ایشان ابتدا اعتنایی نمی کند امّا پس از رفتن مرد نگاه می کند می بیند نوشته شده:

«السلام علی ارواح محمد و آل محمد فی الارواح، السلام علی اجساد محمد و آل محمد فی الاجساد» یعنی سلام بر ارواح محمد و آل محمّد در میان ارواح و سلام بر اجساد محمّد و آل محمّد در میان اجساد، در این حال متوجه می شود که آن شخص به ظاهر معمولی، فکر او را خوانده و از آنچه در ذهنش گذشته باخبر شده و بدین وسیله تردید او را پاسخ گفته که: حساب حضرت معصومه که از آل محمّد(ص) است با سایرین جداست و هیچ کس قابل مقایسه با این خاندان نیست.(21) و دلدادگی به حضرتش همان پذیرش ولایت معصومین و مقبول درگاه الهی است.

مقام شفاعت

یکی از معقتدات شیعه موضوع شفاعت است در رأس شافعان روز قیامت رسول خدا(ص) و ائمه اطهارند که این اقتضای آبرومندی آنان در پیشگاه پروردگار متعال است. در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم: «اللّهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود؛ خدایا شفاعت حسین را در روز ورود بر خودت روزیم کن»

بجز این بزرگان، منسوبین خاندان وحی و حتی پیروان مخلص آنان می توانند به اذن پروردگار شفاعت کنند. بنابر روایات متعدد فاطمه زهرا(س) از شخصیت های شفاعت کننده نزد پروردگار است، در روایت جابر از امام باقر(ع) اینگونه آمده است که فرمود: ای جابر و اللّه که فاطمه شیعیان و محبان خود را آن گونه که طیور دانه های خوب و سالم را از میان دانه های بد جدا نموده، انتخاب می کند.(22)

از طریق اهلبیت روایات فراوانی داریم که بهشت و شفاعت جزء مهریه حضرت زهرا(س) می باشد.(23)

بعد از صدیقه طاهره(س) شفاعت بانویی به گستردگی شفیعه روز جزا ـ فاطمه معصومه (س) ـ نیست.امام صادق(ع) فرمود: «تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة باجمعهم؛(24) و به شفاعت او ـ فاطمه معصومه ـ همه شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»

و نیز در زیارت آن بانوی معظمه می خوانیم: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة؛ ای فاطمه برای من نزد خدا درباره بهشت شفاعت کن.» و این خود نشان دهنده مقام و مرتبه آن شافع روز جزاست. در فراز دیگر زیارتنامه آمده که: «فان لک عند اللّه شأناً من الشأن» یعنی اینکه ما از تو طلب شفاعت می کنیم نه تنها به خاطر اینکه تو دختر، خواهر و عمه امامی، بلکه به واسطه رابطه مخصوصی که با مقام ربوبی داری از شأنیت و اعتبار بهره مندی که البته برای ما خاکیان قابل فهم نیست و تنها خدا و پیامبر و اوصیاء طاهرینش بر آن آگاهند.

یکی از علمای دولت آباد اصفهان به نام آیت اللّه حاج شیخ محمد ناصری از پدرش نقل می کند که در سال 1295 هجری در اطراف قم قحطی و خشکسالی شدیدی پدید آمد و احشام در معرض نابودی قرار گرفتند. اهالی آن منطقه 40 نفر از متدینین را انتخاب کرده و به قم فرستادند تا در صحن معصومه بست نشینند، شاید از عنایت ایشان باران ببارد و از قحطی نجات یابند.

پس از سه شبانه روز، شبی یکی از آن چهل نفر مرحوم میرزای قمی را به خواب می بیند که به او می فرماید: چرا در اینجا بست نشسته اید؟ او می گوید: مدتی است در منطقه ما باران نباریده و خشکسالی به وجود آمده ما برای رفع خطر به اینجا پناه آورده ایم. میرزا می فرماید: برای همین انجا آمده اید، این که چیزی نیست ایم نقدار از دست ما ساخته است برای رفع این حوائج به ما رجوع کنید، ولی اگر شفاعت همه جهان را خواستید دست توسّل به طرف این شفیعه روز جزاـ حضرت معصومه(س) ـ دراز کنید.(25)

این رؤیای صادقه مؤیّد حدیث شریقی است که قبلاً بیان شد.

خواهران نمونه

در میان بانوان بیت رسالت و امامت دو بانوی آسمانی یعنی حضرت زینب کبری(س) و حضرت معصومه(س) دارای وجوه شباهت و قدر مشترک می باشند: و هر دوی آنها مخدرات دختر امام خواهر امام و عمه امامند. هر دوی آنان مورد تکریم و تجلیل امام معصوم واقع شده و زبان به مدح و ثنا و تعریف آنان گشوده اند، حضرت زینب از سوی پدرش امیرالمؤمنین(ع)، برادر امام حسین(ع) و پسر برادر...امام سجاد(ع) ستایش گردیده و حضرت معصومه(س) از جانب جد بزرگوارش امام صادق(ع) و برادر گرانقدرش امام رضا(ع) و فرزند برادر امام جواد(ع) ستوده شده است.

آن دو بانوی مکرمه علاقه شدیدی نسبت به برادرها امام حسین(ع) و امام رضا(ع) داشتند و به خاطر این و در راستای صیانت از حریم ولایت ترک وطن نموده و رنج سفر را بر خود هموار کردند.

هر دو بزرگوار زادگاهشان مدینه ولی مدفنشان در نقطه ای دور و در غربت واقع گردیده است. مضجع شریفشان زیارتگاه عاشقان خاندان پیامبر می باشد و مسلمانان از سراسر جهان با شور و اشتیاق به سوی مرقد مطهرشان در مصر و شام و قم مقدّس می شتابند.

فاطمه معصومه از دیدگاه مشاهیر

صدرالدین شیرازی معروف به ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلام و بینان گذار حکمت متعالیه در کتاب مهم اسفار اربعه را در روستای کهک قم به رشته تحریر درآورده می گوید: وقتی شبهه ای برایم پیش می آمد، کنار قبر حضرت معصومه در قم می آمدم و از آن بانو استمداد می کردم و شبهه فلسفی من حل می شد.(26)

یکی از شاگردان آیت اللّه مرعشی نقل می کند، ایشان دلیل هجرت به قم و اقامت در این شهر را چنین بیان می کرد:پدرم آقا سید محمود مرعشی که از زاهدان و عابدان روزگار بود ختم مجربی را انتخاب و چهل شب بر خواندن آن مداومت نمود تا شاید خداوند به طریقی قبر شریف حضرت زهرا(س) را به وی نشان دهد، در عالم رؤیا

به محضر مقدّس امام صادق(ع) و یا امام باقر(ع) مشرف می شود از او می پرسند: چه می خواهی؟ عرض می کند می خواهم بدانم قبر فاطمه زهرا(س) در کجاست تا آن را زیارت کنم. حضرت می فرمایند: نمی توان بر خلاف وصیّت قبرش را مشخص کنم، علیک بکریمة اهل البیت: به دامن کریمه اهلبیت چنگ بزن، زیرا خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(س) را به حضرت معصومه عنایت فرموده است. هر کس بخواهد ثواب زبارت حضرت زهرا را درک کند به زیارت فاطمه معصومه(س) برود. آیة اللّه مرعشی گفتند: پدرم مرا سفارش می کرد، من قادر به زیارت ایشان نیستم امّا تو این کار را انجام بده. لذا من به همین خاطر به زیارت امام هشتم و فاطمه معصومه از نجف آمدم و به اصرار مؤسس حوزه علمیه قم آیت اللّه حائری یزدی در آنجا ماندگار شدم.(27)

حضرت آیت اللّه طباطبائی علامه، فیلسوف و عارف نامی در ماه مبارک رمضان پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) مشرف می شد و با بوسه بر ضریح آن حضرت روزه خود را می گشود.(28)

حضرت آیت اللّه گلپایگانی در توصیه های خویش به طلاب به ارتباط مداوم با ائمه اطهار و امام زمان(ع) و قرائت قرآن کریم و ادعیه معتبر و عرض ادب خالصانه به دختر موسی بن جعفر سفارش می نمودند همچنین ایشان خود چنان به این کار علاقمند بودند که در حال کسالت نتوانسته بودند به حرم بی بی مشرف شوند بارها گریه می کردند.

حضرت آیت اللّه مرعشی نجفی در وصایای خویش فرمودند: پس از مرگم، جنازه ام را روبروی مرقد مطهر حضرت معصومه قرار داده یک سر عمامه ام را به ضریح مطهر و سر دیگر آن را به تابوت بسته و در این هنگام مصیبت مولایم حسین مظلوم و اهل بیتش را بخوانید.

آیت اللّه فاضل لنکرانی در خصوص ارتباط خود با حضرت معصومه چنین می گوید: روزی به حرم مشرف شدم و بعد از زیارت عرض کردم عمه جان ـ ایشان از طرف مادر عمه و محرم من هستند ـ من امروز هیچ حاجتی مثل پول و منزل و غیره ندارم، فقط عنایتی کرده مرا در فهم آیه تطهیر یاری نمائید، تا بتوانم آن را درست فهمیده و بنویسم و حل مشکل نمایم. ایشان در ادامه بیان کرده اند که بعد از این ماجرا شروع کردم به نوشتن آیه تطهیر و به برکت حضرت مسائلی و مطالبی برایم روشن شد که اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندم آن مطالب برایم روشن نمی شد.(29)

آمدن مرحوم آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه به قم و عزم به اقامت در آن شهر بر اثر استخاره ای بوده است که در کنار حرم فاطمه معصومه(س) و با توسّل به آن حضرت انجام داده و در نتیجه آیه ای آمده که ایشان را موظف به ماندن و جمع کردن علماء و فضلا نموده است و خلاصه در آن جریان هدایت ویژه ای در پرتو عنایت آن حضرت شامل حال ایشان شده است.(30)

در رابطه با اقامت آیت اللّه بروجردی در قم باز می توان به توجه حضرت معصومه اشاره کرد بدین ترتیب که ایشان در اواخر سال 1363 هـ.ق مبتلا به بیماری می شوند و مقرر می گردد در تهران جراحی کنند و هنگامی که به قصد معالجه از بروجرد خارج می شوند، وضع مزاجشان رضایت بخش نبوده و تقریباً در بیهوشی به سر می بردند تا اینکه یک مرتبه در دل شب چشم گشوده چراغهای قم را مشاهده می کنند، از همراهان می پرسند؟ اینجا کجاست، عرض می کنند قم است جذبه روحانی و کششی معنوی ایشان را به خود مشغول می کند و تصمیم می گیرند پس از بهبودی بقیّه عمر را در این آستان مقدّس بگذرانند و بالأخره ایشان به برکت حضرت فاطمه معصومه شفا می یابد و بعد از آنکه سلامتی خویش را باز می یابد به قم آمده و آن تحوّل عظیم علمی و فرهنگی را در حوزه بوجود می آورد.(31)

به امید دیدار

حضرت معصومه به هنگام شهادت پدر که در سال 183 رخ داد ده سال داشت. و بیشتر دوران کودکیش را در ایام غم (زندانی پدر) گذراند، ولی زندگی در کنار برادرش ـ امام رضا ـ شعله های امید را در دلش زنده نگه می داشت. امّا با سفر تبعید گونه امام هشتم(ع) به مرو، حضرت معصومه یکسال بدون برادر در مدینه زندکی کرد. تا اینکه نامه ای از حضرت رضا به وی رسید، او که دلش برای دیدن برادر بی تاب شده، بلافاصله همراه عدّه ای از برادرانش به نامهای فضل، جعفر، هادی و قاسم و زید و تعدادی از برادرزاده ها و چند تن از غلامان و کنیزان مدینه را به قصد مرو ترک نمود.

در طول راه به ساوه رسیدند و وقتی مخالفین اهل بیت از رسیدن آنان به شهر مطلع شدند به آزار و اذیّت و جنگ با همراهان حضرت پرداختند و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه(س) به شهادت رسیدند. هنگامی که حضرت جسدهای غرق به خون و پیکرهای صدمه دیده 23 تن از عزیزان خود را نقش بر زمین دید. به شدت محزون شد و در اثر این مصائب به شدت بیمار گردید.(32) و بنابر قولی از زهری که معاندان در غذایش ریختند مسموم شد.دختر والاتبار موسی بن جعفر با وضعیت جسمی و روحی که داشت و احساس ناامنی که در شهر ساوه می کرد فرمود: مرا به شهر قم ببرید که از پدرم شنیدم، شهر قم مرکز شیعیان ما می باشد.

وقتی بزرگان قم از آمدن آن بانو به شهرشان باخبر شدند، برای استقبال از ایشان مهیا گردیدند و موسی بن خزرج بزرگ خاندان اشعری در پیشاپیش جمعیت حرکت کرد و مهار ناقه آن حضرت را گرفت و در حالی که عدّه ای سواره و پیاده اطراف محملش تجمع نموده بودند با قربانی کردن مقدمش را گرامی داشتند آن سیده جلیله را در منزل خویش جای داد(33) و نعمت مهمانداری از حضرت در تاریخ 23 ربیع الاول 201 هـ.ق نصیب مردم قم شد.

در مدت اقامت ایشان در قم که هفده روز ذکر کرده اند در خانه موسی بن خزرج بسر می برد و در آنجا عبادتگاهی داشت که به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول بود، محل زندگی حضرت بعدها به صورت مدرسه درآمد و به مدرسه ستّیه (مدرسه خانوم) موسوم گردید.(34) و محراب عبادتش به بیت النور شهرت یافت که در طول زمان پناهگاه و محل زیارت دوستداران و متوسلین به حضرتش می باشد.

رحلت شهادت گونه

حضرت معصومه(س) با حرکت حساب شده خویش و به عشق دیدار برادر در رسوایی و افشاء حاکمان جور زمان ـ بنی عباس ـ متحمّل صدمات زیادی گردید و در روز دهم ربیع الثانی سال 201 هـ.ق پیش از آنکه دیدگان مبارکش به دیدن برادر روشن گردد در دیار غربت و در میان اندوه فراوان دلدادگان و دوستدارانش جان به جان آفرین تسلیم کرد.

بعد از وفات حضرت، مردم او را غسل داده و کفن نمودند و به سوی قبرستان بابلان محل فعلی حرم که ملکی از ملکهای موسی بن خزرج بود بردند تا به خاک بسپارند.

در این وقت بین جمعیت گفتگو در گرفت که چه کسی جنازه را داخل قبر گذارد. سرانجام متفق شدند تا شخصی به نام قادر که پیرمردی پرهیز کار و صالح بود این کار را انجام دهد. چون به سراغش رفتند ناگهان مشاهده کردند دو سواره که نقاب به صورت داشتند از طرف ریگزار بسوی آنان آمدند و از مرکب پیاده شده و به تجهیز آن بانوی مکرمه پرداختند. یکی وارد قبر شد و دیگری جسد پاک آن حضرت را برداشته به دست او داد تا به خاک سپارد. آن دو بزرگوار بدون اینکه با کسی تکلّمی کنند بر اسبهای خود سوار شده و از محل دور شدند.(35) بنابر نظر خیلی از بزرگان آن دو تن حضرت رضا(ع) و فرزندش امام جواد(ع) بودند.

بعد از پایان مراسم، موسی بن خزرج سایبانی از بوریا بر قبر شریف آن حضرت برافراشت، تا زمانی که حضرت زینب دختر امام نهم وارد قم گردید و قبّه ای از آجر بر مرقد مطهر بنا کرد.(36)

و بدین سان تربت پاکش در دل شهر قم قبله گاه ارادتمندان شیعه از سراسر جهان گردید.

بارگاه منوّر

بعدها که در کنار مرقد حضرت بانوان دیگری به خاک سپرده شدند از جمله میمونه و ام محمد دختران موسی مبرقع از نوادگان امام جواد، ام قاسم، دختر علی کوکبی، ام اسحق جاریه محمد فرزند موسی مبرقع و ام حبیب جاریه ابو علی نوه امام رضا. طبق گزارش تاریخ قم در قرن سوم هجری دو قبّه به جای گنبد فعلی بوده که قبّه اول بر فراز قبر مطهر حضرت معصومه و قبور ام محمد و ام اسحاق قرار داشت و قبه دوم بر فراز قبور ام حبیب، ام اسحاق و میمونه قرار گرفته بود.(37)

شایسته است کسانی که حضرت معصومه را زیارت می کنند این بزرگواران را یاد کنند و جمله وارده را قرائت کنند:

السلام علیکن یا بنات رسول اللّه السلام علیکن و رحمة اللّه و برکاته.

اولین گنبد بر مرقد حضرت فاطمه معصومه به همت حضرت زینب دختر امام جواد(ع) ساخته شد و به مرور زمان و پس از دفن بانوان علوی در جوار بارگاه آن حضرت، دو گنبد دیگر در جوار گنبد اوّل بنا گردید که سومین آن ها مدفن حضرت زینب دختر امام جواد بود.

این سه گنبد تا سال 447 هـ.ق برقرار بودند تا این که در همان سال وزیر طغرل کبیر ـ میر ابوالفضل عراقی ـ به تشویق شیخ طوسی به جای سه گنبد، گنبد مرتفعی به قطر 11 متر و ارتفاع 14 متر، آراسته به نقش های رنگ آمیزی و تزئینات آجری و کاشی بدون ایوان و حجره ها بنا نهاد که تمام قبور سادات را فرا می گرفت.(38) در سال 925 هـ.ق همین گنبد به همت شاه بیگی بیگم دختر شاه اسماعیل تجدید بنا شد.

در سال 1218 هـ.ق گنبد مطهر با خشت های طلایی تزیین گشت که تا سال 1380 هـ.ق باقی ماند که طبق طرحی از این سال تا 1384 ش گنبد تعمیرات اساسی شد.

مرقد مطهر در اوایل قرن هفتم هجری به فرمان امیرمظفر احمد بن اسماعیل (بزرگ خاندان سلسله مظفری) و با کوشش بزرگترین استاد کاشی سازی آن عصر به کاشی های نفیس و زرفام آراسته گردید که در سال 1377 ش با آمیخته ای از کاشی و سنگ تجدید بنا شد، در سال 965 هـ.ق شاه طهماسب صفوی برای مرقد ضریحی آجری همراه منافذی مزین به کاشی های هفت رنگ و کتیبه های معرّق بنا کرد که در سال 1230 هـ.ق همان ضریح نقره پوش شد، در سال 1280 ضریحی از نقره تهیه و به جای قبلی نصب گردید که چندین بار اصلاح و بازسازی شد، این ضریح در سال 1380 ش تعویض گردید.

اولین صحنی که در این بارگاه مبارک ساخته شد صحن عتیق نام دارد که شاه بیگی دختر شاه اسماعیل صفوی در سال 925 هـ.ق بنا نمود. این صحن چهار ایوان دارد. ایوان طلا در جنوب با دو مأذنه که در سال 1285 این مأذنه ها نیز طلاکاری گردید. ایوان شمالی که ورودی مدرسه فیضیه به صحن می باشد و ساختمان نقاره خانه بر رویش بنا گردیده است. ایوان غربی (ورودی مسجد اعظم به صحن)، ایوان شرقی(رابط صحن اتابکی با صحن عتیق) صحن اتابکی (صحن نو) دارای چهار ایوان می باشد که در هر کدام جلوه های هنری و معماری دیده می شود.احداث آن به دستور اتابک اعظم و از سال 1295 هـ.ق تا 1303 طول کشید، ایوان زیبای آینه در جانب غربی آن قرار دارد. رواق های حرم عبارتند از رواق بالاسر، رواق دارالحفاظ، رواق آیینه و رواق پیشرو. در سمت غرب حرم مسجد اعظم واقع است که کلنگ اول آن در یازده ذیقعده 1373 هـ.ق به دست توانای آیت اللّه بروجردی (ره)، به زمین زده شد.(39)

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. . بحارالانوار، ج 60، ص 217.

2. . معجم البلدان، ج 4، ص 397.

3. . سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 447.

4. . بحار، ج 60،، ص 214.

5. . همان، ص 216.

6. . بانوی ملکوت، آیت اللّه کریمی جهرمی، چ اول، ص 42.

7. . بحار، ج 9، ص 215.

8. . سفینة البحار، ج 2، ص 447.

9. . منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ص 161.

10. . کریمه اهلبیت، علی اکبر مهدی پور، ص 102، به نقل از بحار، ج48، ص 317 و 286.

11. . بارگاه فاطمه معصومه، تجلی گاه فاطمه زهرا، آیت اللّه سیدجعفر میر عظیمی، ج 2، ص 30 و 29.

12. . همان، ص 27.

13. . بحار، ج 60، ص 216.

14. . سفینة البحار، ج 2، ص 376.

15. . حضرت معصومه فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، ج 1،ص 146.

16. . کریمه اهلبیت، ص 133.

17. . همان، ص 131، به نقل از بحار، ج 102.

18. . الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 196.

19. . کریمه اهل بیت، ص 77 به نقل از آثار الحجه، ص 8.

20. . فروغی از کوثر، انتشارات زائر، ص 42.

21. . بانوی کرامت، ص 66.

22. . بحار، ج 8، ص 52.

23. . همان، ص 105.

24. . سفینة البحار، ج 2، ص 376.

25. . کریم اهل بیت، ص 59.

26. . فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، ص 379.

27. . فروغ کوثر، ص 58، کریمه اهلبیت، ص 44.

28. . بارگاه فاطمه...، ص 119.

29. . همان، ص 121.

30. . بانوی کرامت، ص 115.

31. . همان، ص 118.

32. . کریمه اهل بیت، ص 174.

33. . فروغی از کوثر، ص 33.

34. . کریمه اهل بیت، ص 176.

35. . بحارالانوار، ج 48، ص 290.

36. . سفینة البحار، ج 2، ص 376.

37. . کریمه اهل بیت، ص 182.

38. . فروغی از کوثر، ص 106.

39. . پیام آستانه، نشریه آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه)س(،ش 18، فروردین 85.



نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۳٠


اردوغان قاتل ترکمن های شیعه عراق است.

ابوفلاح ، چهره برجسته ترکمنهای عراق :

اردوغان قاتل ترکمن های شیعه عراق است.

با حضور سه تن از چهره های برجسته ترکمن های عراق ، شب شعر شاعران اهل بیت علیهم السلام در تبریز برگزار شد .

در این شب شعر که توسط انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام  در محل اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی برگزارشد ، جمعی از شاعران به قرائت اشعار  آیینی و در موضوع دفاع شیعیان در مقابل هجوم جریان تکفیری – صهیونیستی پرداختند.

پرشورترین بخش  شب شعر شاعران اهل بیت علیهم السلام  سخنرانی و خاطره گویی آقای ابوفلاح چهره علمی – جهادی شیعیان ترکمن عراق بود که با استقبال پرشور شاعران و مخاطبان روبرو شد.

ابوفلاح از شخصیتهای برجسته و شناخته شده ترکمن های عراق درباره نقش تفرقه افکنان در پیدایش وضعیت خونبار امروز عراق که تلفات انسانی گسترده شیعیان ، اهل تسنن و کردها را در پی داشته و موجب ویرانی شهرها و آوارگی صدها هزار تن از اهالی شده است ، گفت : نقش اصلی را در به خاک و خون کشیده شدن عراق و سوریه و یمن و کشتارشیعیان امریکا ، انگلیس و اسراییل برعهده دارند و نوکران و متحدان این کشورها در منطقه دولتهای عربستان ، ترکیه و قطر می باشند .جریان تکفیری و ایده هایی مانند پان کردیسم و پان ترکیسم نتیجه ای جز ایجاد نفرت بین مسلمین و جنگ و خونریزی ندارد .

ابوفلاح درباره وضعیت شیعیان ترکمن عراق گفت :

 

منطقه بشیر که در دوره حکومت صدام با کوچ اجباری اهالی و جایگزین شدن عناصر بعثی وضعیت خاصی داشت ، بعد از سقوط صدام در سال 2003دوباره با حضور اهالی بومی رو به آبادی گذاشت . این منطقه 1150 خانوار داشت که 9 روز بعد از اشغال موصل مورد هجوم داعش قرار گرفت . مقاومت مردم بشیر که با سلاحهای ابتدایی و شخصی صورت گرفت از ساعت 7 صبح که هجوم داعش آغاز شده بود تا ساعت 14 ادامه یافت و در نهایت با اتمام گلوله ها ، مقاومت نیز تمام شد . این در حالی است که نیروهای داعش به انواع و اقسام سلاحهای نیمه سنگین و خودروهای دوشکا دار و ... مسلح بودند و اهالی با سلاحهای شخصی و حتی سلاح کمری با انها جنگ کردند.مردم مظلوم بشیر با هر چیزی که در خانه داشتند به جنگ رفته بودند، و در نهایت با نبود سلاح، مقاومتشان شکست می خورد. داعش تعدادی از زنان و مردان آنجا را که نتوانسته بودند از آنجا خارج شوند را با خود می برد و هنوز سرنوشتشان روشن نیست.(از سرنوشت زنان و دختران که داعش انها اسیر برده چه می توان گفت ؟ )

ابوفلاح هنگامی که از وضعیت منطقه بشیر سخن می گفت ، بغض گلویش را گرفت و گریه حضار را نیز برانگیخت.

 

ابوفلاح که از اهالی  تازه خورماتو  است ، افزود : تازه خورماتو 17 کیلومتر از منطقه بشیر فاصله دارد . این شهر که حدود 37000 شیعه ترکمن در آن ساکن هستند ، به دفعات مورد هجوم داعش قرار گرفته است. ما با براردان اهل تسنن هرگز مشکلی نداشته ایم ، ولی با رسوخ تفکر انگلیسی وهابیت که مشخصا از سوی عربستان و انگلیس حمایت میشود ، برخی عناصر وهابی به اصطلاح روحانی در سخنرانی های خودشان می گفتند که ترکمنهای شیعه ، غده سرطانی در منطقه هستند و باید آنها را از بین برد ! داعش بعد از اشغال بشیر تا دروازه های این شهر پیش آمد و شطی که بین بشیر و تازاخورماتو قرار داشت، به کمک مقاومت مردم تازاخورماتو آمد و داعش را آن طرف شط، زمین گیر کرد.

 

ابو فلاح افزود : اگر تاکنون تازه خورماتو سقوط نکرده و اهالی آن قتل عام نشده اند ، مرهون کمکهای جمهوری اسلامی ایران است. اگر کمکهای تسلیحاتی جمهوری اسلامی نبود ، داعش هزاران شیعه ترکمن را قتل عام می کرد و نوامیس مردم را نیز به اسارت می برد.

این عالم و مجاهد عراقی در توضیح وابستگی داعشی عا گفت : در درگیریهای مختلف ، عناصری از داعش را دستگیر کرده ایم ، اغلب این ها در بازجویی گفته اند که در ترکیه آموزش دیده و در ترکیه نیز تجهیر و تسلیح شده اند. ما یقین داریم که داعش با حمایت ترکیه توانست هزاران ترکمن شیعه را قتل عام کند و از این روشست که به اعتقاد ما اردوغان قاتل ترکمنهای عراق است.

ابوفلاح درباره شهادت یگانه فرزند ذکور خود گفت : بعد از فتوای حضرت آیت الله سیستانی درباره جهاد با تکفیریون جنایتکار ، سجاد  که مسوولیت ورزشگاه دو هزارنفری شهر را برعهده داشت ، برای جهاد اجازه خواست ، مادرش که ایرانی است به وی گفت که پسرم من به امید تو به عراق آمده ام و اگر تو شهید شوی ، من کسی را در عراق نخواهم داشت.اما وی به مادرش گفت ؛ مادر ! اگر د رکربلا بودی و امام حسین علیه السلام « هل من ناصر ینصرنی » می گفت ، آیا اجازه نمی دادی من به یاری سیدالشهدا علیه السلام بروم ؟ و بدینگونه رضایت مادرش را جلب کرد و به صف جهاد با جنایتکاران تکفیری پیوست و در نهایت در راه سیدالشهدا علیه السلام به شهادت رسید. جنازه او نیز در دست دشمن بود تا اینکه بعد از 9 ماه و با عقب نشینی داعش توانستیم استخوانهای شهدایمان را پیدا کنیم.

ابوفلاح گفت : بعد از شهادت یگانه پسرم سجاد بارها سجده شکر کردم که خداوند این توفیق را به من داد که فرزندم در راه سیدالشهدا علیه السلام و دفاع از شیعیان آن حضرت به فیض شهادت نایل شود.

 

 اوفلاح با اشاره به ترویج تفکرات استعماری و تفرقه انگیز بین مسلمین گفت : وحدت ، اساسی ترین ضرورت بین مسلمانان از هر قوم و قبیله و مذهب است و بدون وحدت همه مسلمانان سیب خواهند دی ، چنانکه امروز نیز دچار آسیب شده اند.

وی افزود :به دلیل دامن زدن قوم گرایان به اختلاف قومی، نه کردها به ترکمن های عراقی  کمکی می کنند و نه آتش تفرقه مذهبی اجازه می دهد که ما با برادران اهل سنت متحد شویم. ارتش عراق هم در جبهه وسیعی در برابر داعش می جنگد و زمین گیر است. ما بیشتر از همه، درد تفرقه و اختلاف را لمس می کنیم.

ابوفلاح در پایان سخنان خود از شاعران و نویسندگان خواست ، با قلم خود پاسدار ارزشها و خونها شهیدان باشند و برای ایجاد وحدت و همدلی بین مسلمین تلاش کنند.

 

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٥


تداوم حملات رژیم باکو به نارداران مظلوم

 

نارداران همچنان آماج حملات دولت ضد اسلامی باکو

اقدام دولت الهام علی اف برای حذف نام مقذس ائمه اطهار علیهم السلام از خیابانهای باکو

 

دولت باکو که از حدود یک ماه پیش تاکنون با استقرار پنج هزار نفر از قشون وزرات کشور، نارداران را به یک زندان نظامی تبدیل کرده است، با حذف نام امام حسین (ع) از میدان مرکزی نارداران، می کوشد نام حیدرعلی اف رئیس جمهوری سابق این کشور را بر این میدان قرار دهد.

رییس شورای ریش سفیدان منطقه نارداران جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) تاکید کرد ناردارانی ها حذف نام ائمه اطهار (ع)  از معابر و میادین این منطقه را نخواهند پذیرفت.

ناطق کریم اف افزود  : حکومت باکو هرکاری از دستش برمی آید، انجام دهد. ما یک بار برای همیشه لبیک یا حسین(ع) گفته ایم و هیچ گاه از لبیکی که به امام حسین (ع) گفته ایم عقب نشینی نخواهیم کرد.

رییس شورای ریش سفیدان نارداران تاکید کرد: تغییر نام مذهبی معابر در نارداران غیرممکن است و ناردارانی ها آن را نمی پذیرند .

بر اساس این گزارش پس از حمله داعشی گونه نیروهای امنیتی باکو به مجلس عزاداری حسینی در نارداران در آستانه اربعین که به شهادت پنج شیعه و بازداشت و زخمی شدن دهها نفر انجامید، دولت باکو اقدام به برچیدن پرچم های حسینی و نمادهای شیعی در این منطقه کرده است.

دولت باکو که از حدود یک ماه پیش تاکنون با استقرار پنج هزار نفر از قشون وزرات کشور، نارداران را به یک زندان نظامی تبدیل کرده است، با حذف نام امام حسین (ع) از میدان مرکزی ناردارن، می کوشد نام حیدرعلی اف رئیس جمهوری سابق این کشور را بر این میدان قرار دهد.

سایت فاکت خبر نوشت: شبکه های تلویزیونی دولتی و بظاهر غیر دولتی جمهوری آذربایجان نیز در گزارش هایی که از آنچه نوسازی خیابان های نارداران می نامند، منتشر می کنند، هیچ  اشاره ای به نام های ائمه اطهار (ع)  که معابر و میادین نارداران که مزین به نام آنهاست، نمی کنند.
نارداران که میزبان حرم مطهر رحیمه خاتون از خواهران  گرانقدر امام رضا (ع) است ، یکی از کانون های تشیع در جمهوری آذربایجان می باشد.

 

همزمان با تلاش های باکو برای تغییر هویت شیعی نارداران ، بازداشت فعالان اسلامی در سراسر ایران شمالی (جمهوری آذربایجان )از جمله باکو ، گنجه ، لنکران ، آستارا ، جلیل آباد و ... ادامه دارد .

در ادامه این بازداشت ها که با پاپوش های مختلف و بی اساس صورت می گیرد محمدعلی آخوند زاده فرزند روح الله آخوند زاده رئیس محبوس شعبه آستارا حزب اسلام  جمهوری آذربایجان روز دوشنبه بازداشت شد.


بر اساس این گزارش فعالان اسلامی محبوس از جمله حجت الاسلام طالع باقرزاده روحانی مبارزی که در سالهای اخیر روشنگریهای فراوانی علیه نیروهای صهیونیستی و تکفیری داشته ، و به "شیخ نمر آذربایجان" معروف است ، تحت شکنجه نیروهای امنیتی باکو قرار گرفته اند.

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۱


گزیده جریان شعر انقلاب در آذربایجان به کوشش استاد جلال محمدی

برای نخستین باردر تبریز منتشر شد؛ 

 

 بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی !..  

(گزیده ی جریان شعر انقلاب در آذربایجان 

 به کوشش استاد جلال محمدی ) 

 بعد از گذشت بیش از 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ، سرانجام مجموعه ای از جریان شعر انقلاب درآذربایجان منتشر شد!.. این خبر اگر چه برای اهل قلم و ادب و عموم علاقمندان شعرو ادب ، سرور انگیز است اما از سوی دیگر حاکی از غفلت و سکونی است که دستگاههای فرهنگی مسوول طی دهه ها بدان دچار بوده اند. با تمام مظلومیتی که " فرهنگ " دارد ، بخش اصلی آن یعنی شعر و ادب مظلومیت مضاعفی دارد. اگر چه شعردر طول تاریخ ، همواره از جایگاه بلندی در جامعه و حکومتهای مهم ایران برخوردار بوده ، اما همچنان مظلوم بوده و مظلوم زیسته است ! شعر در انقلاب اسلامی نیز نقش بارز و موثری داشت .بسیاری ازشعارها ی انقلاب ، شعرهای ساده ای بود که توسط شاعران انقلاب سروده می شد.این شعارها یا شعرهای ساده اگر چه بیش از چند کلمه نبود ، اما بیانگر اندیشه و هدف مردم کشور یا منطقه ای از کشور بود . شعار معروف " آذربایجان اویاخدی / انقلابا دایاخدی " (آذربایجان هماره بیدار و حامی و تکیه گاه انقلاب است .) با همه ی کوتاهی خود ، بیانگر معانی و اندیشه و هدف بلند مردم آذربایجان است. سرودهای حماسی دوره ی انقلاب که هر واژه اش یاد آور روزها و لحظه های پرتب و تاب و پرجوش و خروش و حماسی انقلاب است ، سروده های شاعرانی است که دل در گرو انقلاب خمینی کبیر داشتند... 

 شعر در سالهای دفاع مقدس نیز حضوری پررنگ و تاثیرگذار در جبهه ها و پشت جبهه ها ، در مطبوعات و رادیوو تلویزیون و حتی کتابهای درسی داشت.کمتر وصیت نامه ای از وصیت نامه های شهدای دفاع مقدس را میتوان دید که شعری بر آن نقش نبسته باشد و در واقع ، شهدا حتی در رساندن واپسین پیام خود به ملت و تاریخ و آیندگان ، از شعر بهره می گرفتند . اینگونه شعرها که حتی به خلوت وصیت نامه های شهدا نیز راه می یافت ، سروده های شاعرانی بود که همگام و همراه با ملت بزرگ ایران به سوی قله های آرمانها و اهداف بلند در حرکت بودند... شعر انقلاب ، امروز نیز حضوری فعال و تاثیرگذار در جامعه دارد ،در اتفاقات مهم بین المللی و منطقه ای و داخلی ، نقش شاعران انقلابی ایران به روشنی دیده می شود. در موضوع یمن ، تاکنون هزاران شعر سروده شده و جریانی از" یمنیه سرایی" شکل گرفته است. در موضوع بازگشت پیکرهای مطهر غواصان شهید جنگ تحمیلی ، اشعار شاعران ایران ، رسانه ها و شبکه های مجازی و رادیو و تلویزیونها را درنوردید... حکایت جریان شعر انقلاب در ادبیات آذربایجان ، حکایتی است پرخون دل . اگر چه بی توجهی به فرهنگ موضوعی عام در استانهایی مانند آذربایجانشرقی است ، اما جریان شعر انقلاب و دفاع مقدس در آذربایجان – چه به زبان ملی و عمومی کشور یعنی زبان فارسی و چه به زبان بومی یعنی زبان آذربایجانی – طی دهه های گذشته چون موضوعی فراموش شده یا مقطعی و جشنواره ای همواره از نگاه مسوولان فرهنگی پوشیده مانده است و در حد جایگاه و اهمیت آن ، با ان معامله نشده است ...  

چه کسی باور می کند که با گذشت بیش از 35 سال از پیروزی انقلاب ، مجموعه ای از اشعار جریان شعر انقلاب تدوین نشده باشد ؟.. سرانجام چنین اتفاقی در عرصه ی شعر و ادب آذربایجان رخ داد و کتاب وزین " بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی " حاوی برگزیده ای از اشعار جریان شعر انقلاب به زبان آذربایجانی منتشر شد. این کتاب علاوه بر اینکه در موضوع خود ، نخستین کتاب است ، از اهمیت شایان توجه دیگری نیز برخوردار است و آن اینکه ؛ کتاب توسط یکی ازشاعران و نویسندگان برجسته ی کشورمان که سابقه چندین دهه فعالیت در عرصه ی شعر و ادب دارد ، تدوین و تالیف شده است. استاد جلال محمدی که تاکنون آثار متعدد وی در آسمان ادبیات کشورمان درخشیده است ، در کتاب ارزشمند " بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی " آثار قریب به یکصد تن از شاعران آذربایجان را ارایه کرده است ؛ در کتاب اشعار بزرگانی چون استاد سید محمدحسین شهریار ، یحیی شیدا ، عزیز دولت آبادی و اشعار شاعران جوان در کنار هم قرار گرفته است و علیرغم اینکه اشعار از تنوع در موضوع و محتوا و قالب برخوردار می باشند ، اما همه ی آنها نمونه هایی از جریان شعر انقلاب در آذربایجان هستند. کتاب ارزشمند " بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی " از کتابهایی است که حقیقتا جای آن خالی بود و انتشار آن به یک نیاز مبرم ادبی و تاریخی پاسخ می دهد . اینکه نتوانیم نمونه هایی از جریان شعر انقلاب را در آذربایجان ، در قالب یک کتاب به مخاطب ایرانی و خارجی و نسل امروز و آینده ی خودمان عرضه کنیم ، آیا مایه ی شرمساری نبود؟ استاد جلال محمدی در گزینش اشعار با دقت و تامل عمل کرده و می توان گفت که اشعار فراهم آمده در کتاب ، نمونه های درخشان و دل انگیز از سروده های شاعران آذربایجان است ، البته چنانکه در مقدمه کتاب نیز اشاره شده ، انتشار این کتاب در واقع آغاز راهی است برای حرکت در این مسیر و انتشار مجموعه های دیگر که انتظار می رود با درک دستگاههای فرهنگی از اهمیت موضوع ، این راه ادامه یابد و مجموعه های دیگری از اشعار جریان شعر انقلاب در آذربایجان تدوین و منتشر شود تا این اشعار و آثار گرانبها چون گوهرهای قیمتی در غبار زمان مدفون نشود. کتاب " بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی " در 480 صفحه به شیرازه درآمده و با کیفیتی قابل قبول توسط انتشارات هادی تبریز و با حمایت معاونت فرهنگی و اجتماعی سپاه عاشورا منتشر شده است .حمایت معاونت فرهنگی سپاه عاشورا از انتشار کتابی که انتشار آن موجب حفظ بخش مهمی از میراث ادبی و انقلابی آذربایجان می شود ، می تواند سرمشقی برای دستگاههای فرهنگی و هنری باشد . مقدمه ای که به قلم " توکل فرهادی " معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه عاشورا بر کتاب نوشته شده ، از اهمیتی بسزا در شناخت شعر انقلاب و پیشینه شعر آذربایجان و وحدت معنایی شعر آذربایجانی قفقاز با جریان شعر و ادب ایران و مسایل دیگر برخوردار است. " پاسداشت هویت اسلامی شعر آذربایجان" عنوان مقدمه ی کتاب است .در این مقدمه آمده است : "آن فرهنگ مشترکی که فرهنگ همه ی مسلمانان از عرب و عجم و سیاه و سپید است ، فرهنگ اسلام یا فرهنگ اسلامی است. فرهنگ اسلامی در واقع عبارت است از مجموعه ی عقاید ، باورها ، باورها ، ارزشها و آداب و رسوم ، الگوها ، روش و شیوه های عملی برگرفته از قرآن کریم و سنت معصومین علیهم السلام. تردیدی نیست که همه ی مسلمانان (امّت اسلام ) دارای فرهنگ دینی یا فرهنگ اسلامی هستند. این فرهنگ مشترک ، همان گوهر گرانبها و بی نظیری است که همواره باعث الفت و وحدت میان مسلمانان – از هر قوم و قبله و تیره و تبار – بوده است. یکی از مهم ترین اهداف نظام سلطه ، از برساختن و پرداختن نظریه های سیاسی در باب فرهنگ و ترویج اینگونه نظریه ها در پوشش " نظریه های علمی " در جهان اسلام ، تضعیف و تخریب فرهنگ اسلامی ( فرهنگ مشترک مسلمانان ) به شیوه ی نرم و مخملی است. در این نظریه های سیاسی و شبه علمی ، ضمن تکیه و تاکید بر عناصری مانند نژاد ، برخی آداب و رسوم بازمانده از عهدهای جاهلیت ، رقص و موسیقی و زبان و خاک و خون و عناصری از این صنف ،عناصر اصلی و ارکان فرهنگ مشترک مانند توحید و ایمان به خداوند و پیامبران و جهان غیب و نیز قرآن کریم (کتاب آسمانی و مقدس و مشترک مسلمانان ) و قبله ی واحد و احکام و اعمال مشترک و وحدت بخش مانند کنگره ی جهانی حج ، اعیاد مشترک و معارف اسلامی و عناصری از این لون به فراموشی سپرده می شود ، و اگر از اعتقاد و باورها نیز در این نظریه ها و یا مقالات تبلیغی و تحقیقی همسان با چنین نظریه هایی سخن گفته شود ، به باورهایی مانند چهارشنبه سوری ، مقدس شمرده شدن درختی در فلان روستا ، قصه های شب یلدا و برخی خرافات را در کانون دقت می دهند ، حال آنکه آفریننده ی انسان و جهان ، " ایمان " را عامل پیوند و الفت و وحدت و یگانگی میان انسانها (برادری ) معرفی می فرماید : " انماالمؤمنون اخوه ..." سوره الحجرات ، آیه 10 ؛ یعنی جز این نیست که همه مؤمنان با یکدیگر برادرانند. پس ، این ایمان است که میان مؤمنان اعم از عرب و عجم و سیاه و سپید برادری ایجاد می کند ، نه انتساب به قوم و قبیله ای خاص و یکسان بودن تبار و تیره . اما در نظریه های شبه علمی و سیاسی برآمده از دستگاههای فرهنگی استعمار، به جای ارزش الهی " ایمان " ، عناصری چون موسیقی ، رقص ، و حتی برخی آداب و رسوم منسوخ شده و غیر متناسب با جامعه ای رشد یافته ، در صدر عوامل " فرهنگ مشترک " جای می گیرد و فرهنگ مشترک با توجه به عناصری از این سنخ ، تعریف می شود ! پس ، تفاوتها در شئون نازل فرهنگ در جوامع مختلف اسلامی برجسته شده و با تکیه بر این عناصر ، " تفاوتهای فرعی و کاذب " برجسته و برجسته تر می شود و بدینگونه شعاع تفرقه افکنی های قومی و قبله ای و فرقوی و مذهبی گسترده تر می شود. تاسف بارتر اینکه ؛ نظریه های دستگاههای استعماری یا متفکرین وابسته به نظام سلطه در باب فرهنگ و موضوعات مرتبط با آن طی دهها سال در جوامع اسلامی ترویج شده و در این زمینه ، نوعی " مهندسی افکار" صورت گفته است ،چنانکه امروز کثیری از فعالان و تصمیم سازان و تصمیم گیران فرهنگی جوامع اسلامی بر مبنای همین نظریه ها ، پندار و گفتار و کردار خود را سامان میدهند و فی المثل ؛ توجه نمی شود که جایگاه ایمان به عنوان یگانه عامل برادری و وحدت بین اهل ایمان ، در نظریه های فرهنگی یا تصمیم گیریهای فرهنگی کجاست ؟ آیا موضوع ایمان ، به اندازه ی موسیقی ودیگر عناصر فرهنگی مورد تاکید در فضای امروز، مورد توجه قراردارد ؟ خداوند متعال می فرماید : " هیچ قومی را نمی یابی که به خدا و روز واپسین ایمان آورده باشند ، در حالی که با کسانی که با خدا و رسولش مخالفت کرده اند ، دوستی کنند ، هر چند آنها پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند . آنانند که (خدا ) ایمان را در دلهایشان رقم زده و با روحی از جانب خود تقویتشان کرده است و آنها را به باغهایی که از پای درختانش نهرها جاری است ، وارد می کند و همیشه در آنجا ماندگارند. خدا از ایشان خشنود و آنها از او خوشنودند. آنها حزب خدا هستند. آگاه باش که حزب خداوند ، هم آنان رستگارانند " (سوره مجادله ، آیه ی 22) ایمان ، محور اصلی فرهنگ اسلامی و عامل پیوند حقیقی و وحدت میان مسلمانان است و اگر ایمان در کار نباشد ، میان اهل ایمان حتی با پدران و پسران و برادرانشان ، پیوند و دوستی و وحدت برقرار نمی شود. این پیوند و وحدت ایمانی ، علاوه بر امور سیاسی و عبادی و اجتماعی ، در ادبیات و شعر نیز ظهور و بروز خاص خود را دارد. چنانکه می توان گفت ، فی المثل اشعارصائب تبریزی ، نظامی گنجوی ، جلال الدین بلخی ،عطار نیشابوری و فضولی بغدادی ، روح و زبان معنوی واحدی دارد ، با اینکه هر کدام از این شاعران بزرگ در اعصار و امصار مختلفی زیسته اند ، اما آبشخور اندیشه و ذوق آنان ، معارف یک دین و فرهنگ دینی مشترک است که این فرهنگ و معارف آن ، در کلام هر یک از این شاعران به گونه ای تجلی کرده است. در بررسی جریانهای مختلف شعر آذربایجان بخصوص جریان عرفانی ، شعر آیینی (شعر اهل بیت علیهم السلام ) و جریان شعر انقلاب نیز همین معنا به آسانی قابل درک است . یعنی همان روح معنایی واحد و فرهنگ و معرفت و اندیشه ی مشترک اسلامی ، واژه واژه این اشعار را تحت تاثیر نورانی خود دارد . به بیان دیگر، هویت تاریخی و امروز شعرایران در زبان آذربایجانی نیز " هویت اسلامی و شیعی " است. 

 

این نکته نیز شایان دقت است که دستهای بیگانه تلاشهای گسترده و مؤثری برای تغییر هویت اسلامی واصیل شعر آذری و تبدیل آن به هویت مورد نظر خود (هویت قومگرایانه و لاییک ) انجام داده اند. این تلاشها مشخصا بعد از اشغال آذربایجان طی جنگ دوم جهانی (1320 تا 1325 ) توسط اتحاد جماهیر شوروی و کارگزاران فرقه دمکرات آذربایجان با تشکیل یک انجمن ادبی ویژه در تبریز و انتشار نشریات مختلف توسط نیروهای ارتش سرخ و عوامل فرهنگی و ادبی آن بخصوص آذری های کمونیست قفقازی آغاز شد . دولت شوروی تلاش داشت تا یک جریان غیراسلامی ، قومگرایانه و همسو با سیاست شوروی درادبیات آذربایجان ایران ایجاد کند . اینگونه تلاشها به صورت گسترده تر و عمیق تر بعد از استقرار نظام کمونیستی در شوروی ، خاصه بعد از روی کارآمدن استالین در منطقه ی آذری نشین قفقاز که در آن روزگار " جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی " خوانده می شد ، انجام گرفته بود. جریان عمومی شعردر منطقه آذری نشین قفقاز- که با عهدنامه های گلستان وترکمانچای از ایران جدا شده بود - در واقع بخشی از جریان شعرایران و جهان اسلام و دارای همان روح معنایی واحد با جریان عمومی شعر آذربایجان ایران بود، نظام کمونیستی با انجام اقداماتی مانند برچیدن انجمنهای ادبی ریشه دار ، تبلیغ ارزشهای کاذب کمونیستی و سوق دادن احساسات عمومی جامعه و خلاقیت های ادبی به آفرینش اشعار درباره این ارزشهای کاذب ، تبعید و قتل شاعران مسلمان ، ممنوعیت آموزش معارف اسلامی و قرآن کریم ، تغییر الفبا و قطع ارتباط نسل جدید با گذشته و تاریخ و اقداماتی از این دست ،تلاش گسترده ای برای تغییر هویت اسلامی – ایرانی اذری های شیعه ی قفقاز و هویت اصیل شعر آذری سامان داده بود . آنچه طی سالهای اشغال آذربایجان ایران درباره ی شعر و ادبیات آذری توسط دستگاه نظامی (ارتش سرخ ) - فرهنگی و تبلیغاتی شوروی انجام شد ، تلاشهایی بود از این سنخ که به سرانجام نرسید ...  

با پیروزی انقلاب اسلامی ، هویت شعر آذربایجان به دوره ای نو از شکوفایی رسید . شاعران آذربایجان همصدا با ملت بزرگ ایران ، هزاران شعر درباره ی انقلاب ، دفاع مقدس ، رویدادهای تاریخی و موضوعات مرتبط با انقلاب سرودند که استاد سید محمد حسین شهریار را می توان به عنوان پیر و پرچمدارشعر انقلاب و دفاع مقدس دانست که در این زمینه ها ، اشعارماندگاری - چه به زبان فارسی و چه به زبان آذربایجانی – از خود به یادگار نهاد ، تا گواهی باشد تاریخی بر ادای مسئولیت شاعر ایرانی در پیروی از اسلام و انقلاب اسلامی. این حرکت ادبی که شهریار ملک سخن چهره ی برجسته ی آن است ، با تمام فراز و فرودها تداوم دارد و از این رهگذر گنجینه ای ماندگار از شعر فارسی و آذری فراهم آمده است . آنچه مایه ی تاسف و اندوه است اینکه دستگاههای مسئول ، توجه و تلاش شایسته ای برای جمع آوری ، تدوین و انتشار این اشعار نداشته اند . به جرات می توان گفت که با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و با گذشت بیش از دو دهه از پایان دفاع مقدس ، هنوز مجموعه ای در خور از اشعار شاعران مسلمان و انقلابی آذربایجان – به زبان آذربایجانی - منتشر نشده است . این در حالی است که جمعی از چهره های تابناک شعر آذربایجان به دیار باقی شتافته اند ، شادروانانی چون؛ شکیب ، معنوی ، راحمی ، شبخیز ، انور ، منفرد اهری ، آیدین ، تنها ، فاضل ، واقف ، صدیق ، شکری ، عاصم و دیگرانی که سرنوشت اشعار برخی از آنان بر ما روشن نیست . انتشار مجموعه ای از جریان شعر انقلاب در آذربایجان ، حرکت درخشانی است که به کوشش شاعر و نویسنده ی برجسته کشورمان استاد جلال محمدی در قالب کتاب ارزنده و ماندگار " بیزیم قبیله میز ، قبله میز بیردی " به شیرازه درآمده است . این کتاب که در نوع خود ، نخستین نمونه است ، اشعار قریب یکصد تن از شاعران ارجمند خطه ی ولایتمدار آذربایجان را دربرگرفته است که از اوان انقلاب اسلامی تاکنون سروده شده اند. بدیهی است که اشعار فراهم شده ، فراخور حجم و حوصله ی این مجموعه است و شاعران بسیاری هستند که تدوین و انتشار اشعار آنان می تواند زینت بخش مجموعه های دیگری باشد که انتشارشان را درآینده امیدواریم. باشد که انتشار این مجموعه ، آغاز حرکتی باشد برای توجه و تلاش بیشتر دستگاههای مسئول فرهنگی تا اقدامات گسترده و مؤثری در راستای پاسداری از هویت اصیل و اسلامی شعر آذربایجان ، حمایت تاثیر گذار از جریان جوشان شعر اسلامی وانقلابی و پژوهشهای ادبی در این زمینه و انتشار مجموعه های دیگر از آثار شاعرانمان انجام گیرد."

 

 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٢


افزایش حضور ترکهای وهابی در جنگ سوریه

ترکهای وهابی یکی از بخشهای چشمگیر جبهه گروههای تروریست در جنگ سوریه محسوب میشود و تاکنون دهها تن از ترکهای وهابی که از کشورهایی مانند ترکیه ، ترکمنستان ، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) ، چین (ترکستان یا استان سین کیانگ ) و ... به سوریه اعزام شده اند ، به هلاکت رسیده اند.

اخیرا در مطبوعات باکو ، موضوع وهابی های اهل سنت آذری زبان که به جنگ و جنایت علیه شیعیان در کشورهایی مانند سوریه یا عراق کشیده میشوند مورد توجه قرار گرفته است. مطبوعات باکو از اعزام بیش از چهارصد تن از جوانان وهابی این کشور به سوریه خبر می دهند که دهها تن از آنها در جنگ به هلاکت رسیده اند، این در حالی است که وهابیت در طول تاریخ پیدایش خود هرگز جایگاهی در میان مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) نداشته و اقلیت سنی مذهب این منطقه همواره روابط برادرانه ای با شیعیان داشته اند.شیعیان بیش از 90 درصد جمعیت ایران شمالی (جمهوری اسلامی ) را تشکیل میدهند ، اما بعد از فروپاشی شوروی و تشکیل کشوری جدید به نام جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ، جریان وهابیت با حمایت گسترده مالی و آموزشی عربستان سعودی ، قطر ، امارات و... در این منطقه شکل گرفت. دولت باکو نیز در راستای همکاریهای گسترده با امریکا  و اسراییل ، حوزه های علمیه را که بعد از فروپاشی شوروی در این کشور تشکیل شده بود ، به دستور حیدر علی اف تعطیل کرد و بسیاری از جوانان طالب علم ، با همکاری کمیته دولتی امور دینی برای تحصیل به عربستان و مصر  اعزام شدند که تحت آموزشهای فرقه ای – سیاسی وهابیت قرار گرفته و به ترویج وهابیت در کشور پرداختند.

اخیرا رسانه ها خبر از حضور صدها تن از وهابی های ترکمنستان در جنگ سوریه خبر میدهند .

 

بنا به گزارشهای منتشر شده ، ارتش سوریه در حالی این روزها به مبارزه علیه تروریست‌ها ادامه می‌دهد که شمار زیادی از این عناصر وارد خاک سوریه شده‌اند. این در حالی است که به تازگی این تروریست‌ها از ترکمنستان وارد سوریه می‌شوند.

 

روزنامه فرامنطقه‌ ای «الشرق الأوسط» گزارش داد که برای نخستین بار رسما اعلام شد که علاوه بر تروریست‌های چچنی و داغستانی، این بار  تروریست‌های ترکمنستانی هفته گذشته وارد منطقه «جسر الشغور» سوریه شدند.

 

به گزارش این روزنامه، تروریست‌های چچنی در صدر جنگ‌های راهبردی در شمال قرار دارند. این جنگ‌ها از اشغال  شهرک «کسب» توسط تروریستها در سال گذشته آغاز شد و تا امروز و در حمله به مناطقی در ریف «لاذقیه» رسیده است.

 

«رامی عبدالرحمن» رئیس گروه موسوم به دیده‌ بان حقوق بشر که مرکزش در لندن قرار دارد، گفت: عناصر وابسته به گروهک القاعده نام مهاجرین را بر خود نهاده‌اند.. نیروهای چچنی نیز در صدر جنگ جسر الشغور قرار دارند. آنها معمولا به خاطر تجربه جنگاوری، توانایی رزمایش و تحریک و حضور عناصر انتحاری در میانشان در جنگ‌های اصلی حضور دارند. آنها اکنون در یکی از مناطق شهر حلب حضور دارند.

 

الشرق الأوسط می‌افزاید: عناصر بیگانه‌ ای حضور دارند که «مهاجرین» نام دارند و شمار آنها به بیش از یک هزار نفر نمی‌رسد و اکنون در ریف‌ ادلب و لاذقیه حاضر هستند. همچنین «ابومسلم الشیشانی» نیز سرکردگی آنها را در جنگ «ساحل» بر عهده دارد. این در حالی است که عناصر چچنی و داغستانی نیز در این جنگ مشارکت دارند.

 

به گزارش این روزنامه، علاوه بر تروریست‌های خارجی حاضر در سوریه، برای نخستین بار تروریست‌هایی سربر آورده‌اند که نام «جنگجویان ترکمنستان» را بر خود نهاده‌اند. آنها داری تجربه جنگی بالایی هستند و رسما از دسامبر گذشته خود را مطرح کردند.

 

عبدالرحمن الرامی همچنین اعلام کرد: «شمار عناصر این حزب به 500 تا 700 عنصر می‌رسد و آنها نیز وابسته به گروهک القاعده هستند. در جنگ جسر الشغور نیز دستکم 20 کشته در میان آنها دیده شد».

گزارشهای منتشر شده در رسانه ها حاکی از آن است که دولت ترکیه ، نقش اصلی را در جذب ، آموزش و اعزام تروریستهای وهابی ترک و چچنی ها به سوریه بر عهده دارد. گفتنی است دشمنی ترکها با شیعیان از سابقه ای تاریخی نیز برخوردار است . ترکهای عثمانی بعد از تشکیل دولت وحدت ملی شیعه در ایران توسط شاه اسماعیل صفوی ، علاوه برکشتار گسترده شیعیان آناتولی ، به ایران حمله کرده و با ایجاد جنگ چالدران و اشغال آذربایجان ، جنایات متعددی را مرتکب شدند. دولت امروزی ترکیه نیز در جنگ غرب و دولتهای وهابی و مرتجع عربی با این جریان به صورت کامل متحد شده و به صورت رسمی و غیر رسمی از جنگ ضد شیعیان در عراق ، سوریه و یمن حمایت می کند.

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳۱


 

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳۱


استاد شهریار و فردوسی

فردوسی و شاهنامه جاویدانند !

 

  • استاد سید محمد حسین شهریار

 

 

در قعر هزار ساله ی غار قرون

 از کشور یادهای یک قوم اصیل

 کآنجا قُرق غرور قومیت اوست

یک منظره ی شکوهمندی خفته است

 یک دورنمای دلفروز تاریخ

ایران قدیم !

گسترده سواد سرزمینی به شکوه

با حلقه ی کوه های رویین پیکر

با کنگره ها که بر افق های عمیق

 با سایه ی توده های ابهام اندود

پیچیده و لولیده به هم جنگلها

 با روشن آبگینه ی دریاها

 با پرتو رودهای سیمین سیما

ایران عظیم !

آن گوشه ، سواد سهمگین کوهی است

 بر سینه ی آن کوه کلان ، بنشسته

 چون صخره سواد هیکلی رویین تن

 آن گونه که سیمرغ نشیند بر قاف

 گویی که یکی مجسمه است از مفرغ

می دانی کیست ؟

او شاعر ایده آل ما فردوسی است !

او پیکره ی غرور ملیت ماست !

*

فردوسی طوسی ، آن نبوغ قهّار

 طراح و مهندس بناهای قصَص

 نقاش قرون ماورای تاریخ

 رنگین کن فیلم فولکلورهای قدیم

اسپَهبُد افسانه سرایان جهان

در سبک ظریف مینیاتور سازی هم

 سهمی و صلابت شگرفی دارد

 در غرّش از او حماسه های ملی است

 توفنده از او حمّیت و احساسات

داننده ی راز انفجار کلمات

افتاده به روی نقشه های جنگی

 فرمانده ی جنگهای فرهنگی ماست

خلاق غرور قومیت ما

او شاعر ایده آل ما فردوسی است !

*

منظومه ی شاهکار جاویدانش

شهنامه ی او ، سمبل فیروزی هاست

هر بیتی از آن بلنگوی فتحی است

 هر نقطه ی آن تمرکزی از احساس

تمرین هدفگیری صاحبنظران

هر کلمه ی آن یک سوار جنگی است

 هر سطری از آن صفی سپاه جاوید

هر صفحه ، یکی لشکر سیروس کبیر

 هر فصل ، سپاه جامعی جاویدان

 هر دایره ی جیم ، یکی تیغ ستیز

 هر سرکش کاف او یکی خنجر تیز

هر کاف یکی بازوی زوبین انداز !

*

او شاعر قهرمان ما فردوسی است !

او را قلم آن کرد که شمشیر نکرد

 او یک تنه زد به جنگ شجعان عرب

 شجعان فصاحت و بلاغت ، همه را

با گرز حماسه های ملی کوبید !

احیای نوامیس عجم جمله از اوست

 او کاخ زبان پارسی کرد بلند

 او کفّه ی ما کرده به سنگینی کوه ...

 

اسلام حق است و حق به حقدار دهد

بیش از همه در تمدن اسلامی

 ماییم سهیم ،

 آن گونه که اوصیا شناسان ماییم

 پیغمبر اسلام به کسری بالید

ماییم که بستوده نبی دانش ما !

*

او شاعر ایده آل ما فردوسی است !

پیشانی باز او به پهنای افق

 ژرفای نگاه او یکی اقیانوس

زان کارگه مغز ، تصاویر و نقوش

 در قالب خوش تراش سُربین کلمات

از خامه پیاده می شود در دفتر

تصویر کند گذشته ی دلکش ما !

شاهان و یَلان با عزت و شأن

با پنجه و بازوان پولادینشان

 تصویر کند عشق و فداکاری ها

 والا منشی ها و جوانمردی ها

تصویر کند مفاخر ایران را

او شاعر فیلمساز ما فردوسی است !

از چشم هنر چه فیلمبردار دقیق

وز چرخ قلم چه کارگردانی ها

 هر فیلم یکی چه شاهکار جاویدانی

هر تابلوی او یکی نمایشنامه است

 در پرده ی سینمای او غوغایی است

هر صحنه نمودار چه شخصیتهاست

در نقش هنر چه قهرمانان دارد

رستم ، یَل داستان هنرپیشه ی اوست !

*

او تهمتن است و نقش اول او راست

 در نقش دوم حریف او باز قوی است

رویین تن و اشکبوس و سهرابش هست

 از خامه ی او چه پرده هایی رنگین

تا گردش آسمان و مهر و ماه است

بگشوده به پیش چشم دل ماست

 چون خون سیاوش که هنوز است به جوش

رنگ شفق غروبها یادی از اوست !

سیمای منیژه ، دختر افسانه / آشفته فراز چاه بیژن ، گویی

یک خاطره ی حزین هر ایرانی است !

*

او نابغه ی حکیم ما فردوسی است !

هر قصه و داستان که او ساز کند

 بر روی اساس حکمت و اخلاق است

 بنهاده اساطیر اصیل ما را

 بر روی موازین وزین اخلاق

آری اخلاق !

اخلاق که ایده آل پیغمبرهاست

 او جنگ برای خاطر صلح کند

او وخشور است !

وخشور ، ولی نخوانده خود را وخشور

او فردوسی است !

فرزانه حکیم ابوالقاسم ماست !

*

این چهره ی جانفزای فیروزی بخش

 الهام ده حمیت قومیت

 چندی به غبار قرنهای تاریک

 یک پرده ی ابهام به خود می پوشد

وان گنج و خزینه های افروزنده

در کنج خرابه های خاموشی بود !

امروز به جشنهای فرهنگ و هنر

 در سالن فردوسی شهر تبریز

آن پرده که بود مظهر غفلت قرن

زین چهره ی تابناک بر می داریم

اکنون نه به تبریز و به ایران تنها

 دنیا همه یک دهن به پهنای فلک

 بگشوده به اعجاب و به تحسین تمام

 با هرچه زبان و ترجمان دل و جان

در گوش تو با دهان پر می گویند :

فردوسی و شاهنامه جاویدانند !

نوشته : SAHAND KARIMI در ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٠


نویسنده وبلاگ

SAHAND KARIMI

تماس با نویسنده
SAHAND KARIMI

آرشیو وبلاگ

صفحه نخست
خرداد ٩٥
دی ٩٤
امرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
بهمن ٩۳
آذر ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
فروردین ٩۳
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
بهمن ٩۱
آذر ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
اردیبهشت ٩۱
آبان ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
اسفند ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢

لینکستان

نوشته هاي يك سردبير
آذربايجان خبر
ایران شمالی
آذربایجان نیوز
اتاق زمان
کشکول
تبریز - باکو
سرزمین قفقازی من
خداآفرین
سرزیمن قفقازی من
آذرنامه
سردار وطنم ایران
فلسفه یا تعقل
لینک امروز
ليست وبلاگ ها
لینکوگراف
جامعه مجازی
طراحی وب

لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی
  RSS 2.0